فصل اول:
کليات
طرح مسآله
اهميت و ضرورت انجام پژوهش
اهداف و سوالات
فرضيه ها
متغيرها
تعريف نظري و عملياتي متغيرها

1-1 مقدمه :
اشتغال از جمله مسائلی است که همواره ذهن انسان ها، دولت ها و ملت ها را به خود مشغول داشته است. هر چند شغل و حرفه به ظاهر، به بعد اقتصادی – معیشتی انسان ها مربوط می شود، ولی با بعد فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آنان نیز ارتباط تنگاتنگ دارد. رضایت شغلی حوزه ای است که در آن دیدگاه های روان شناختی اجتماعی، جامعه شناختی، اقتصادی، علوم سیاسی و تربیتی هر یک به سهم خود در آن سخن گفته اند. امروزه در هر کشوری، هزاران هزار شغل و حرفه وجود دارد که افراد به آن اشتغال داشته و از این طریق، به زندگی خود ادامه می دهند.
آنچه همواره مورد توجه روان شناسان و اندیشمندان علوم اجتماعی بوده رضایت شغلی افراد و آثار این رضایت در روحیه آن ها و بازدهی کارشان می باشد. اگر کسی به شغل خود علاقه مند باشد، خلاقیت و استعداد وی در زمینه کاری اش شکوفا خواهد شد و هرگز دچار خستگی و افسردگی نخواهد شد. به عکس، اگر کسی از حرفه اش راضی نباشد، هم خودش دچار افسردگی و سرخوردگی می شود و هم کارش بی نتیجه خواهد بود و از این رهگذر، جامعه نیز دچار آسیب خواهد شد (محسنی تبریزی و میرزایی، 1383، 8).
آرزوهای هر انسانی نمادی از سازمان شخصیت اوست و زندگی مجموعه ای از هدف ها و آرزوهای هر فرد است. یکی از راه های شناسایی انسان ها که روان شناسان هم به آن توجه دارند، پی بردن به آمال و آرزوهای آنها بوده است. آرزوهای افراد می تواند برای خود آنها و جامعه آنها و جامعه آثاری مثبت و سازنده و یا مخرب و ویرانگر به همراه داشته باشد. به عنوان مثال، آرزوی پرواز برای برادران رایت، منشأ خلق وسیله ای به نام هواپیما شد که این ابداع، تأثیر شگرفی بر دنیای ارتباطات و ابعاد زندگی انسان گذاشت. در مقابل، آمال و آرزوهایی هم وجود دارند که ریشه در انگیزه های خود خواهانه و نادرست برخی دیگر از افراد دارند. بخش قابل توجهی از جمعیت جامعه ما و شهرستان اندیمشک را نوجوانان و جوانان تشکیل می دهند. نوجوانان، در آستانه بلوغ، با ظرفیت و توان ذهنی و روانی بالا، آمال و آرزوهای بسیاری را در سر می پرورانند. مطالعه، بررسی و شناخت این آرزوها امری واجب و ضروری است. از این نظر که با شناخت آنها می توان انگیزه های آفریننده و خلاق را از انگیزه های مخرب و ناپسند تمایز کرد و به منظور تقویت، باروری و تحقق آرزوهای مطلوب و سازنده و بازداری و تغییر نگرش های حاکم بر آرزوهای نامطلوب و مخرب همت گماشت.
انتخاب شغل فرآیند مهمی در زندگی است که بر همة جنبه های زندگی فرد تأثیر می گذارد و در عین حال، برخاسته از انتظارات شغلی فرد است که متأثر از عوامل متعدد اجتماعی و اقتصادی است. شغل موضوعی است که انتخاب آن تصادفی نیست، نیازمند عوامل بسیاری است که عبارتند از:
الف) وضعیت جسمانی
هر شغل به خصوصیات جسمانی مشخصی نیاز دارد. در برخی مشاغل، جثه بزرگ و قوی لازم است، در حالی که در برخی مشاغل ممکن است این امر مانع از انجام وظایف باشد. همچنین در بعضی مشاغل، وجود و سلامت دست و پا لازم است، در حالی که در برخی دیگر، فقدان و یا نقص دست و پا و سایر اعضا مشکلی به وجود نمی آورد.
ب) برخورداری از استعداد کافی
استعداد یکی از عوامل مهم در انتخاب شغل و ادامه اشتغال موفقیت آمیز است. استعداد به معنای مهیا شدن، آمادگی و توانایی بر انجام کاری است. توانایی فطری فرد که به یادگیری او کمک می کند و آن را تسریع می نماید. بدین معنا، استعداد نحوه و میزان یادگیری را در زمینه های گوناگون در آینده پیش بینی می کند و کسی که در زمینه خاصی استعداد دارد، از تجربیات خود در آن مورد بهره بیش تری می برد.
ج) داشتن میل و رغبت
میل و رغبت به معنای میل داشتن و خواستن و آرزوی چیزی است. همچنین احساس خوشایند یا تمایل و کنجکاوی نسبت به چیزی یا موضوعی، «رغبت» نامیده می شود. رغبت انگیزه مهمی برای تلاش و حرکت انسان به حساب می آید. موفقیت در انجام هر شغلی، مستلزم داشتن رغبت است.
د) داشتن امکانات فردی – اجتماعی
علاوه بر موارد مذکور، عوامل دیگری نظیر شخصیت فردی، واقع نگری، امکانات محیطی و نیازهای جامعه در انتخاب شغل تأثیر بسزایی دارد (شفیع آبادی، 1388، 144).

روان شناسان معتقدند زمانی که فرد، «هویت جنسی» خود را شناخت، به تدریج «آرزوهای شغلی» در او پایدار می شود. مثلاً دخترها به کارهای ظریف و پر حوصله علاقه مندند و به عکس، پسرها به کارهایی که احتیاج به نیروی جسمانی دارد، علاقه بیشتری دارند.
به طور خلاصه، می توان گفت: عوامل فردی از قبیل وضعیت جسمانی، استعداد، رغبت و صفات شخصیتی، عوامل اجتماعی مانند فشار خانواده، ارزش های اجتماعی و فرهنگی، میزان امکانات هر جامعه و فرصت هایی که در اختیار افراد قرار می دهد، عوامل اقتصادی همانند فقر و بیکاری و نیز وراثت و جنسیت در انتخاب شغل مؤثر است،لذا هدف از پژوهش حاضر ،بررسی نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی بر تعیین آرزوهای شغلی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه شهرستان اندیمشک می باشد.

1-2 بيان مساله
بدون شک، مهم ترين عاملي که آهنگ رشد و توسعه اقتصادي- اجتماعي را تسريع مي بخشد منابع انساني آن جامعه است. هر جامعه انساني نيز متشکل از زنان و مرداني است که تحت روابط متقابل اجتماعي، در عين وابستگي متقابل هر يک از دو جنس به يکديگر، نقش و کارکرد ويژه اي را ايفا مي کنند و بي ترديد زنان، به عنوان نيمي از جمعيت نيز، تأثير مستقيمي در توسعه جامعه دارند. لذا استراتژي هاي يک جامعه توسعه يافته، لازم است بر مبناي مشارکت هر چه فعال تر زنان در اموراقتصادي، سياسي و اجتماعي پي ريزي گردد.
در قلمرو علوم انساني، علي الخصوص در حوزه هاي جامعه شناسي کار و شغل و مکاتب روانشناسي صنعتي، مفهوم کار، طبيعت و ماهيت آن، کارکردها، آثار و نتايج آن، عوامل موجده و متغيرهاي تاثيرگذار بر آن و نقشي که کار، توليد و آفرينندگي در حيات اجتماعي انسان ها ايفا مي کند از ابعاد و جهات مختلف مورد تدقيق و تحقيق قرار گرفته است.
انتخاب شغل و آمادگي براي اشتغال يکي از مهمترين تکاليف مربوط به دوران رشد است که نوجوانان و جوانان در جوامع مختلف، بويژه در جوامع صنعتي، با آن مواجه مي شوند. اگر چه اين مساله هميشه براي
پسران مصداق داشته، اما شواهدي وجود دارد که سالهاي اخير براي دختران نيز اهميت پيدا کرده است. عوامل اقتصادي و اجتماعي، بين تجربيات روزمره نوجوانان و دنياي کار فاصله انداخته است. يکي از مهمترين عوامل اجتماعي که بر آرزهاي شغلي نوجوانان تاثير مي گذارد خانواده است. آرزوهاي شغلي نوجوانان و جوانان با خواسته هاي والدين آنان براي موفقعيت هاي شغلي فرزندانشان رابطه دارد.
به نظر مي رسد که مادران و پدران اثرات متفاوتي بسته به سن فرزندان بر ارزش هاي شغلي فرزندان خود دارند. مادراني که شاغل هستند نگرش مثبتي نسبت به کار خود، به عنوان يک زن و نيز يک نيروي کار دارند و مي توانند الگوهاي شغلي مثبتي براي فرزندان خود باشند تا آن حد که پدران بتوانند نگرش مثبتي
نسبت به زنان به عنوان نيروي کار داشته باشند. وضعيت اجتماعي و اقتصادي خانواده تاثير نيرومندي بر انگيزش والدين نسب به کار دارد که آن هم به نوبه خود بر آرزوهاي شغلي نوجوانان و جوانان تاثير مي گذارد (شفیع آبادی، 1388: 149).
تحقيقات نشان مي دهد که پدران طبقه متوسط تاثير قابل توجهي برآرزوهاي شغلي پسران و دختران خود دارند. پدران طبقه پايين تاثير کمتري دارند و بيشترين تاثير را پدراني داشته اند که وضعيت طبقه بالا را داشته و رابطه بسيار نزديکي با پسران خود دارند .همچنين تحقيقات نشان داده است که دختراني که
موفقيت هاي بالايي داشته اند رابطه خوبي با پدران خود دارند. همسالان و دوستان نيز به ميزان زيادي مي توانند بر آرزوهاي شغلي دختران تاثير داشته باشند. مطالعات نشان مي دهد که مشاوران آنطور که بايد در مشاوره شغلي موفق نبوده اند بسياري از مشاوران شغلي در مورد مشاغل زنان نگرشهاي قالبي و
جنسيتي دارند. نياز است که بر تعداد مشاوران افزوده شده و آنها را براي مشاوره و نيازهاي شغلي از جمله امکان استفاده از دستگاههاي کامپيوتري، تصميم گيري شغلي، مورد آموزش قرار دهند. طبقه اجتماعي و
اقتصادي به دلايل متعددي بر آرزوهاي شغلي دختران تاثير مي گذارند. نخست: نوجوان به طور معمول سطوح آموزشي و شغلي را آرزو مي کنند که با آن آشنا هستند. دوم : به نظر مي رسد طبقه اجتماعي-
اقتصادي امکان دستيابي به برخي مشاغل را تعيين مي کند. و سوم اينکه طبقه اجتماعي و اقتصادي بر ادراک نوجوانان از فرصت هاي شغلي موجود براي وي تاثير مي گذارد.
به دلايل زيادي طبقه اقتصادي- اجتماعي پايين تر احتمال کمتري، براي دستيابي به مشاغل طبقه بالاتر را دارا هستند از جمله اين دلايل عبارتند از: تحصيلات پايين، فرصت هاي کمتر براي آموزش پيشرفته به علت تحصيلات پايين و محدوديت هاي مالي و عدم آشنايي با مهارتهاي اجتماعي و ارزشهاي طبقه متوسط.
هوش و استعداد نيز به نوبه خود بر آرزوهاي شغلي نوجوانان تاثير گذار است. تحقيقات آشکار ساخته که نوجوانان باهوش تر، آرزوهاي شغلي و آموزشي بالاتري نسبت به همسالان کم هوش تر خود دارند. احتمال کمي وجود دارد که اين در مورد دختران صحت داشته باشد، همچنين نوجوانان باهوش تر تصميمات شغلي واقع گراتري مي گيرند، يعني احتمال بيشتري وجود دارد که مشاغلي با توانائي ها، علايق وفرصتهاي شغلي خود انتخاب کنند. نوجوانان امروز اغلب نسبت به شرايط و فرصت هاي شغلي يا بي اطلاعند يا اطلاعات نادرست دارند. آنها همچنين در مورد مهارتها و علائق خودشان و فرايند تصميم گيري شغلي اغلب بسيارکم ميدانند (ایران محبوب و طاهریان فرد،1383). علاوه براين وضعيت اقتصادي موجود بسياري
از کشورها بر نوجوانان فشار مي آورد تا هر شغلي بدست آورند. در جامعه ما به طور عموم برنامه ها دبيرستاني و دانشگاهي با توجه به آموزش شغلي افراد نوجوان طراحي نشده است به جز دبيرستان هاي فني تاکید اصلی آموزش بر باسواد کردن افراد متمرکز است. برخي انتقاداتي که از نظام آموزشي مي شود اين است که فارغ التحصيلان مدارس و دانشگاهها، مهارتهاي شغلي و مناسب بازار را فرا نمي گيرند بسياري از دانش آموزان بين برنامه هاي تحصيلي خود و مشاغل آينده رابطه اي نمي بينند، همچنين باعث شده است
که آنها در انتقال از نقش دانش آموز به نقش نيروي کار مشکلاتي داشته باشند. بسياري از اين مشکلات در صنعتي شدن فرايندجوامع ريشه دارد.
مطالعات انجام‌شده نشان مي‌دهد كه جوانان تصوير روشني از شغل آينده ندارند بر اين اساس بر آن شديم تا در پژوهش حاضر به بررسي آرزوهاي شغلي دختران شهرستان انديمشك بپردازيم
1-3 اهميت و ضرورت پژوهش
دانشآموزان دوره متوسطه چون با انتخاب شغل و اشتغال فاصله چنداني ندارند مقدمات اشتغال آنان بايد فراهم شود. در پايان اين دوره دانشآموزان بايد با توجه به آموخته هايشان بتوانند به بازار کار وارد شوند و مسئوليت شغلي را بپذيرند و زندگي مستقلي را آغاز کنند. دانشآموزان در اين دوره بايد اطلاعات دقيقتري درباره خصوصيات خود و مشاغل کسب کنند و با امکانات و فرصت هاي استخدامي جامعه بخوبي آشنا شوند. اطلاعات شغلي در دوره متوسطه بايد دانشآموزان را به اشتغال و انتخاب شغل بطور جدي علاقمند سازد و آنان را به تفکر درباره مشاغل ترغيب کند تا مناسب ترين شغل را برگزينند (شفيعآبادي، 1388: 127).
انتخاب شغل فرآيند مهم و پيچيده‌اي است که به عوامل متعدد بستگي دارد. انتخاب شغل براي هر فرد يکي از مراحل مهم زندگي اوست که جريان زندگي وي را شکل داده و آنرا هدفمند مي‌کند. انتخاب شغل جريان مستمري است که در يک دوره طولاني- نه در يک لحظه- به وقوع مي‌پيوندد. عمل انتخاب مستلزم آن است که فرد احتياجات را بشناسد، به معضل‌هاي انتخاب آگاهي يابد، ارزش‌ها را تعيين کند و اولويت‌ها را معين سازد. هر کدام از ما انسانها وقتي به سني مي‌رسيم که بايد از خانواده خود مستقل شويم، ناگزير از انتخاب شغل هستيم. بنابراين در جوامع امروزي، داشتن شغل براي حفظ عزت نفس فرد مهم است. کار معمولاً عنصر شکل دهنده‌اي در ترکيب رواني مردم و فعاليت هاي روزانه آنهاست. انسان بيکار فردي است که نه تنها سربار ديگران است، بلکه در درون خود نيز احساس پوچي و سرگرداني مي‌کند، او شخصيت خود را ناقص مي‌داند. مردم وقتي به يک فرد بزرگسال مي‌رسند، مي‌خواهند بدانند که او چه کاره است و از اين طريق تصور خود را در مورد شخصيت او شکل مي‌دهند. به عبارت ديگر، شغل براي انسان بخشي از شخصيت او به شمار مي‌آيد. آرزوهاي شغلي با انتخاب شغل تفاوت دارد. آرزوهاي شغلي آن گروه از مشاغل را در بر مي‌گيرد که فرد آرزو دارد در آينده به آنها بپردازد. انتظارات شغلي بيش تر جنبه رويا دارند و تا حدودي از واقعيت به دورند. آرزوهاي شغلي معمولاً در زمينه مشاغلي است که فرد تمايل به اشتغال در آن زمينه‌ها را دارد. آرزوهاي شغلي جريان زندگي شخص را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد. دست يافتن به شغل‌هاي مورد نظر برنامه‌ر‌يزي، تلاش، فعاليت ها و منابع گوناگوني را طلب مي‌کند. فراهم کردن بستر حرکت بطرف مقصد و يا آرزوها به تأمين اين نيازمندي ها بستگي دارد که خود بخشي از جريان زندگي است. براي جوانان داشتن شغل و تحصيل درآمد و رسيدن به استقلال از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. معمولاً اکثر نوجوانان قبل از پايان تحصيلات به شغل آينده خود فکر مي‌کنند. جوانان در انتهاي دوران بلوغ با فرآيند تصميم‌گيري و انتخاب شغل روبرو مي‌شوند. از لحاظ فکري دوره جواني تفکر انتزاعي يا عمليات منطق صوري است. در اين دوران شتابزدگي کودکانه از بين مي‌رود و جاي خود را به نوعي آرامش و تفکر منطقي مي‌دهد. نوجوان به تدريج وابستگي دوران کودکي به والدين را کم مي‌کند و مستقل مي‌شود. به همين علت، معاشرت و همکاري جانشين تک روي‌هاي دوران نوجواني مي‌شود و فرد نياز دارد که به احساس هويت دست يابد. در اين فرآيند نوجوان خود را مي‌شناسد و با ديگران ارتباط برقرار مي‌کند.
عليرغم اهميت شغل در زندگي فردي و اجتماعي انسانها، مردم کشور ما تصور روشني در مورد شغل و نقش آن در زندگي ندارند و به دليل نبودن يک بينش صحيح در مورد شغل، جامعۀ ما بهره کافي از زحماتي که مردم متحمل مي‌شوند، نمي‌برد. حال اينکه جوانان چگونه به انتخاب شغل دست مي‌زنند و چرا برخي مشاغل را رها مي‌کنند مساله‌اي است که مورد توجه جامعه‌شناسان، روانشناسان و مشاوران راهنمايي شغلي قرار گرفته است.
امروزه در حالي كه اقتصاد ما از نداشتن نيروي انساني ماهر و نيمه ماهر در رنج است و مشاغل سنتي ما كه بعضا” منبع نيرومندي براي ايجاد درآمد و اشتغال هستند، مي روند كه به بوته فراموشي سپرده شوند، همه ساله شاهد ديپلمه شدن صدها هزار جوان هستيم كه غالبا” فاقد مهارت فني و حرفه اي هستند و از مشاغل يدي، فني و حرفه اي رويگردان هستند و داراي ذهنيتي هستند كه تناسبي با وضعيت فعلي اقتصاد ما ندارد. همانطور كه مي دانيم تغيير ساختار نظام آموزشي در كشور ما به منظور ترغيب دانش آموزان به رشته ها و شاخه هايي صورت گرفته است كه در آنها تأكيد عمده بر مهارت آموزي است. اما بديهي است كه تحميل شاخه و رشته بر دانش آموزان، انتخاب هاي كور و تصادفي، آرزوهاي شغلي نامتناسب با نيازهاي واقعي جامعه موجب اتلاف سرمايه هاي هنگفتي در سطح كشور خواهد شد. لذا در مقطع كنوني ضرورت دارد تا به سنجش آرزوهاي شغلي دانش آموزان پرداخته شود و تحقيق حاضر نيز از اين منظر واجد اهميت و ضرورت قابل توجهي است.
1-4 اهداف پژوهش
چنانچه از عنوان طرح بر‏مي‏آيد، هدف عمده و اصلي پژوهش حاضر شناخت عوامل تأثيرگذار بر آرزوهاي شغلي دختران شهرستان انديمشك مي‌باشد. تعيين اهداف جزئي تحقيق موجب مي‏شود كه هدف كلي بيشتر قابل دسترس بوده و دستيابي به آن ميسر گردد. اهداف جزئي و ويژه كه در اين تحقيق به آن پرداخته شده به شرح ذيل مي‏باشند:
1- تعيين رابطه بين پايگاه اقتصادي-اجتماعي و آرزوهاي شغلي دانش آموزان دختر.
2- تعيين رابطه بين سطح تحصيلات خانواده و آرزوي هاي شغلي دانش آموزان دختر.
3- تعيين رابطه بين وضعيت تحصيلي دانش آموز و آرزوهاي شغلي او.
4- بررسی رابطه بین شغل پدر و آرزوهای شغلی دانشآموزان دختر.
5- بررسی رابطه بین میزان درآمد خانواده و آرزوی شغلی دختران دانشآموز.
6- بررسی رابطه بین پایه تحصیلی دانشآموزان و آرزوی شغلی آنان.

با توجه به اهداف ياد شده، سؤالات زير پيش مي‏آيد:
1-5 سوالات تحقيق
1- آيا پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده دانش آموزان با آرزوهاي شغلي او رابطه دارد؟
2- آيا بين سطح تحصيلات خانواده دانش آموز با آرزوهاي شغلي او رابطه وجود دارد؟
3- آيا بين وضعيت تحصيلي دانش آموز (معدل) و آرزوهاي شغلي او رابطه وجود دارد؟
4- كداميك از عوامل خانواده، دوستان، اقوام.اولياء مدرسه نقش مهمتري در كسب شکل گرفتن آرزوهاي شغلي دانش آموزان ايفا مي كند؟
5- آیا بین شغل پدر و آرزوی شغلی دختران رابطه وجود دارد؟
6- چه رابطهای بین پایه تحصیلی دختران دانشآموز و آرزوی شغلی آنان وجود دارد؟
1-6 فرضيات
1- بهنظر میرسد بین پايگاه اقتصادي اجتماعي والدين و آرزوهاي شغلي دختران رابطه دارد.
2- بهنظر می رسد بین معدل دانشآموزان دختر و آرزوی شغلی آنان رابطه وجود دارد.
3- بهنظر می رسد بین تحصیلات پدر و آرزوی شغلی دانشآموزان رابطه وجود دارد.
4- بهنظر می رسد بین میزان درآمد خانوار و آرزوی شغلی دانشآموزان دختر رابطه وجود دارد.
5- بهنظر می رسد بین شغل پدر و آرزوی شغلی دانشآموزان دختر رابطه وجود دارد.
6- بهنظر می رسد بین پایه تحصیلی دختران دانشآموز و آرزوی شغلی آنان رابطه وجود دارد.
1-7 متغير وابسته
متغير وابسته در پژوهش حاضر آرزوهاي شغلي دختران مقطع متوسطه شهرستان انديمشک مي باشد.
1-8 متغير هاي مستقل
متغير هاي مستقل در پژوهش حاضر که تاثير آنها بر آرزوهاي شغلي دختران مورد بررسي قرار مي گيرند عبارتند از: پايگاه اقتصادي-اجتماعي، معدل، درآمد، مقطع تحصيلي، شغل پدر، شغل مادر، سطح تحصيلات والدين و بعد خانوار.
1-9 تعريف مفاهيم (نظري- عملياتي)
در اين قسمت مفاهيم اصلي بكارگرفته شده در پيمايش از منظر نظري و عملياتي مورد بررسي قرار مي‏گيرند تا در درك مفاهيم و شاخص‏سازي آنها مشكلي پيش نيآيد. مفاهيم اصلي عبارتند از: آرزوهاي شغلي، متغير هاي مستقل و ساير عوامل فردي كه در ذيل به تعاريف نظري و عملياتي هر يك از مفاهيم ياد شده پرداخته مي‏شود.
1-9-1 کار (شغل)
با استنباط از نشريات متعدد انتشار يافته توسط مركز آمار ايران، در تعريف كار مي توان گفت: كار، آن دسته از فعاليت هاي اقتصادي (فكري يا بدني) است كه به منظور كسب درآمد(نقدي يا غير نقدي) انجام شود و هدف آن توليد كالا يا ارائه خدمت باشد. براي شروع به كار يك حداقل سن درنظر مي گيرند. در نشريات مركز آمار به غيراز سرشماري 1365، در بقيه سرشماري ها سن 10 سالگي بعنوان حداقل سن ورود به فعاليت و بازار كار است. بنابراين، تمام افراد 10 ساله و بيشتر را مي توان در دو طبقه فعال و غيرفعال قرار داد. افراد 10 ساله وبيش تر كه در هفته تقويمي قبل از هفته آمارگيري(هفته مرجع)، در توليد كالا و خدمات مشاركت داشته (شاغل) و يا از قابليت مشاركت برخوردار بود ه اند(بيكار(، جمعيت فعال محسوب مي شوند. ساير افراد10 ساله و بيشتر تحت عنوان جمعيت غيرفعال قلمداد مي شوند.
تعابير گوناگوني که از کار شده عبارتند از:
– استفاده از نيروي مادي و معنوي در راه توليد ثروت يا ايجاد خدمات؛
– انجام وظايفي که متضمن صرف کوشش هاي فکري و جسمي بوده، هدف از آن، توليد کالاها و خدماتي است که نيازهاي انساني را برآورده مي سازد؛
– فعاليتي قانوني که در مقابل آن مزد دريافت مي شود (کاظمي پور، 1382: 35).
1-9-2 آرزوهاي شغلي
اين متغير انتظار فرد را از موقعيت شغلي، ترجيح فردي از پايگاه و موقعيت شغلي را که تحصيل خواهد کرد و نيز رغبت، خواست و آرزوي فرد را از پايگاه و موقعيت شغلي و حرفه ايي که احراز خواهد نمود تبيين مي کند (محسني تبريزي و ميرزايي، 1383: 22).
به عبارت ديگر آرزوهاي شغلي، آن گروه از مشاغل را شامل مي شود که فرد در آينده آرزو دارد به آنها بپردازد و معمولا در زمينه مشاغلي است که فرد تمايل به اشتغال در آن زمينه ها را دارد (شفيع آبادي، 1371: 94).
1-9-3 تعريف عملياتي
منظور از آرزوهای شغلی در این پژوهش، پاسخی است که آزمودنی به پرسشنامه 23 سوالی که جهت سنجش میزان ترجیحات و آرزوهای شغلی در نظر گرفته شده است می دهد. عملیاتی کردن آرزوهای شغلی در فصل روش تحقیق به تفصیل مورد بررسی قرار گرفته است.

1-9-4 عوامل فردي
عوامل فردي يكي از مهمترين عوامل تعيين كننده آرزوهاي شغلي مي‏باشند. عوامل فردي به ويژگيهاي فردي دانشآموزان ازجمله؛ سن، تحصيلات، ويژگيهاي رواني و شخصيتي افراد، پايگاه اجتماعي- اقتصادي و غيره اطلاق مي‏شود. تحت تأثير چنين ويژگيهايي افراد شغل هاي متفاوت را ترجيح مي‏دهند. از ميان عوامل فردي پايگاه اجتماعي- اقتصادي که نياز به شاخص سازي دارد مورد بررسي قرار مي گيرد.
1-9-5 پايگاه اجتماعي-اقتصادي
طبقه اجتماعي به بخشي از اعضاي جامعه اطلاق مي‏شود كه از نظر ارزشهاي مشترك، حيثيت، فعاليتهاي اجتماعي، ميزان ثروت و متعلقات شخصي ديگر و نيز آداب معاشرت، از بخشهاي ديگر جامعه تفاوت داشته باشند. در جوامع نوين سه شاخص بنيادي براي طبقه اجتماعي وجود دارند كه عبارتند از درآمد، شغل و تحصيلات. علاوه ‏براين شاخصهاي بنيادي، متغيرهاي مهم ديگر طبقات اجتماعي عبارتند از مذهب، مليت، جنسيت، محل سكونت و زمينه خانوادگي (كوئن، 1375: 178).
به لحاظ عملياتي، براي سنجش و تعيين پايگاه اجتماعي- اقتصادي فرد از گويه‏هاي تحصيلات پدر و مادر، شغل پدر و مادر و ميزان درآمد خانوار در ماه استفاده مي شود.
فصل دوم:
پيشينه نظري و ادبیات تحقيق
چهارچوب نظري
ادبیات تحقيق
روند تحولات جمعیت و اشتغال در یران
2-1 چهارچوب نظري
2-1-1 نظریه نیازهای آبراهام مازلو1:
در خصوص اشتغال نظريه‌هاي مختلفي بيان شده و هر کدام از منظري به مطالعه اين موضوع پرداخته‌اند. يکي از مشهورترين تئوري‌هاي انگيزش انسان، در سال 1934 ميلادي به وسيله آبراهام مازلو ارائه شده است.
آبراهام مازلو، روان شناس معروف، ایده سلسله مراتب نیازها را در کتاب خود به نام «انگیزه و شخصیت» در سال 1943 مطرح نمود. طبق تعریف مازلو، پنج سطح مختلف در سلسله مراتب نیازهای انسان وجود دارد:
1- نیازهای فیزیولوژیکی: این نیازها شامل ابتدایی ترین و اساسی ترین نیازهایی هستند که برای ادامه بقا ضرورت دارند، مثل آب، هوا، غذا و خواب. مازلو عقیده داشت که این ها اساسی ترین و غریزی ترین نیازها در سلسله مراتب نیازها هستند زیرا تا این ها برآورده نشوند بقیه نیازها در اولویت قرار نمی گیرند.
2- نیازهای امنیتی: نیازهای امنیتی نیز برای بقا اهمیت دارند امّا به اهمیت نیازهای فیزیولوژیکی نیستند. نمونه هایی از نیازهای امنیتی عبارت است از تمایل به داشتن شغل ثابت، بیمه پزشکی، همسایگان بی خطر و سرپناهی در مقابل محیط.
3- نیازهای اجتماعی: این نیازها شامل وابستگی، تعلّق خاطر، عشق و عاطفه است. به عقیده مزلو این نیازها کمتر از نیازهای فیزیولوژیکی و نیازهای امنیتی، اساسی هستند. روابط دوستانه، وابستگی عاطفی و روابط خانوادگی به ارضاء این نیازها کمک می کند. عضویت در گروه های اجتماعی، محلی و مذهبی نیز چنین اثری دارد.
4- نیازهای احترامی: پس از ارضاء نیازهای فیزیولوژیکی، امنیتی و اجتماعی، نیاز به مورد احترام واقع شدن، اهمیت فزاینده ای می یابد. این نیازها شامل نیاز به چیزهایی است که در احترام به خود، ارزش های شخصی، شناخت اجتماعی و پیشرفت، انعکاس می یابد.
5- نیازهای خودشکوفایی : این بالاترین سطح نیازها در سلسله مراتب مازلو است. انسان های خودشکوفا، افرادی هستند خودآگاه، علاقه مند به رشد شخصی، کم توجه به عقاید دیگران و علاقه مند به ارضاء توانائی های بالقوّه خود.
مازلو عقیده داشت که این نیازها مشابه غرایز انسانی هستند و نقش عمده ای در رفتار انگیزشی دارند. نیازهای فیزیولوژیکی امنیتی، اجتماعی و احترامی به نام نیازهای کمبود یا نیازهای کاستی هستند، به این معنی که این نیازها به دلیل محرومیت به وجود می آیند. برآورده کردن این نیازهای سطح پائین تر به منظور اجتناب از احساسات یا پیامدهای ناخوشایند اهمیت دارد. مازلو بالاترین سطح هرم نیازها را نیاز رشد می نامد. نیازهای رشد به دلیل کمبود یا محرومیت از چیزی به وجود نمی آیند بلکه زائیده تمایل رشد از سوی یک فرد هستند.
سلسله مراتب نیازهای مزلو غالباً به صورت یک هرم نشان داده می شود. در سطوح پائین تر هرم، ابتدائی ترین و پایه ای ترین نیازها و در بالاترین سطح هرم، نیازهای پیچیده تر قرار دارند (توسلی، 1375: 138).
در جمع بندی نظریه مازلو باید گفت براساس تئوري مازلو، نيازهاي انسان در يک سلسله مراتب اهميت طبقه‌بندي مي‌شوند که از پايين‌ترين آنها يعني نيازهاي فيزيولوژيکي آغاز شده و به ترتيب در رديف‌هاي بالاتر نياز به تأمين، نياز به عشق و محبت يا نيازهاي اجتماعي، نياز به احترام و سرانجام نياز به خوديابي مي‌رسد (هيکس2، 1368 : 64). اين سلسله مراتب يا زنجيرۀ رضايتمندي، بيان کنندۀ اين مفهوم بنيادي است که تا آن هنگام که فوري‌ترين نيازها ارضاء‌ نشده ميزان غلبۀ نيازهاي ديگري بر روي فرد به مراتب کمتر است. در رابطه با شغل، افرد در ابتدا سعي مي‌کنند آرزوها و آيندۀ شغلي خود را طوري تعيين کند که نيازهاي اساسي و ضروري خود را فراهم کند و بعداً به مراحل بالاتر که در آيندۀ شغلي خود تصور دارد به آن برسد (آتکينسون3، 1368 : 386).
2-1-2 نظریه روان شناسی انفرادی شفیع آبادی:
اشتغال موفقیت آمیز یکی از نیازهای اساسی بشر در طول زمان بوده و هست. انسان از طریق کار کردن علاوه بر ارضای نیازهای مادی، نیازهای پیوندجویی4، تعلق اجتماعی5 و نیاز به عزت نفس6 خود را برآورده می کند. برخی از نظریه های انتخاب شغل انسان را موجودی مختار و با اراده می دانند که با آگاهی کامل از اهداف و شیوه زندگی و مهارت های تصمیم گیری7 دست به انتخاب شغل می زند (شفیع آبادی، 1381: 128).
شفیع آبادی (1381) در نظریه خود با عنوان روانشناسی انفرادی و انتخاب شغل معتقد است انتخاب شغل فرآیندی تکامل، فعال، هدف جویانه و چند بعدی است که در نتیجه تعامل بین خویشتن پنداری، ارضای نیازها و تصمیم گیری حاصل می شود. خویشتن پنداری قضاوتی است که فرد در زمینه های موفقیت، ارزش ها، توانایی ها، اهمیت و اعتبار فردی دارد. وی بر نقش اهداف، شیوة زندگی، نیازها و تصمیم گیری تأکید زیادی دارد.
نیازها به سه نوع تقسیم می شوند که عبارتند از: نیازهای جسمانی، نیازهای روانی و نیازهای اجتماعی. ارضای نیازها یکی از ابعاد شیوة زندگی و فیزیکی از عوامل تعیین کننده نوع رفتار می باشد. یکی دیگر از ابعاد لاینفک شیوه زندگی که در انتخاب شغل مؤثر است تصمیم گیری می باشد. بررسی ساده ترین تا پیچیده ترین وقایع زندگی معلوم می دارد که تصمیم گیری عملی خلاق و فعال است که بدان وسیله فرد به انتخاب راه حلی مناسب موفق می شود و مشکلی را حل می کند. برای اتخاذ تصمیم عاقلانه فرد مراحل زیر را مورد توجه قرار می دهد:
1- جستجوی راه حل های گوناگون و متعدد می پردازد.
2- راه حل احتمالی را دقیقاً مورد ارزیابی قرار می دهد و عواقب احتمالی هر کدام را در رسیدن به هدف هایش پیش بینی می نماید.
3- بهترین راه حل را که احتمالاً فرد را به هدفش خواهد رسانید برمی گزیند.
شفیع آبادی (1381) معتقد است قدرت تصمیم گیری8 فرد با چگونگی شغل او رابطه دارد یعنی افرادی که قدرت تصمیم گیری بهتری دارند در ارتباط با خصوصیات خود مشاغل مناسب تری را انتخاب خواهند نمود. از طرفی به زعم تیدمن تصمیم گیری شغل دارای فرآیندی به قرار زیر می باشد:
مرحله اول: آگاهی: در این مرحله فرد آگاهی پیدا می کند که در این مقطع از زندگی انجام یک تغییر یا تصمیم ضرورت دارد.
مرحله دوم: خود ارزیابی: در این مرحله فرد ارزیابی می کند که با اتخاذ تصمیم مورد نظر خود به چه اهدافی خواهد رسید.
مرحله سوم: اکتشاف: در این مرحله فرد به جمع آوری اطلاعات درباره مسأله تصمیم گیری و همچنین ویژگی های فردی خود می پردازد.
مرحله چهارم: تلفیق: در این مرحله فرد میان داده های جمع آوری شده درباره خود و موقعیت تناسب برقرار می کند و به تحلیل آنها می پردازد مثلاً از خود می پرسد با توجه به خصوصیاتی که من دارم کدام رشته تحصیلی برای من بهتر است؟
مرحله پنجم: تعهد: در این مرحله فرد خود را متعهد به اجرا و انجام تصمیمات می کند و مقدمات ورود به تصمیم و عملی کردن آن را فراهم می کند.
مرحله ششم: انجام: در این مرحله فرد برای انجام تصمیم خود یک برنامه ریزی جامع انجام می دهد او به مسایلی از قبیل چه چیزی را انجام دهد، چه موقع انجام می دهد و چگونه انجام می دهد می پردازد.
مرحله هفتم: ارزیابی مجدد: در این مرحله تصمیمات فرد بازبینی می شود و اگر تغییرات جزئی در آن لازم است انجام می گیرد، به هر حال این بدان معنی نیست که تصمیم اولیه ما ناقص بوده است بلکه همیشه باید بخاطر داشته باشیم که در یک جهان در حال تغییر زندگی می کنیم.
با توجه به فرآیند فوق و تحقیقات انجام شده درباره نقش و اهمیت مهارت های تصمیم گیری والدین با آموزش گام به گام مهارت های تصمیم گیری می توانند کودکان را برای اتخاذ تصمیمات مهم زندگی به خصوص انتخاب شغل آماده کنند.
شفیع آبادی (1381) نظریه روان شناسی انفرادی آدلر9 را در حوزة شغلی و انتخاب شغل بسط می دهد. آدلر معتقد است که آنچه افراد از کودکی خود بخاطر می آورند قویاً بر مسائل شغلی در زندگی آینده آنها تأثیر می گذارد. وی معتقد است که خاطرات اولیه افراد در سه گروه روان شناسی بالینی، دندانپزشک و وکیل مانند مشاهدات آنها درباره روابطی که با خاطرات اولیه در مورد انتخاب شغل داشتند از هم کاملاً متمایز بود.
در بحث از این که چگونه می توان از خاطرات اولیه در مشاوره و روان درمانی استفاده کرد، باید اذعان داشت که افراد می توانند مشاغلی را انتخاب کنند که به آنها کمک کند تا شیوه زندگی شان را مشخص کنند. بنابراین شیوه زندگی می تواند از خلال خاطرات اولیه شناخته شود.
در کاربرد نظریه روان شناسی انفرادی در طرح ریزی شغلی کودکان باید گفت که چون شیوة زندگی را منظومه خانواده و تجارب اولیه فرد در خانواده مشخص می کند بنابراین نقش والدین در شکل دادن به شیوة زندگی کودک انکار ناپذیر است و چون افراد مشاغلی را برمی گزینند که در آن شیوه زندگی خود را به اجرا در آورند پس والدین نقش بی چون و چرایی در انتخاب شغل آینده کودک دارند. آنچه امروز بیش از پیش آشکار شده این است که والدین نقش انکار ناپذیری را در طرح ریزی شغلی کودکان شان بر عهده دارند.

2-1-3 نظریه خصیصه-عامل
در نظريه خصيصه-عامل اعتقاد بر آن است که بايد خصوصيات فرد (توانايي ها، رغبت ها و محدوديت ها) را شناخت و آنها را با مشاغل مناسب سازش منطقي داد. در اين نظريه از آزمون هاي رواني زياد استفاده مي شود. نظريه خصيصه-عامل اولين و قديمي ترين نظريه در زمينه انتخاب شغل است و فرانک پارسونز از رهبران سرشناس اين نظريه است. بر اساس اين نظريه بايد به افراد کمک شود تا خود را بطور کامل در ابعاد مختلف به خوبي بشناسند، سپس با استفاده از ابزار و وسايل مناسب مشاغل را شناسايي کنند و در نهايت با توجه به ويژگي هاي خود، شغل مناسبي را انتخاب کنند (شفيع آبادي، 1388: 153).
پيتربلاو معتقد است که توانايي‌ها و خصوصيات شخصيتي فرد و مقتضيات اقتصادي جامعه در دوران مختلف بر انتخاب فرد اثر مي‌گذارد. فرد به سنجش توانايي‌هاي خود از يکسو و مقتضيات اجتماعي و اقتصادي جامعه از سوي ديگر مي‌پردازد و با توجه به پاداش‌هاي دريافتي از شغل و هزينه‌هاي صرف شده براي آن به انتخاب دست مي‌زند (پاوالکو10، 1974 : 47).
پاوالکو اعتقاد دارد که انتخاب شغل امري تصادفي و اتفاقي است. فرد جهت معيني براي انتخاب شغل در سر ندارد و در واقع دچار سرگرداني است. فرد به شغل‌هايي وارد مي‌شود که برحسب تصادف به روي او گشوده شوند (پاوالکو، 1974 : 49).
2-1-4 نظریه گینزبرگ11 :
گینزبرگ معتقد است که انتخاب حرفه، مرحله ای تکاملی است که متأثر از تجربه های گذشته، ارزش ها، علایق، توانایی ها و دانایی های فرد است و برای انتخاب شغل، سه مرحله را باید برشمرد:
1. مرحله رؤیایی: این مرحله تا سن یازده سالگی ادامه دارد و مربوط به آرزوها و رؤیاهای این دوران است. در این مرحله، کودک، نقش بزرگسالان را تقلید می کند، به گونه ای که این نقش ها در بازی های وی منعکس است.
2. مرحله آزمایشی: این مرحله از یازده سالگی تا هفده سالگی ادامه دارد. انسان در این مرحله از زندگی، سعی می کند آرزوها و تمایلاتش را به مرحله آزمایش بگذارد، و بدین ترتیب با مشکلات، موانع و واقعیت های شغل مورد نظر خود، کم و بیش آشنا می شود.
3. مرحله واقع بینی: این مرحله از سن هفده سالگی به بعد است. فرد بر اساس مراحل قبلی و تجربه های پیشین، علایق واقعی خود را کشف می کند و به انتخاب شغل می پردازد (میردریکوندی، 1385)
بهطور خلاصه آنچه که از نظریه گينزبرگ درباره فرآيند انتخاب شغل میتوان استنباط نمود به شرح ذیل است : انتخاب شغل رفتار آگاهانه‌اي است که فرد در آن هدف‌هاي شغلي آينده خود را تعيين مي‌کند و سپس امکان نيل به هدف‌هاي تعيين شده را با توجه به واقعيات جسماني، رواني و اجتماعي مورد سنجش و ارزيابي قرار مي‌دهد. در صورتي که بين هدف‌هاي تعيين شده و واقعيات همخواني وجود داشته باشد انسان فعاليت خود را براي رسيدن به آن هدف‌ها مشخص مي‌سازد. بنابراين وي معتقد است که انتخاب شغل فرآيندي است که در طي دوره معيني انجام مي‌پذيرد. اين دوره قابل بازگشت نيست. مسير تکاملي انتخاب شغل سه مرحله دارد که شامل مرحله رويايي (4 تا 5 سالگي)، مرحله آزمايشي (11 تا 18 سالگي)، مرحله واقع بيني (18 تا 24 سالگي) مي‌باشد. مرحله آزمايشي که 11 تا 18 سالگي را دربر مي‌گيرد در آن جوانان به خودکاري پرداخته، به دنبال يافتن مشاغلي هستند که احتمالاً در آينده به آن‌ها



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید