فصل اول:
کليات
طرح مسآله
اهميت و ضرورت انجام پژوهش
اهداف و سوالات
فرضيه ها
متغيرها
تعريف نظري و عملياتي متغيرها

1-1 مقدمه
مهاجرت قدمتی به اندازه زندگی بشر دارد. انسان اولیه همچون انسان امروزی برای دست یافتن به امکانات بهتر زندگی و رضایت هر چه بیشتر اقدام به مهاجرت میکرده است. این مساله با رشد جوامع تبدیل به یک مساله اجتماعی شده است.
مهاجرت در کشورهای توسعه یافته موجب بهبود شرایط زندگی افراد در دو نقطه مهاجر پذیر و مهاجر فرست میشود. در حالی که در کشور های جهان سوم به دلیل محدودیت امکانات رفاهی، شغلی و نیروی انسانی متخصص مهاجرت بیشتر مشکلزاست.
در سطح داخلی تعداد زیادی از افراد دارای تخصص به دلیل عدم تعادل در توزیع منابع و امکانات داخلی کشور از بخشهای مواجه با کمبود امکانات به سمت مادر شهر ها و مناطق مرفهتری که از امکانات نسبی بیشتری برخوردارند مهاجرت میکنند (افشانی، 1381: 12).
استان خوزستان در دهههای گذشته به دلیل مسایل مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و همچنین وقوع 8 سال جنگ تحمیلی با نقل و انتقالات شدید جمعیتی روبرو بوده است. آبادان از جمله شهرهای استان خوزستان است که ظهور و شکل گیری آن ارتباط تنگاتنگی با پدیده مهاجرت دارد و اگر بگوییم این شهر زاده مهاجرت است گزاف نگفتهایم. این شهر به دنبال تاسیس پالایشگاه نفت ایجاد گردید و در فاصله زمانی محدودی توسعه فزاینده ای پیدا کرد و به یکی از مهمترین مناطق اقتصادی و توریستی کشور تبدیل گشت. صرف نظر از آمار و ارقام در سطح عموم همیشه این مقوله مطرح میشود که به علت عدم بازسازی کامل و اصولی این شهر، ظهور پدیدههای نامطلوب جوی مانند گرو و غبار، شوری آب شرب، بروز مشکلات فرهنگی اجتماعی مانند اعتیاد، بیکاری و نبودن امنیت در سطح شهر، نبود امکانات رفاهی نسبت قابل توجهی از مردم آبادان در حال مهاجرت به دیگر شهرهای توسعه یافته و خوش آب و هوای کشور میباشند که یکی از مهمترین دلایل این مهاجرت ها عدم رضایت مردم از زندگیشان است. بنابراین در تحقیق حاضر بر آن شدیم تا تاثیر مقوله رضایت از زندگی بر تمایل به مهاجرت از شهر آبادان را مورد بررسی قرار دهیم.

1-2 بيان مساله
مهاجرت بعنوان يكي از موضوعات محوري رشته جمعيت‏شناسي شناخته شده و از زمينه‏هائي است كه در مطالعات جمعيت‏شناسي جايگاه ويژه‏اي پيدا كرده است. مهاجرت از عوامل اصلي تغيير و تحول جمعيت و مهمترين عامل خارجي تغيير تعداد و ساخت جمعيت مي‏باشد.
طبق تئوري گزينشي بودن مهاجرت، همراه با هرگونه فرصتي كه به‏وجود مي‏آيد، بعضي از افراد مهاجرت را برمي‏گزينند و برخي ماندن را، اين امر برحسب تصادف نيست. معمولاَ مهاجران ويژگيهايي دارند كه موجب مي‏شود زمينه‏هاي رفتن يا ماندن را در مقايسه با آنهايي كه مي‏مانند متفاوت ارزيابي كنند (اوبراي، 1370: 82). مطابق با اين تئوري، حداقل در ابتدا مهاجرت گرايش دارد افراد نسبتاَ آموزش ديده، ماهر، خلاق و داراي انگيزه‏هاي بالاي كاري را از جوامع فرستنده جذب كند. بررسي‏هاي داخلي و خارجي كه درباره مهاجرت انجام شده توافق دارند كه تمايل و تصميم‏گيري براي مهاجرت با سن، جنس، تحصيلات و رضایت از زندگی بستگي دارد. مطابق بررسي اسكلدون1، كسانيكه مهاجرت مي‏كنند معمولاَ از بين افراد تحصيل‏كرده‏تر جامعه هستند، يعني از خانوارهائي كه توان صرف‏نظر كردن از نيروي كار خانوادگي فرزند خود را داشته و آنها را به دانشگاه مي‏فرستند. افراد باسوادتر موقعيتهاي شغلي را كه در ديگر مناطق وجود دارد بهتر شناسايي كرده و با موقعيتهاي جديد بهتر برخورد مي‏كنند. اولين مهاجران از هر جامعه‏اي به نحو تقريباَ تغييرناپذيري از نخبگان آن محل هستند (اسكلدون، 1380: 115).
مبدأهاي مهاجرين كه اكثراَ از نقاط كوچك و محروم هستند، سرمايه‏گذاري عظيمي برنيروي انساني خود نموده ولي به دليل نداشتن سيستمهاي جذب افراد تحصيلكرده همانند؛ دانشگاهها، ادارات و صنايع بزرگ و غيره، بسياري از نيروهاي انساني ماهر خود را از دست مي‏دهند، كه اين امر مسائل مختلفي را در سطح جامعه به وجود مي‏آورد. از نظر تحليل ساختاري، مسائل ناشي از اين الگوي مهاجرت را مي‏توان در سه سطح؛ محيط مبدأ، محيط مقصد و مهاجر و خانواده مهاجر بررسي نمود. گرچه بيشترين مسائل دامنگير مبدأ مي‏باشد، ولي نبايد مسائل مربوط به مقصد و مهاجر را از نظر دور داشت.
مساله‏آميزترين جنبه اين الگوي مهاجرت، محروم شدن مناطق فرستنده از نيروي انساني ماهر با تحصيلات عالي مي‏باشد. نيروي انساني متخصص و ماهر در توسعه اقتصادي و اجتماعي هر جامعه‏اي نقش اساسي دارد. سرمايه مادي در هر جامعه‏اي با نيروي انساني متخصص و كارآمد است كه به جريان افتاده و به توسعه اجتماعي و اقتصادي جامعه مي‏انجامد.
درخصوص اهميت نيروي انساني ماهر، ادوارد دانشن از كارشناسان اقتصاد آمريكا در تحقيقي راجع به عوامل موثر بر پيشرفت صنعتي كشورها بيان داشته كه: از ميان 31 عامل مؤثر در امر پيشرفت صنعتي، مهمترين عامل، پرورش نيروي انساني متخصص مي‏باشد. به نظر وي، پيشرفت نيروي انساني مهمترين عامل رشد اقتصادي و پيشرفت تحقيقات و علوم عامل دوم در رشد اقتصادي مي‏باشد (شعبانلو، 1380: 8). اين الگوي مهاجرت به نوعي تداعي كننده مسئله فرار مغزها مي‏باشد. گرچه اصطلاح «فرار مغزها» براي نخستين بار به مهاجرت عظيم مهندسين انگليسي به ايالات متحده آمريكا نسبت داده شده بود، ولي با اين اصطلاح مي‏خواستند به اهميت مهاجرت متخصصين و تحصيل‏كرده‏ها اشاره نمايند.
همچنين مهاجرت جوانان موجب كاهش نيروي جوان و رشد جمعيت، افزايش نسبت سالخوردگي و در نتيجه افزايش نسبت وابستگي در مبدأ مي‏گردد. طبق بررسيهاي وزارت امور اقتصادي و دارايي (1375: 25)، در روستاها و شهرهاي كوچك، نرخ رشد جمعيت پايين‏تر از نرخ طبيعي مي‏باشد. بنابراين، اين الگوي مهاجرت، براي مبدأ چيزي جز فقر، عقب‏ماندگي و وابستگي نمي‏تواند به‏همراه داشته باشد.
علاوه ‏بر مسائل ياد شده، مهاجران و خانواده‏هايشان در محيط جديد با مسائل بي‏شماري مواجه مي‏شوند. مسائل رواني، عاطفي‏، اقتصادي و فرهنگي مي‏تواند ازجمله اين مسائل باشد. مطالعه‏اي كه در زمينه اثر مهاجرت بر مرگ‏و‏مير در هند صورت گرفته بود نشان داد كه مسكن مهاجرين اغلب بهداشت و تسهيلات بهداشتي رسمي ندارند. شرايط چنين مساكني براي اميد زندگي كودكان زيان‏آور نشان داده شده بود. پايين بودن اقتصاد مهاجران، آنها را مجبور كرده بود كه زمين را در مجاورت صنايع سنگين بدست آورند، كه اين امر آنها و خانواده‏هايشان را در معرض بيماري عفوني و تنفسي قرار مي‏داد (Stephenson etal., 2003).
رضایت از زندگی به عنوان ارزیابی کلی کیفیت زندگی بر اساس ملاکهای انتخاب شده عبارت است از مقایسه بین شرایط زندگی با ملاکهای شخصی. افراد هنگامی سطوح بالای رضایت از زندگی را تجربه میکنند که شرایط زندگی آنها با ملاکهایی که برای خود تعیین کردهاند، مطابقت داشته باشند. رضایت از زندگی را میتوان به عنوان جامعترین ارزیابی افراد از شرایط زندگی خود در نظر گرفت.
رضايت از زندگي، يك فرايند داوري است كه افراد، كيفيت زندگي خود را بر اساس ملاكهاي منحصر به فرد خود ارزيابي ميكنند. رضايت از زندگي، يك صفت پايدار و عيني نيست بلكه به تغييرات موقعيتي، حساس بوده و بر اساس برداشت و ديدگاه خود افراد در نظر گرفته مي شود.
عوامل متفاوتی در رضایت از زندگی مشارکت دارند. برای مثال گیبسون (1986) تعامل اجتماعی، امونس و دینر (1985) عوامل شخصیتی، جورج (1981) سطح درآمد و طبقه اجتماعی، ویلیتس و کرایدر (1988) مذهب را در میزان رضایت از زندگی موثر دانستهاند. از طرفی رابطه رضایت از زندگی با عوامل گوناگونی مورد بررسی قرار گرفته: حمید (1389)رابطه رضایت از زندگی با پیشرفت تحصیلی، کشاورز و دیگران (1388) پیش بینی کنندههای روانشناختی رضایت از زندگی، صادق مقدم و دیگران (1385) رضایت از ندگی در زنان شاغل و خانه دار و… ملاحظه میشود که بررسیهای مختلف از یک سو به نقش متغیرهای متعددی در رضایت از زندگی و از سوی دیگر به تاثیر رضایت از زندگی بر پدیدههای دیگر پرداختهاند، اما پژوهشیهایی که تاثیر رضایت از زندگی بر تمایل به مهاجرت را مورد بررسی قرار دهند کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند. لذا در پژوهش حاضر تلاش میشود تا با رویکردی بین رشتهای به بررسی رابطه بین رضایت از زندگی و تمایل به مهاجرت پرداخته شود.
شهرستان آبادان در دهه هاي گذشته به دلايل مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي از جمله افزايش زير ساخت هاي صنعتي و کشاورزي و همچنين وقوع 8 سال جنگ تحميلي با نقل و انتقالات شديد جمعيتي روبرو شده است. بطوري که روند مهاجرت در اين استان از روند ويژه اي برخوردار بوده است. اين شهرستان در 50 سال گذشته از نظر مهاجر پذيري و مهاجر فرستي تغييرات عمده اي داشته است. شهرستان آبادان امروزه نيز نقش قابل ملاحظه اي در فرهنگ، اقتصاد، تاريخ و جغرافياي ايران دارد چرا که با داشتن پتانسيل هاي مساعد طبيعي و منابع معدني بي شمار توانسته همواره نقشي مهم و سازنده در پويايي اقتصاد ايران بازي کند. با توجه به آنچه در بالا گفته شد می توان نتیجه گرفت که افراد به دنبال رضایت بیشتر از زندگی دست به مهاجرت می زنند. بر این اساس مساله محوری تحقیق حاضر این است که چه رابطهایی بین تمایل به مهاجرت از آبادان و رضایت از زندگی وجود دارد؟
1-3 اهميت وضرورت تحقيق
مهاجرت به‏عنوان يك واقعه اجتماعي با بسياري از وقايع اجتماعي كه منبعث از عوامل اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، جمعيتي و غيره جوامع هستند، در ارتباط بوده و حالتي تأثيرگذار و تأثيرپذير (تعامل)‏ي با آنها دارد. شناخت اين تأثيرپذيري از محركهاي اصلي آن منجمله؛ تحصيلات، جنسيت، پايگاه اجتماعي– اقتصادي، ويژگيهاي رواني و شخصيتي، تجربه مهاجرتي و تجربه اقامتي افراد، دافعه مبدأ، جاذبه مقصد، هزينه‏هاي مهاجرت و شبكه مهاجرتي مي‏تواند به برنامه‏ريزي درجهت استفاده مطلوب از اين تأثير‏پذيري بيانجامد و مسائل ناشي از اين الگوي مهاجرت كه جامعه بطور عام و جمعيت‏شناسي بطور خاص با آن مواجه است را تعديل نمايد.
اصولاَ هدف از مطالعه نگرشها و گرايشها تأثيرگذاري بر رفتار است، بدليل اينكه انواع گرايشها به‏عنوان شاخصها يا عوامل پيشگويي رفتار شناخته شده‏اند. در پيمايشهاي گرايش به مهاجرت، بيشترين هدف دستيابي به آستانه مهاجرتي است. «آستانه مهاجرتي» نقطه‏اي است كه فرد احتمالاَ در آن نقطه از نظر روحي، رواني و ديگر ويژگيهاي فردي از موطن خويش- حداقل از نظر پيوندهاي فكري– گسسته شده و از آن به بعد در تلاش براي بوم‏گزيني جديد است. شايد بتوان با مسامحه گفت كه جهت انديشه و پيوند فكري‏‏-‏ معنوي فرد در آستانه مهاجرتي تغيير كرده و وي را به مهاجرت راغب مي‏سازد (كاظمي‏پور، 1384: 32 ؛ رجبي،1380: 9 ؛ شريفي، 1376: 15). بنابراين، با مطالعه گرايش به مهاجرت و بررسي عوامل مؤثر بر آستانه مهاجرتي افراد، مي‏توان از احتمال وقوع رفتاري در آينده باخبر شد و فرصت كافي بدست آورد تا بتوان اين موج رفتاري را به نحو احسن سازمان داد.
بالان2 در خصوص افزايش مطالعات مهاجرت اظهار داشته كه: افزايش در مطالعات مهاجرت از دهه 1960 به بعد شايد پاسخي براي گسترش علاقه در ميان سياستگذاران و برنامه‏ريزان در مورد رشد جمعيت و مخصوصاَ شهرنشيني باشد. پيمايشهاي شهري هم‏اكنون به اهميت اقامتهاي كوتاه مدت در شهرها حساس بوده، درحاليكه قبلاَ ناديده گرفته مي‏شد (Balan, 1981). پيمايش صمدي ملا‏يوسفي (1382) در زمينه تأثير مهاجرت بر شهرنشيني كشور نشان داد كه طي دو دوره 65– 1355 و 75–‏ 1365، مهاجرت مهمترين عامل رشد جمعيت شهري سه استان هرمزگان، همدان و يزد بوده است. از بين عواملي كه باعث رشد جمعيت شهري شده‏اند، سهم مهاجرت 04/49 درصد بوده است.
در ايران سازمان و نهادي كه مسئول ثبت اطلاعات مورد نياز محققين درباره مهاجرت و مهاجران باشد وجود ندارد. بنابراين، از مشكلاتي كه براي پيمايشهاي مهاجرت پيش مي‏آيد سخت بودن دسترسي به جامعه مهاجران بوده و اين امر، وقت و هزينه‏ زيادي را براي محقق تحميل مي‏كند. بدين‏طريق، اكثر تحقيقات مهاجرتي به صورت اسنادي و كتابخانه‏اي صورت گرفته و از طرحهاي پيمايشي و قرار دادن شخص بعنوان واحد تحليل صرف‏نظر مي‏شود. در اين بررسي، از طريق سنجش گرايش به مهاجرت اين فرصت به وجود مي‏آيد تا بتوان در مورد مهاجران بالقوه و به عبارتي مهاجران آتي برنامه‏ريزي نموده و سياستگذاران و برنامه‏ريزان بتوانند از نيروهاي حركتي آنها به طور مطلوبي استفاده نمايند.
1-4 اهداف تحقيق
چنانچه از عنوان طرح بر‏مي‏آيد، هدف عمده و اصلي در اين تحقيق بررسي رابطه بین تمایل به مهاجرت از آبادان با رضایت از زندگی میباشد. تعيين اهداف جزئي تحقيق موجب مي‏شود كه هدف كلي بيشتر قابل دسترس بوده و دستيابي به آن ميسر گردد. اهداف جزئي و ويژه كه در اين تحقيق به آن پرداخته شده به شرح ذيل مي باشد:
1- تعیین میزان رضایت از زندگی افراد و تاثیر آن بر تمایل مهاجرت از آبادان.
2- شناخت نگرش پاسخگويان نسبت به دافعه‏هاي مبدأ و تأثير آن برتمايل به مهاجرت از آبادان.
3- تعیین میزان تمایل افراد برای مهاجرت از آبادان بر حسب ویژگیهای فردی آنان.
4- تعیین میزان رضایت از زندگی افراد بر حسب ویژگیهای فردی آنان.
5- تعیین میزان تمایل افراد برای مهاجرت از آبادان بر حسب پایگاه اقتصادی-اجتماعی شان.
6- تعیین میزان تمایل افراد به مهاجرت بر حسب نگرش آنان به پدیده مهاجرت.
1-5 سوالات تحقيق
1- رضایت از زندگی در یک محیط چه تاثیری میتواند بر تمایل به مهاجرت از آن محیط داشته باشد؟
2- ويژگيهاي فردي (همانند: سن، جنس، محل سكونت، مقطع تحصيلي و …) و دافعه مبدأ چه تأثيري مي‏توانند در تمايل به مهاجرت افراد داشته باشند؟
3- چه رابطهای بین ویژگیهای فردی (همانند: سن، جنس، محل سكونت، مقطع تحصيلي و …) و میزان رضایت از زندگی افراد وجود دارد؟
4- آیا پایگاه اقتصادی-اجتماعی افراد بر میزان تمایل به مهاجرت آنان تاثیر دارد؟
5- چه رابطهایی بین نگرش فرد به مهاجرت و تمایل به مهاجرت وجود دارد؟
6- آیا رضایت از زندگی بر نگرش فرد به مهاجرت تاثیر دارد؟
1-6 فرضيات تحقيق
● به‏نظر مي‏رسد بین میزان رضایت از زندگی و تمایل به مهاجرت رابطه وجود دارد.
● بهنظر میرسد بین میزان رضایت از زندگی و نگرش فرد به مهاجرت رابطه وجود دارد.
● بین رضایت از زندگی و ویژگیهای فردی (جنس، سن، مقطع تحصيلي، وضعيت تأهل، وضع فعاليت و قوميت) رابطه وجود دارد.
● بين ميزان تمايل به مهاجرت و پایگاه اقتصادی-اجتماعی رابطه وجود دارد.
● بين تمايل به مهاجرت از آبادان و نگرش افراد نسبت به ميزان دافعه‏هاي مبدأ رابطه مستقيم وجود دارد.
● بين تمايل به مهاجرت و ويژگيهاي فردي (جنس، سن، مقطع تحصيلي، وضعيت تأهل، وضع فعاليت و قوميت) رابطه وجود دارد.
1-7 متغير وابسته
متغير وابسته در پژوهش حاضرتمايل به مهاجرت از شهر آبادان مي باشد.
1-8 متغيرهاي مستقل
متغير هاي مستقل در پژوهش حاضر که تاثير آنها بر تمايل به مهاجرت از شهر آبادان مورد بررسي قرار مي گيرند عبارتند از: میزان رضایت از زندگی، پايگاه اقتصادي-اجتماعي، سن، جنس، تحصيلات، شغل، دافعه مبدا و قومیت.
1-9 تعريف مفاهيم (نظري- عملياتي)
در اين قسمت مفاهيم اصلي بكارگرفته شده در پيمايش از منظر نظري و عملياتي مورد بررسي قرار مي‏گيرند تا در درك مفاهيم و شاخص‏سازي آنها مشكلي پيش نيآيد. مفاهيم اصلي عبارتند از: رضایت از زندگی، تمايل به مهاجرت، دافعه مبدا و ساير متغير هاي مستقل که در ذيل به تعاريف نظري و عملياتي هر يك از مفاهيم ياد شده پرداخته مي‏شود.
1-9-1 رضایت از زندگی
تعریف نظری
مراد از رضایت از زندگی نگرش فرد، ارزیابی عمومی نسبت به کلیت زندگی خود و یا برخی از جنبه های زندگی، هم چون زندگی خانوادگی و تجربه آموزشی است. در واقع رضایت از زندگی یعنی اینکه در شرایط کنونی فرد از نظر جسمی، از نظر تحصیلی، شغلی و مادی چیزهایی را که دارد با آرزوهایش تطبیق میکند.
تعریف عملیاتی
برای سنجش رضایت از زندگی از مقیاس رضایت از زندگی(SWLS)3 دینر و دیگران (1985) استفاده میشود. این مقیاس از 5 گزاره که، مولفه شناختی بهزیستی فاعلی را اندازهگیری میکند تشکیل شده است. این مقیاس به زبانهای آلمانی، اسپانیایی و ژاپنی توسط ساه، دینر، اویشی و تریاندیس (1998) در یک مطالعه بین فرهنگی ترجمه شده است هر گزاره دارای 7 گزینه است و از 1 تا 7 نمره گذاری میشود (کاملا موافقم تا کاملا مخالفم). با اینکه این پرسشنامه کوتاه است و فقط 5 سوال دارد، اما همین مقیاس کوتاه بسیار و به وفور در پژوهشهای حال حاضر استفاده میشود. گویههای این مقیاس به شرح ذیل میباشد:

1- زندگي ام در بيشتر موارد به زندگي دلخواه من ، نزديك است ( زندگیام در بیشتر موارد با ایدهآلهایم تطبیق دارد).
بهشدت مخالفم مخالفم كمي مخالفم نه مخالفم و نه موافقم
كمي موافقم موافقم بهشدت موافقم

2- شرايط زندگي ام عالي است.
بهشدت مخالفم مخالفم كمي مخالفم نه مخالفم و نه موافقم
كمي موافقم موافقم بهشدت موافقم

3- از زندگي ام راضي ام .
بهشدت مخالفم مخالفم كمي مخالفم نه مخالفم و نه موافقم
كمي موافقم موافقم بهشدت موافقم
4- تا كنون به چيزهاي با اهميتي كه در زندگي مي خواستم ، رسيده ام .
بهشدت مخالفم مخالفم كمي مخالفم نه مخالفم و نه موافقم
كمي موافقم موافقم بهشدت موافقم
5- اگر عمري باقي باشد ، تقريباً چيزي را تغيير نخواهم داد.
بهشدت مخالفم مخالفم كمي مخالفم نه مخالفم و نه موافقم
كمي موافقم موافقم بهشدت موافقم
1-9-2 تمايل به مهاجرت
تعريف نظري:
آمادگي و قبول روحي- رواني فرد براي جابجايي از نقطه‏اي به نقطه ديگر را تمايل به مهاجرت گويند. درحقيقت مي‏توان آنرا مهاجرت احتمالي در آينده نيز ناميد. اين تمايل به مهاجرت مي‏تواند متأثر از يكسري ويژگيهاي فردي، تعلقات اجتماعي فرد، دافعه مبدا و غيره باشد.
تعريف عملياتي:
براي سنجش ميزان تمايل به مهاجرت از آبادان عبارات ذيل همراه با يك طيف پنج قسمتي از کاملا موافق تا کاملا مخالف مطرح مي شود:
– در صورت فراهم شدن شرايط از آبادان به جاي ديگري مهاجرت خواهم کرد.
– تمايل به مهاجرت از آبادان حتي درصورت بدست آوردن شغلي پايين‏تر از شايستگي خود.
– تمايل به مهاجرت از آبادان به دليل داشتن آينده بهتري براي خانواده و فرزندان.
– تا به حال بارها به اين مساله که از آبادان به جاي ديگر مهاجرت کنم فکر کرده ام.
1-9-3 دافعه مبدا
تعريف نظري:
به عوامل و شرايط منفي اطلاق مي‏شود كه در مبدأ وجود دارد، افراد را از ماندن در مبدأشان باز داشته و براي مهاجرت به مكاني ديگر كه اين شرايط و عوامل را ندارند تحريك مي‏كند.
تعريف عملياتي:
براي سنجش ميزان دافعه مبدأ كه يكي از عوامل مهاجرت مي‏تواند باشد، از چهار سوال پنج گزينه‏اي (خيلي زياد، زياد، تاحدودي، كم و اصلاَ) ذيل:
– شهر آبادان فاقد امکانات رفاهي مانند: فضاهاي تفريحي، فرهنگي و امکانات بهداشتي مي باشد.
– شهر آبادان در مقايسه با بسياري از شهر هاي ديگر از نظر توسعه عقب مانده محسوب ميشود.
– شرايط آب و هوايي آبادان (گرد و خاک و شوري آب) تحمل ناپذير است.
– برايم سخت است خودم را با آداب و رسوم مردم شهر آبادان وفق دهم.
– معضل بيکاري در آبادان بسيار حاد مي باشد.
و همچنين سؤال بازي كه ازپاسخگو خواسته مي شود سه مورد از مهمترين مسائل و مشكلات محل سكونت خويش را بيان كند استفاده مي شود.
1-9-4 ویژگیهای فردي
عوامل فردي به ويژگيهاي فردي مهاجران از جمله؛ سن، جنس، تحصيلات، ويژگيهاي رواني و شخصيتي افراد، پايگاه اجتماعي- اقتصادي و غيره اطلاق مي‏شود. تحت تأثير چنين ويژگيهايي برخي از افراد مهاجرت را ترجيح مي‏دهند و به آن مبادرت مي‏ورزند و برخي ديگر مهاجرت نمي‏كنند. از عوامل فردي؛ پايگاه اجتماعي- اقتصادي و نگرش به پديده مهاجرت كه نياز به شاخص‏سازي دارند مورد بحث و بررسي قرار مي‏گيرند.
1-9-5 پايگاه اجتماعي-اقتصادي
تعريف نظري:
طبقه اجتماعي به بخشي از اعضاي جامعه اطلاق مي‏شود كه از نظر ارزشهاي مشترك، حيثيت، فعاليتهاي اجتماعي، ميزان ثروت و متعلقات شخصي ديگر و نيز آداب معاشرت، از بخشهاي ديگر جامعه تفاوت داشته باشند. در جوامع نوين سه شاخص بنيادي براي طبقه اجتماعي وجود دارند كه عبارتند از درآمد، شغل و تحصيلات. علاوه ‏براين شاخصهاي بنيادي، متغيرهاي مهم ديگر طبقات اجتماعي عبارتند از مذهب، مليت، جنسيت، محل سكونت و زمينه خانوادگي (كوئن، 1375: 178).
تعريف عملياتي
به لحاظ عملياتي، براي سنجش و تعيين پايگاه اجتماعي- اقتصادي فرد از گويه‏هاي تحصيلات، ميزان درآمد خانوار در ماه، طبقه اقتصادي از نظر خود فرد استفاده میشود. نحوه كدگذاري و ارزيابي شاخص پايگاه اجتماعي- اقتصادي به صورت يك متغير رتبه‏اي، به شرح ذيل مي‏باشد:
طبقه ‏اقتصادي ‏از
منظرخود فرددرآمدخانواردر
ماه (هزار تومان)شغل 1تحصيلات1= پايين
2=متوسط‏ ‏به‏پايين
3= متوسط
4= متوسط‏روبه‏بالا
5= بالا1= تا 100
2= 150- 101
3= 250- 151
4= 500- 251
5= بالاتر از 5001= فروشنده‏دوره‏گرد..
2=كارگران‏ماهر …….
3=كارمند‏عادي‏دولت‏..
4=كارمند‏ارشد‏دولت‏..
5=كارمند بلند پايه…..
1= بي‏سواد
2= ابتدائي، راهنمائي‏ومتوسطه
3= ديپلم و فوق‏ديپلم
4= ليسانس
5= فوق‏ليسانس‏و‏دكترا
نگرش به مهاجرت
تعریف نظری
ارزشگذاري و داوري عمومي افراد در باره مفهوم مهاجرت بدون مشخص بودن مقصد خاصي مي‏باشد. به‏عبارت ديگر، به دوست‏داشتنها و نفرت‏داشتنهاي فرد از پديده مهاجرت اشاره دارد.
تعریف عملیاتی
براي سنجش ميزان نگرش به مهاجرت از دو سؤال زير استفاده شده است:
– در طول زندگي تا چه حد دوست داريد از منطقه‏اي به منطقه ديگر مهاجرت كنيد؟
– تا چه حدي مهاجرت را عامل پيشرفت در زندگي شخصي مي‏دانيد؟
سؤالات از 1 (خيلي كم) تا 5 (خيلي زياد) كدگذاري میشوند.
فصل دوم:
پيشينه نظري و تجربي تحقيق
چهارچوب نظري
پيشنه تجربي تحقيق
2-1 ديدگاههاي نظري
گرايش و تمايل به مهاجرت و تاثیر رضایت از زندگی بر آن موضوعي است كه براي ساختاربندي نظري آن بايد از سه حوزه بررسي متفاوت سود برد؛ يكي حوزه‏اي است كه مربوط به گرايش و تمايل بوده و در حيطه روان‏شناسي قرار مي‏گيرد، حوزه دوم که باز هم در حیطه روانشناسی است، بحث رضایت از زندگی است. حوزه سوم، حوزه‏اي است كه مربوط به مهاجرت بوده و عالمان علوم مختلف در مورد آن نظريه‏پردازي كرده‏اند. در اين رساله بيشترين تمركز بر روي نظريه‏هاي مهاجرت بوده و از نظريه‏هاي گرايش براي فهم و درك بهتر رفتار مهاجرت آتي استفاده مي‏شود. بنابراين، مباني تئوري تحقيق در سه بخش؛ نظريه‏هاي گرايش، رضایت از زندگی و نظريه‏هاي مهاجرت پي‏گيري مي‏شود.
2-1-1 نظريه‏هاي گرايش4
مطالعه گرايش يكي از قديمي‏ترين و مهمترين حوزه‏هاي تحقيق روانشناسي اجتماعي است. بي‏ترديد، ارائه تعريف روشن از آن و بررسي نظريه‏هاي شكل‏گيري آن مي‏تواند در شناخت كنشهاي انساني ازجمله مهاجرت مؤثر باشد. تعاريف متفاوتي از گرايش صورت گرفته كه روي‏هم‏رفته تعريف سه عنصري گرايش تعريفي است كه بيشتر روانشناسان اجتماعي روي آن اتفاق نظر دارند. مطابق با اين تعريف، گرايش نظامي بادوام است كه شامل يك عنصر شناختي، يك عنصر احساسي و يك عنصر تمايل به عمل است. عنصر شناختي شامل اعتقادات و باورهاي شخص درباره يك شيء يا انديشه است. عنصر احساسي يا عاطفي آن است كه معمولاَ نوعي احساس عاطفي با باورهاي ما پيوند دارد. و تمايل به عمل به آمادگي براي پاسخگويي به شيوه‏اي خاص اطلاق مي‏شود (كريمي، 1373: 295). بسياري از محققان عوامل تكوين گرايشها را چهار عامل: 1- آنچه كه نيازهاي شخص را برآورده مي‏كند، 2- كسب اطلاعات درباره موضوع يا شيء يا فرد خاص، 3- تعلق گروهي و 4- شخصيت دانسته‏اند (همان: 312 و 311).
در زمينه چگونگي شكل‏گيري گرايش، نظريه‏ها و ديدگاههاي متفاوتي ازجمله؛ نظريه يادگيري، نظريه‏هاي شناختي، ديدگاه كاركردگرايي و ديدگاههاي تاريخي- اقتصادي وجود دارند. به دليل ماهيت موضوع مورد بررسي و نيز از آنجا كه مهمترين تئوري در زمينه گرايش، «تئوري فيش‏باين و آيزن»5 (جزو نظريه‏هاي شناختي) است به بررسي آن پرداخته مي‏شود.
2-1-1-1 نظريه فيش‏باين و آيزن
فيش‏باين و آيزن در پي يافتن يك تئوري براي تبيين رفتار به نقش گرايش اشاره مي‏كنند. به نظر آنها رفتار در پي زنجيره‏اي از عوامل به وجود مي‏آيد. حلقه ماقبل بروز رفتار «قصد و نيت» به انجام يك رفتار است. به وجود آمدن «قصد و نيت» به نوبه خود تابع دو متغير ديگر؛ الف) گرايش به‏سوي آن رفتار و ب) هنجار ذهني است. گرايش به سوي رفتار يك متغير فردي و شخصي است كه طي آن فرد انجام يك رفتار يا يك پديده را از نظر خودش ارزيابي مي‏كند كه آيا خوب يا بد است. هنجار ذهني منعكس كننده نفوذ و فشار اجتماعي است كه شخص آنرا براي انجام يك كاري (رفتاري) احساس و ادراك مي‏كند. بنابراين در اين تئوري، گرايش به نوبه خود تابع دو عامل ديگر: 1- انتظار فايده و 2- ارزيابي فايده مي‏باشد (رفيع‏پور، 1372: 10 و 9). نحوه تأثيرگذاري گرايش بر رفتار فرد در تئوري فيش‏باين و آيزن را مي‏توان به صورت دياگرام زير بيان كرد:
نمودار (2-1): دياگرام نحوه تأثيرگذاري گرايش بر رفتار فرد در تئوري فيش‏باين و آيزن

ميزان تأثير هر يك از دو متغير گرايش و هنجار ذهني در نيت هميشه يكسان نبوده و بستگي به شخصيت فرد و شرايط اجتماعي دارد. بايد پذيرفت كه عوامل ديگري نيز در تعيين درجه هماهنگي گرايش- رفتار مؤثرند و اين نظريه بطور آشكارا فهم و درك نقش گرايشها در تعيين رفتار را آسان مي‏نمايد.
2-1-2 نظریههای رضایت از زندگی
رضايت از زندگي يك مفهوم ذهني و منحصر به فرد براي هر انسان است كه جزء اساسي بهزيستي ذهني را تشكيل مي دهد و عموماً به ارزيابیهاي شناختي يك شخص از زندگي خود اشاره دارد اين مفهوم، شامل يك ارزيابي كلي از زندگي بوده و فرآيندي مبتني بر قضاوت فردي است. در اين روند، مقايسه اي بين ملاك هاي فرضي شخص با زندگي واقعي اش صورت گرفته و هر چه واقعيت زندگي با اين ملاك هاي فرضي نزديك به هم باشد، شخص احساس، رضايت بيشتري از زندگي مي كند (دلاهایج، گیلارد و وان دام6، 2010).
رضايت از زندگي به عنوان يكي از مؤلفه هاي بهزيستي دروني شامل نگرش فرد، ارزيابي عمومي وي نسبت به كليت زندگي خود و يا برخي از جنبه هاي زندگي، همچون زندگي خانوادگي و تجربه آموزشي است. طبق اين تعريف، ارزيابي شخص از خود ممكن است به شكل شناختي) قضاوت آگاهانه نسبت به جوانب زندگي ( يا به صورت عاطفي (تجربه هيجانات و خلقيات ناخوشايند و خوشايند افراد در مواجه با زندگي خود) باشد. به اين نحو كه اگر كسي اغلب از زندگي خود راضي باشد و خوشي را تجربه نمايد و گاه گاهي هيجاناتي مثل غمگيني و خشم را تجربه نمايد، بهزيستي دروني بالا خواهد داشت. بر عكس، اگر از زندگي خود ناراضي باشد و خوشي و علاقه اندكي را تجربه نمايد و هيجانات پيوسته منفي، مثل خشم و اضطراب را احساس نمايد داراي بهزيستي دروني پاييني است. بنابراين رضايت از زندگي يك صفت دروني و پايدار در نظر گرفته نمي شود، بلكه به تغييرات محيطي نسبتاً حساس است و ديدگاه شخص در مورد بهزيستي اش از اهميت برجسته اي برخوردار است.
احساس خرسندي و رضايت از جنبه هاي زندگي، از مؤلفه هاي نگرش مثبت افراد نسبت به جهاني است كه در آن زندگي مي كنند. رضايت از زندگي با ارزش ها ارتباط نزديك اما پيچيده اي دارد و معيارهايي كه افراد بر پايه آن درك ذهني خود را از خوشبختي ارزيابي مي كنند، متفاوت است. تجربه شادكامي و رضايت از زندگي هدف برتر زندگي به شمار مي رود و احساس غم و ناخرسندي اغلب مانعي در راه انجام وظايف فرد شمرده مي شوند. رضايت از زندگي بازتاب توازن ميان آرزوهاي شخص و وضعيت فعلي او مي باشد. به بيان ديگر هر چه شكاف ميان سطح آرزوهاي فرد و وضعيت عيني وي بيشتر گردد، رضايتمندي او كاهش مي يابد.
شواهد تجربي حاكي از آن است كه رضايت از زندگي داراي سه بعد رضايت از زندگي گذشته، حال و آينده است. ديدگاه مثبت و خوش بينانه نسبت به آينده به مقابله بهتر با موقعيت هاي فشارزاي حال مي انجامد. لازاروس، گانر و فولكمن نشان دادند كه ديدگاه اميدوارانه و خوش بينانه در سنجش سازه رضايت از زندگي، مفيد و مناسب مي باشند. تجارب پيشين زندگي، رضايت ها و نارضايت هايي كه افراد در مراحل اوليه زندگي تجربه كرده اند مي توانند با تجارب بعدي ايشان متفاوت باشد و پيامدهايي براي سلامت و بيماري فرد به دنبال داشته باشد. پيشينه موفقيت ها و شكست ها در انجام تكاليف رواني – اجتماعي حال و آينده فرد انعكاس مي يابد و واقعيت او را در زمينه احساس يكپارچگي و اميد تحت تأثير خود قرار مي دهد. بدين ترتيب سلامت جسمي و رواني آني افراد متأثر مي سازد.
فیلسوفان و اندیشمندان در طول تاریخ همواره بر این باور بودهاند که ویژگیهایی مانند دوست داشتن، عقل و عدم وابستگی از جمله مولفهای اساسی رضایت از زندگی است. بررسیهای تجربی در مورد رضایت از زندگی و به دنیال آن در چهاچوبی گستردهتر بهزیستی فاعلی از اوایل قرن بیستم شکل گرفتند. در قلمرو بهزیستی فاعلی چند چند فرایند تاریخی را میتوان مشخص کرد. 1- مطالعات جامعهشناسان که عمدتا متمرکز بر بررسی تاثیر عوامل جمعیتشناختی مانند درآمد و ازدواج بر بهزیستی فاعلی است 2- پژوهشهای متخصصان بهداشت روانی با تاکید بر این اندیشه که بهداشت روانی فراتر از فقدان نشانه های افسردگی و غمگینی است و شادکامی و رضایت از زندگی را نیز در بر میگیرد. 3- پژوهشهای روانشناسان شخصیت که به بررسی شخصیت افراد خوشحال و غمگین پرداختهاند (داینر، اویشی و لوکاس، 2003).
در سالهای اخیر پژوهش در زمینه بهزیستی فاعلی، که به چگونگی ارزشیابی افراد از زندگی خود میپردازد رو به فزونی است. این ارزشیابی نوع بازخورد نسبت به رویدادها، قضاوت درباره میزان رضایت از زندگی و رضایت از موضوعهایی مانند ازدواج و کار را در برمیگیرد (داینر، اسکولون و لوکاس، 2003). معهذا توجه به مساله رضایت از زندگی و تاثیری که میتواند بر پدیدههای دیگر مانند تمایل به مهاجرت و جابجایی و… داشته باشد کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
2-1-3 نظريه‏هاي مهاجرت
الگوها و روندها در مهاجرت اظهار مي‏دارند كه تنها با تأكيد بر يك رشته يا يك سطح تحليل نمي‏توان جريانهاي مداوم مهاجرتي را تبيين كرد. بلكه ماهيت چند‏وجهي آن نيازمند نظريه پيچيده‏اي است كه دورنماها، فرضيه‏ها و سطوح گوناگون را دربرمي‏گيرد (Massey etal., 1993: 431). در بررسي «رضایت از زندگی و تمايل به مهاجرت»، مي‏بايست اولاَ نظريه‏هايي بكار برد كه بيشترين تأكيدشان بر روي فرايند تصميم‏گيري مهاجرت است، چون مطالعه، مطالعه آينده‏نگر است و در اين آينده‏نگري؛ تصميم، قصد و نيت افراد مهم هستند، ثانياَ نظريه‏هايي كه بر مؤلفه‏ها و تعيين‏كننده‏هاي مهم و مؤثر تمايل به مهاجرت يا رفتار مهاجرت اشاره دارند را بكار برد. بنابراين به بررسي نظريه‏هايي پرداخته مي‏شود كه اهداف تحقيق را به خوبي پوشش داده و در مرحله مفهوم‏سازي و طرح فرضيه بتوانند مؤثر باشند.
2-1-3-1 نظريه كاركردگرايي
در رابطه با دلايل مهاجرت، كاركردباوران فرضشان بر اين است كه تمام نيازهاي اجتماعي در چارچوب نظام‏هاي اجتماعي آموخته مي‏شوند. كنشگران در يك نظام به نيازهايي باور دارند كه در آن نظام نمي‏توانند آنها را برآورده كنند. لذا ممكن است تحولات لازم براي كاهش ناهماهنگي بين احساس نياز و امكان تحصيل آن در كنشگر يا در نظام و يا در هر دو اتفاق بيافتد. درك ناهماهنگي‏هاي بين خصايص فرد و نظام اجتماعي منجر به مهاجرت شخص جهت كاهش ناهماهنگيهاي ساختي مي‏شود (لهسائي‏زاده، 1368: 12). كاظمي‏پور (1374) اين نظريه را در مورد مهاجرت روستائيان به شهر تهران بدين صورت بكار برده كه: از آنجا كه نيازهاي اجتماعي افراد در محيطهاي روستايي برآورده نمي‏شود و در تعدادي از شهرها از جمله تهران پاسخ مناسبي براي آنها وجود دارد، از اينرو گونه‏هاي عدم تعادل ميان جوامع روستايي و شهري ايجاد مي‏شود و روستائيان براي ارضاء نيازهاي خود دست به مهاجرت مي‏زنند.
از جمله طرفداران رويكرد كاركردگرايي مي‏توان به صاحب‏نظران مكتب نوسازي اشاره نمود. پيروان اين مكتب در ارتباط با مسأله مهاجرت از مفهوم عدم تعادل استفاده كرده و بر اين باورند كه نفوذ ارزشهاي غربي و اشكال مصرف در كشورهاي عقب‏مانده آرمان و آرزوهاي جديدي را در ميان بخش‏هاي پوياي جامعه به وجود مي‏آورد. اين تغييرات اجتماعي تعادل را در اين جوامع برهم مي‏زنند و چون شهرهاي بزرگ هستند كه آمادگي ارائه اين ارزشهاي جديد را دارند، بنابراين افراد براي دستيابي به اين اهداف و آرزوها به سوي اين مناطق مهاجرت مي‏كنند. بر اين اساس استدلال مي‏شود كه مهاجرت نتيجه منطقي شكاف در ارزشها و عامل بازگرداننده تعادل از دست رفته به جامعه است. از اينرو در دوران نوسازي جامعه، مهاجرت امري طبيعي است (حسيني، 1381: 116).
2-1-3-2 نظريه محروميت نسبي7
استارك8 كسي است كه نظريه محروميت نسبي را مطرح كرده است. مطابق با اين تئوري، رفاه و خشنودي خانوار نه تنها از افزايش در وضعيت صرف اقتصادي ناشي مي‏شود بلكه همچنين از طريق مقايسه با ديگر خانوارها در اجتماع مرجع9 صورت مي‏گيرد. يعني اينكه خانوارها نه تنها در جهت بهتر شدن درآمدشان فعاليت مي‏كنند، بلكه مي‏خواهند درآمدشان را نسبت به درآمد ديگران در اجتماع ترفيع دهند. گرچه خانوارها اگر درآمدشان پايين باشد به مهاجرت برانگيخته مي‏شوند ولي اگر سطح درآمد در همه‏جا پايين باشد سطح انگيزش كاهش خواهد يافت. اگر برخي خانوارها درآمد بيشتري داشته باشند، خانوار فقير، هم بطور نسبي و هم بطور مطلق احساس محروميت كرده و انگيزه به مهاجرت به همان نسبت بالاتر خواهد رفت (Massey, 1990: 13). رويكرد ياد شده، با توجه به محروميت در يك منطقه نسبت به منطقه ديگر، امكان بالقوه و بالفعل و برخورداري از مزاياي ديگر و رفع نسبي محروميت، حركت مهاجرتي را تبيين مي‏كند.
خلاصه نظريه اين است كه در صورت مساوي



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید