دانشگاه آزاد اسلامی
(واحد آزادشهر)
پایان نامه کارشناسی ارشد (MA)
رشته: مطالعات منطقه ای
گرایش: خاورمیانه و شمال آفریقا
عنوان:
بررسی تأثیرات متقابل انقلاب اسلامی ایران و ژئوپلیتیک شیعه در خاورمیان
استاد راهنما:
دکتر مریم غراوی
استاد مشاور:
دکتر علیرضا اسماعیلی
نگارش:
حامد حسین زاده
شهریور 1393
Islamic Azad University
) Azadshahr Branch(
A Thesis for the Master Degree of Arts
Regional studies
in the Middle East and North Africa
Subject:
A survey on reciprocal effects of Islamic Revolution in Iran and Shia geopolitic In the Middle East
Supervisor:
Dr. Maryam Gharavi
Advisor:
Dr. Alireza Esmaeili
By:
Hamed Hosseinzadeh
September 2014
پروردگارا:
نه میتوانم موهایشان را که در راه عزت من سفید شد، سیاه کنم
و نه برای دستهای پـینه بسته شان که ثمره تلاش برای افتخار من است، مرهمی دارم
پس توفیقم ده که هر لحظه شکر گزارشان باشم و ثانیه های عمرم را در عصای دست بودنشان بگذرانم…
…شکر و سپاس خدای را که بزرگترین امید و یاور در لحظه لحظه زندگیست …

تقدیر و تشکر:
سرکار خانم دکتر مریم غراوی ، جناب آقای دکتر علیرضا اسماعیلی و جناب آقای دکتر ایرج میر :
شما روشنايي بخش تاريكي جان هستيد و ظلمت انديشه را نور مي بخشيد. چگونه سپاس گويم مهرباني و لطفتان را كه سرشار از عشق و يقين است. چگونه سپاس گويم تأثير علم آموزيتان را كه چراغ روشن هدايت را بر كلبه ي محقر وجودم فروزان ساخته است. آري در مقابل اين همه عظمت و شكوهت مرا نه توان سپاس است و نه كلام وصف.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده…………………………………………………………………………………………………..1
مقدمه2
فصل اول؛ کلیات تحقیق
1-بیان مسأله4
2- اهمیت و ضرورت تحقیق6
3- اهداف تحقیق7
4- سوالات تحقیق7
5- فرضیات تحقیق8
6- متغیرهای تحقیق8
7- تعریف مفاهیم8
انقلاب8
ژئوپلیتیک9
شیعه11
ژئوپلیتیک مذهب (تشیع)12
ژئوپلیتیک شیعه13
ژئوپلیتیک فرهنگی یا ژئوکالچر15
خاورمیانه16
هلال شیعی17
8- روش تحقیق18
9- فرایند تحقیق19
ابزار جمع آوری داده ها19
10- پیشینه تحقیق19
1-ژئوپلیتیک شیعه / فرانسوا توال19
برآورد نهایی توال از وضعیت ژئوپلیتیک شیعه21
تجزیه و تحلیل22
2-ژئوپليتيک شيعه و ارتقاي جايگاه … / احمدی25
3-بازتاب انقلاب اسلامی ایران بر …/ کریمی و حمیدی26
4-الگوي مفهومي ژئوپوليتيك شيعه … / کلاه مال همدانی27
5-نقش فرهنگ سیاسی شیعه در انقلاب … / حسنی28
سازماندهی تحقیق28
فصل دوم؛ چهارچوب نظری تحقیق
مبانی نظری30
مباني هستي شناسانه شيعه31
مباني فقهي و اصولي شيعه33
معنويت ديني37
هویت تشیع وبسترهای تاریخی آن37
دوره پیش مدرن وویژگی های آن37
دوره مدرن وویژگی های آن37
دوره پست مدرن وویژگی های آن38
جدول1- روند تحولات هویت شیعه39
تحلیل فرصتها وتهدید های تشیع درژئوپلیتیک پست مدرن39
آموزه های انقلاب اسلامی39
توسعه و نفوذ40
برخی از ویژگی های شیعه41
ژئوپلیتیک مقاومت42
روش ها و نظریه های جدید42
بازخوانی ژئوپلیتیک شیعه46
نقش مذهب در مباحث ژئوپلیتیکی48
گفتمان سازی غرب49
فصل سوم؛ ژئوپلیتیک شیعه و انقلاب اسلامی ایران
بخش اول: بحث و بررسی اصول و مبانی53
گستره جغرافیایی – ژئوپلیتیکی شیعیان در جهان53
جغرافیای سیاسی شیعیان در خاورمیانه54
چالش ها و مسایل خاورمیانه55
مولفه هاو ظرفیت های ژئوپلیتیکی شیعه56
ظرفیت های معنوی – سیاسی شیعه57
ظرفیتهای جغرافیایی شیعه60
جمعیت و پراکندگی شیعان جهان61
رويكرد تعاملي وتقابلي جنبش هاي شيعي خاورميانه61
جنبش شيعي ايران62
جنبش شيعي عراق67
جنبش شيعي لبنان70
جنبش شيعي بحرين75
بخش دوم؛ تأثیر فرهنگ سیاسی شیعه بر پیروزی انقلاب اسلامی80
تبیین مفهوم فرهنگ سیاسی شیعه82
انقلاب اسلامی و نقش فرهنگ سیاسی شیعه در تحقق آن89
گسترش و پذیرش اندیشه‌ها و ایدئولوژی‌های جایگزین100
گسترش روحیه انقلابی105
بخش سوم؛ تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر تشیع107
تاثیر جهانی انقلاب اسلامی ایران107
تاثیرات منطقه ای انقلاب اسلامی ایران108
تاثیر انقلاب اسلامی بر مشارکت سیاسی شیعیان109
مشارکت سیاسی شیعیان در عراق110
مشارکت سیاسی شیعیان در بحرین112
مشارکت سیاسی شیعیان در عربستان115
مشارکت سیاسی شیعیان در کویت118
مشارکت سیاسی شیعیان در لبنان118
اهمیت و اولویت یافتن تشیع121
احیای هویت شیعی و بیداری شیعیان122
قدرت یابی شیعیان در سطح ملی و بین المللی122
اختلافات میان شیعه و سنی در خاورمیانه123
فصل چهارم؛ خلاصه،جمع بندی ونتیجه گیری
خلاصه127
جمع بندی و نتیجه گیری128
فهرست منابع131
کتاب های فارسی131
مقالات فارسی136
سایر منابع فارسی139
کتاب های عربی140
منابع انگلیسی140
چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………144
چکیده:
تشیع از قرن شانزدهم میلادی مذهب رسمی ایران بوده است. معتقدات، رهبری و نهاد های شیعه، نقش مهمی در سیاست خارجی ایران داشته و اسلام شیعی از آغاز با سیاست آمیخته بوده؛ چنانکه می توان گفت تاریخ و معتقدات شیعه زیربنای ایدئولوژی انقلاب اسلامی و یکی از مهمترین ریشه های آن بوده است. از طرف دیگر پس از پیروزی انقلاب اسلامی بحث صدور انقلاب و تأثیرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر جوامع شیعی پررنگ شد. این پژوهش درصدد پاسخگویی به این سوال است که اولا انقلاب اسلامی ایران چه تأثیری بر ژئوپلیتیک تشیع داشته است و ثانیا مذهب تشیع چه تأثیری بر انقلاب اسلامی ایران داشته است. فرضیه پژوهش این است که یک رابطه دو سویه میان انقلاب اسلامی ایران و مذهب تشیع وجود دارد که هر کدام در جهت تقویت دیگری عمل می کنند. این پایان نامه قصد دارد تا با روش توصیفی تحلیلی تأثیرات متقابل انقلاب اسلامی ایران و ژئوپلیتیک شیعه در خاورمیانه و شمال آفریقا را بر روی یکدیگر بررسی نماید. در پایان اینگونه نتیجه گرفته می شود که ارزش ها و اصول مکتبی فقه تشیع باعث شده تا مردم شیعه ایران به کمک رهبری قدرتمند شیعه نسبت به وضع موجود واکنش نشان داده و انقلاب اسلامی ایران را پدید آورند. از سویی دیگر انقلاب اسلامی ایران نیز با اهمیت و اولویت بخشیدن به تشیع، احیای هویت شیعی و بیداری شیعیان و همچنین قدرتمند کردن شیعیان در سطح ملی و بین المللی موجب گسترش حوزه نفوذ تشیع در منطقه خاورمیانه شده است.
کلید واژه ها: انقلاب اسلامی، ایران، تشیع، مذهب، ایدئولوژی
مقدمه
انقلاب اسلامی ایران مهم‌ترین جنبش اسلامی معاصر است که نماد و مظهر اسلام‌گرایی در عصر حاضر به شمار می‌آید؛ این انقلاب حرکتی بود که به جهت ویژگی‌های خاص و منحصر به فرد خود، تعجب و شگفتی تمام اندیشمندان غربی و شرقی را برانگیخت و به تعبیری وجدانهای غربی را در دو بعد (دولتی و مردمی) تکان داد و به صورت معمایی برای تحلیلگران سیاسی و اجتماعی جلوه‌گر شد. ویژگی‌های خاص انقلاب اسلامی باعث شد که این حرکت مورد توجه فراوان اندیشمندان غرب و شرق قرار گیرد و همه سعی در تبیین و تحلیل آن داشته باشند. لذا هر کدام به نوعی این حرکت را تحلیل کردند. اما این تحلیل‌ها بسیار مختلف و متنوع و گاه متناقض می‌نماید. آن‌چه این نظریه‌پردازان را دچار مشکل کرده و موجبات تناقض را در این نظریه‌ها فراهم آورده این است که بر اساس تعاریف و کلیشه‌‌های موجود غربی، امام خمینی (ره) در عین این‌که یک عالم کاملاً سنتی بود، در اوج دوران مدرن و حاکمیت مدرنیته، انقلابی به راه می‌اندازد که در عمل حرکتی فرا مدرن است.
اندیشمندان غربی با حرکتی روبرو هستند که از طرفی نام آن را جز انقلاب نمی‌توان گذاشت، و نام انقلاب هم همواره تداعی‌گر نوعی پیشرفت و ترقی است ـ انقلاب در ادبیات غرب یعنی دگرگونی در راستای پیشرفت و ترقی ـ از طرف دیگر در متن این حرکت با پدیده‌ا‏ی به نام مذهب روبرو می‌شوند که نماد جمود و تحجّر و عقب‌ماندگی و مانع ترقی و پیشرفت است. به عبارت دیگر موج اعتراض‏های مذهبی برای مبارزه و مخالفت با شاه به انگاره‏هایی استناد می‏کند که به سیزده سده پیش باز می‏گردند و در عین حال خواسته‏هایی در زمینه عدالت اجتماعی و غیره را مطرح می‏کند که به نظر می‏رسد در راستای اندیشه یا کنش ترقی‏خواهانه حرکت می‏کنند. امام خمینی (ره) در اوج ناباوری تحلیل‏گران بین‌المللی با عقاید مذهبی که غرب آن‏ها را کهنه و قرون‏ وسطایی می‏دانست جهان را تکان داد.
از طرف دیگر هنگامی که این انقلاب برخاسته از دل مذهب تشیع به پیروزی رسید، پتانسیل انقلابی اش فروکش نکرد و به جهت‌دهی جنبش های شیعی پرداخت. در این پایان نامه سعی می شود تا تأثیر فرهنگ سیاسی شیعه بر پیروزی انقلاب اسلامی و از طرف دیگر تأثیرات جهانی انقلاب اسلامی بر روی جوامع شیعه مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد.

فصل اول
کلیات تحقیق

1- بیان مسأله
انقلاب اسلامی در مقایسه با سایر ایدئولوژی های انقلابی در غرب که در قرن بیستم ظهور کردند، یک ویژگی و تفاوت عمده داشت و آن این که برخلاف ایدئولوژی هایی نظیر نازیسم و کمونیسم نه تنها بخش عظیمی از انرژی و پتانسیل خود را صرف مبارزه با پدیده مذهب نکرد بلکه از تمامی پتانسیل های مذهب به عنوان پدیده ای که منشا آن در اعتقادات و باور توده هاست برای خدمت به انقلاب و ایدئولوژی انقلابی بهره گرفت. (درخشه، 1387: 356). امام خمینی (ره) نیز دلیل تمایز انقلاب ایران را برخورداری از هویت مستقل اسلامی و شیعی می دانند که جز به خدای متعال هیچ اتکا و وابستگی ندارد. اسلام شیعه هم از نقطه نظر سازمانی و هم از لحاظ فرهنگی، برای ایجاد انقلاب ایران علیه شاه، نقش حیاتی را به عهده داشت (باباپور، 1382: 75). تشیع به منزله ساختاری نمادین که برای مردم معنی ایجاد می کرد، زبانی با گویش های مختلف و آیینی بود که رفتار و جهان بینی آنان را تعیین می کرد و برای تمام مشکلات اساسی شان پاسخ مناسبی داشت، در روند بسیج سلطه ایدئولوژیک یافت و مهر خود را بر پیشانی انقلاب حک کرد. (اخوان مفرد، 1381: 225 – 224). در واقع فضای کلی موجود در اندیشه های انقلاب اسلامی، عقاید و آرمان های شیعی بوده و به طور طبیعی، گسترش این اندیشه ها همراه با بستر اصلی آن، یعنی تشیع قابل تحقق بوده است. (طاهری، 1388: 195 – 194).
در خصوص انقلاب اسلامی، اندیشمندان غربی با حركتی روبه رو هستند كه از یك سو، نمی توان نام آن را جز انقلاب گذاشت، و از سوی دیگر، محور اصلی این حركت، پدیده ای به نام مذهب است كه به زعم آن ها، نماد جمود و تحجّر و عقب ماندگی و مانع ترقّی و پیشرفت است. به عبارت دیگر، موج اعتراض‌های مذهبی برای مبارزه و مخالفت با شاه به انگاره هایی استناد می كند كه به سیزده سده پیش باز می گردند و در عین حال، خواسته هایی در زمینه عدالت اجتماعی و غیره را مطرح می كند كه به نظر می رسد در راستای اندیشه یا كنش ترقّی خواهانه حركت می كنند.نظریه پردازان غربی با انقلابی رو به رو می شوند كه از سویی، خارج از جنگ طبقات بود و از سوی دیگر، مذهب كه همواره در نظر ایشان عنصری روبنایی بوده، در این انقلاب نقش زیربنایی را ایفا می كند. طرفداران نظریات دوركیم و وبر ـ كه معتقدند جوامع در سیر عقلانی شدن، عناصر اسطوره ای و رمزآلود را به حاشیه می رانند و به تدریج، عقل گرایی جانشین عنصر قدسی می شود و این فرایند افسون زدایی از جهان را فرایندی ناگزیر برای همه جوامع می دانند ـ با انقلابی مواجه می شوند كه بازگشتی است به عنصر قدسی. به نظر می رسد، عمده مشكلات نظریه پردازان غربی در تحلیل نادرست انقلاب اسلامی ناشی از این است كه آنان نقش اصلی پیروزی انقلاب اسلامی را كه آموزه‌های شیعی و عناصر و مؤلفه‌های فرهنگ سیاسی شیعه بوده است، نادیده گرفته اند؛ امری كه در ادبیات سیاسی مدرن و بر اساس مبانی نظریه‌های مدرن غربی، قابل درك و توضیح نیست. چه بسا به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران انقلاب اسلامی، كه بر اساس نظریات غربی به تحلیل انقلاب پرداخته اند، در بحث از علت اصلی پیدایش انقلاب، مذهب و مؤلفه‌های دینی را نادیده گرفته و در عوض، بر عواملی مثل توطئه، استبداد، اقتصاد و مدرنیزاسیون تأكید دارند.
علاوه بر تاثیر غیرقابل انکار و مهم مذهب تشیع در پیروزی انقلاب اسلامی ایران، وقوع این رویداد عظیم تاریخی نیز متقابلا به نوعی این مذهب را تحت تاثیر قرار داده است. با پیروزی انقلاب اسلامی پتانسیل نهفته در مذهب تشیع شکوفا شد و این مذهب در کشور بزرگی مثل ایران به قدرت سیاسی دست یافت. به گفته فرانسوا توال پیروزی انقلاب خمینی در ایران یکی از پراهمیت ترین وقایع و انقلاب های نیمه دوم قرن بیستم بوده و در حقیقت مهم ترین واقعه در طول تاریخ شیعه می باشد. (توال، 1383: 56). در اثر انقلاب، حکومتی دینی بر پایه ی نظریه ی «ولایت فقیه» در ایران پایه گذاری شد. وقوع انقلاب اسلامی در ایران از رخدادهای بزرگ نیمه ی دوم سده ی بیستم بود که باعث ایجاد تحولات فراوانی در ساختار قدرت جهانی و منطقه ای شد. وقوع چنین انقلاب بزرگی بی شک درون مرزهای داخلی را درنوردیده و دل های مشتاقان بسیاری را ربود. دیدگاه فرامرزی انقلاب ایران و درونمایه اعتقادی شیعی آن منجر به توجه شیعیان به این انقلاب شد. این تأثیرگذاری در پیشبرد روند بیداری و آگاهی مسلمانان و افزایش فعالیت های مؤثر دینی مشهود است. انقلاب اسلامی از سویی منجر به توجه جهانیان به مذهب تشیع و از سوی دیگر ایجاد خودباوری و رشد سیاسی شیعیان در کشورهای مختلف اسلامی گردید به گونه ای که شاهد تلاش های آنان در جهت حضور در عرصه ی سیاست و کسب قدرت سیاسی شد.
این انقلاب از هویت سیاسی شیعه که قبلا شکل گرفته بود، حمایت کرده و کانونی برای تمرکز پیرامون آن به وجود آورد شیعیان از حالت افراد یا گروه های منزوی و در حاشیه خارج شدند؛ به تعبیر دیگر به شیعیان جرات داد هویتشان را بیان کنند و ابزاری در اختیار آنان گذاشت تا حضور خود را برای دیگران محسوس نمایند.. یک رابطه دو سویه میان انقلاب اسلامی ایران و مذهب تشیع وجود دارد که هر کدام در جهت تقویت دیگری عمل می کنند(کاظمی دینان، 1388: 89).
بدین ترتیب با توجه به مسائل گفته شده مسأله اصلی که این پژوهش به آن خواهد پرداخت بررسی و تبیین میزان نقش و اثر گذاری فرهنگ سیاسی شیعه در پیدایش انقلاب اسلامی ایران و همچنین میزان تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلیتیک شیعیان خاورمیانه است. این پژوهش درصدد پاسخ گویی به این سوال است که اولا انقلاب اسلامی ایران چه تاثیری بر ژئوپلیتیک تشیع داشته است؟ و ثانیا مذهب تشیع چه تأثیری بر پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشت؟
اهمیت و ضرورت تحقیق
در بررسی نقش عوامل مختلف در پیروز انقلاب اسلامی اگر بخواهیم به دیدگاه نظریه پردازان غربی توجه کنیم و انقلاب را در قالب تئوری ها و نظریات آنان جای دهیم به جای نخواهیم رسید. چرا که نظریه‌‌پردازان مارکسیست با انقلابی روبرو می‌شوند که از سویی خارج از جنگ طبقات بوده و از سوی دیگر، مذهب که همواره ‏در نظر ایشان عنصری روبنایی بوده، در این انقلاب نقش زیربنایی را ایفا می‏کند. طرفداران نظریات دورکیم و وبر که معتقدند جوامع در سیر عقلانی شدن، عناصر اسطوره‏ای و رمزآلود را به حاشیه می‏رانند و به تدریج عقل گرایی جانشین عنصر قدسی می‌شود، و این پروسه‏افسون زدایی از جهان را فرایندی ناگزیر برای همه جوامع می‌دانند، با انقلابی مواجه می‌شوند که بازگشتی است به ‏عنصر قدسی.
ساختارگرایان با انقلابی روبرو می‌شوند که نظامی را با ساختار سیاسی گسترده بروکراتیک‏ و ارتشی قدرتمند که نه تنها تحت هیچ‏گونه فشار بین المللی نبود بلکه هم‏پیمانان و پشتیبانان بین المللی نیز داشت، بدون نقش اساسی دهقانان در هم‏ریخت. آنها با انقلابی روبرو می‌شوند که گویی در آن نوعی «ساخته شدن» و «معماری» وجود دارد. انقلابی که عنصر رهبری، ایدئولوژی، نحوه بسیج توده‏ای، بسی عاقلانه و مطابق با روال و روند به پیش می‏رود. گویی رهبری انقلاب آن را گام به‏گام معماری می‏کند و هندسه آن را ترسیم می‏نماید و معمار انقلاب که هیچ‌گاه وجود خارجی نداشت و به افسانه شبیه‏تر بود تا واقعیت، در آن تحقق خارجی پیدا می‌کند. به همین جهت هر دسته از نظریه‌پردازان غربی در تحلیل انقلاب اسلامی به نوعی با مشکلی جدی روبرو هستند. به نظر می‌رسد عمده این مشکلات ناشی از این است که نقش اصلی در این انقلاب را آموزه‌های شیعی و عناصر ومؤلفه‌های فرهنگ سیاسی شیعه بازی کرده است و این امری است که در ادبیات سیاسی مدرن و بر اساس مبانی نظریه‌های مدرن غربی قابل درک و قابل توضیح نیست. چه بسا به همین جهت هم بسیاری از تحلیل‌گران انقلاب  اسلامی که بر اساس نظریات غربی به تحلیل انقلاب پرداخته‌اند در بحث از علت اصلی پیدایش انقلاب در مقابل اصالت قائل شدن برای مذهب، بر عواملی مثل توطئه، استبداد، اقتصاد و مدرنیزاسیون تأکید دارند.
از طرف دیگر وقتی این انقلاب به پیروزی رسید، مشاهده شد که به تدریج جنبش های اجتماعی و سیاسی شیعه نیز از این حرکت عظیم تأثیر پذیرفته و در جوامع خود به حرکت های انقلابی دست زده اند. بدین ترتیب مهم و ضروری می نماید که پژوهشگران ایرانی در قالب تحقیقات و پایان نامه های خود به بررسی این موضوع پرداخته و آن را از زوایای مختلف مورد تحلیل قرار دهند. این پایان نامه در پی بررسی و تبیین میزان نقش فرهنگ سیاسی شیعه در پیدایش انقلاب اسلامی ایران و همچنین تأثیر انقلاب اسلامی بر روی جنبش ها و جوامع شیعه می باشد.
2- اهداف تحقیق
هدف اصلی:
تبیین و تشریح تأثیرات متقابل انقلاب اسلامی و ژئوپلیتیک شیعه در خاورمیانه
اهداف فرعی:
1- بررسی و تبیین نقش فرهنگ سیاسی شیعه در وقوع انقلاب اسلامی ایران
2- بررسی و تحلیل بازتاب انقلاب اسلامی ایران بر ژئوپلیتیک شیعیان
3- واکاوی دلایل نگرانی غرب از ژئوپلیتیک شیعه
4- سوالات تحقیق
سوال اصلی:
مذهب تشیع و انقلاب اسلامی ایران چه رابطه ای به یکدیگر دارند و اثرگذاری ها و اثرپذیری های این دو از یکدیگر چگونه بوده است؟
سوالات فرعی:
1- فرهنگ سیاسی شیعه چه نقشی در روند پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشته است؟
2- انقلاب اسلامی ایران چه تأثیری بر سیاسی شدن شیعیان و یا به طور کلی ژئوپلیتیک شیعیان داشته است؟
3- دلایل نگرانی غرب به سرکردگی ایالات متحده از ژئوپلیتیک شیعه چیست؟
5- فرضیات تحقیق
فرضیه پژوهش حاضر بر این مبنا استوار است که مهم‌ترین عامل تحقق انقلاب اسلامی فرهنگ سیاسی شیعه بوده و انقلاب نیز بر گسترش ژئوپلیتیک شیعه هم مستقیم و هم غیرمستقیم اثرگذار بوده است. یک رابطه دو سویه میان انقلاب اسلامی ایران و مذهب تشیع وجود دارد که هر کدام در جهت تقویت دیگری عمل می‌کنند .
6- متغیرهای تحقیق
این تحقیق به این دلیل که از نوع بررسی متقابل می باشد دو متغیر مستقل و دو متغیر وابسته دارد. در موضوع بررسی تأثیر مذهب تشیع بر پیروزی انقلاب اسلامی، متغیر مستقل فرهنگ سیاسی شیعه و متغیر وابسته میزان تأثیرپذیری انقلاب اسلامی از آن می باشد. در موضوع تأثیر انقلاب اسلامی بر ژئوپلیتیک شیعه نیز، متغیر مستقل انقلاب اسلامی ایران بوده و متغیر وابسته میزان تأثیری است که انقلاب بر روی جوامع شیعه گذاشته است.
7- تعریف مفاهیم
انقلاب
انقلاب از ماده قلب و به معنای دگرگونی و زیرو رو شدن آمده و در اصطلاح عبارت است از براندازی سریع و پرخاشگرانه نظام حاکم و ایجاد نظام مطلوب توسط مردم (دهقان، 1384: 13) حسین بشیریه نیز معتقد است، انقلاب تحول سیاسی پیچیده ای است که در طی آن حکومت مستقر به دلایلی توانایی اجبار و اعمال زور را از دست می دهد و گروه های گوناگون اجتماعی و سیاسی به مبارزه بر می خیزد تا قدرت سیاسی را قبضه کنند، این مبارزه اغلب مدتی طول می کشد تا آنکه سرانجام نهادهای جدید سیاسی جانشین نهادهای قدیم شوند. (بشیریه، 1382: 1) در تعریفی دیگر ساموئل هانتینگتون معتقد است انقلاب یک تغییر داخلی سریع، بنیادی و خشونت آمیز در ارزش ها و اسطوره های مسلط یک جامعه و در نهادهای سیاسی، ساختار اجتماعی، رهبری و فعالیت ها و سیاست های حکومت آن جامعه است. بنابراین، انقلاب ها از قیام ها، شورش، طغیان ها، کودتاها و جنگ های استقلال متمایز هستند. (گلدستون، 1385: 63) جانسون معتقد است خشونت و دگرگونی چهره های متمایزی از انقلاب هستند و انقلاب اعمال استراتژی خشونت برای دگرگونی در ساختار اجتماعی است. (اسکاچ پل، 1376: 28) هانا آرنت نیز انقلاب را دگرگونی به معنای آغازی تازه می داند که خشونت در آن برای رهایی از ستمگری به قصد استقرار آزادی است. (حافظ نیا و احمدی، 1388: 76). اما انقلاب اسلامی علی رغم داشتن برخی تشابهات با این تعاریف دارای مفهوم گسترده تری است. عمید زنجانی معتقد است انقلاب اسلامی، دگرگونی بنیادی در ساختار کلی جامعه و نظام سیاسی آن براساس جهان بینی، موازین و ارزش های اسلامی، نظام امامت، آگاهی و ایمان مردم، حرکت و پیشگامی متقیان و قیام قهرآمیز توده های مردم استوار است. (عمید زنجانی، 1381: 31)، حرکت امت مسلمان در جهت تغییر نظام غیراسلامی پیشین و جایگزین نمودن نظام جامع و کامل اسلامی به جای آن؛ همچنین تلاش برای اجرای مقررات، قوانین و برنامه های اسلامی در تمام شئون زندگی خویش به عنوان انقلاب اسلامی خوانده می شود. (فاضلی نیا، 1386: 24).
ژئوپلیتیک
درباره چیستی و ماهیت ژئوپلیتیک از زمان ظهور آن در یک قرن گذشته تا دوران معاصر دیدگاه های متفاوتی شکل گرفته و هنوز تعریف واحدی برای آن وجود ندارد.
الف. شماری از اندیشمندان ژئوپلیتیک معتقدند؛ ژئوپلیتیک همچنان که از ترکیب واژگانی آن مشهود است، به چگونگی پیوند جغرافیا و سیاست برمی گردد، عزت الله عزتی در کتاب ژئوپلیتیک خود می نویسد: «در سیاست های جغرفیایی یا ژئوپلیتیک – که به معنای لغوی آن سیاست زمین است – نقش عوامل محیط جغرافیایی در سیاست ملل بررسی می شود» (عزتی، 1386: 1). فرهنگ نامه روبر و فرهنگ نامه لاروس نیز ژئوپلیتیک را «علمی که روابط میان جغرافیای کشورها و سیاست هایشان را مطالعه می کند تعریف کرده‌اند». (لاکوست و ژیبلن 1378: 46).
ب. عده ای بر این اعتقادند که ژئوپلیتیک را می توان پرداختن به رابطه میان دولت ها و قدرت طلبی آنها و تثبیت اقتدارشان در مناطق جغرافیایی تعریف کرد، به عبارت دیگر این نظریه پردازان قدرت را موضوع اصلی می دانند، سانول کوهن در کتاب خود تحت عنوان جغرافیا و سیاست در جهانی تقسیم شده می‌نویسد «عصاره ژئوپلیتیک مطالعه روابطی است که میان سیاست بین المللی قدرتها و مشخصات جغرفیایی برقرار می شود منظور از این مشخصات جغرافیایی (بخصوص) آنهایی هستند که منبع قدرت را تشکیل می دهند». (لاکوست و ژیبلن، 1378: 46). « ژئوپلیتیک با ایده آگاهی نسبت به قدرت» سروکار دارد و نقش آفرینی فراکشوری «قدرت» سیاسی را مطالعه می کند». (مجتهدزاده، 1386: 129). «وود و دمکو معتقدند، «تقسیم قدرت و چگونگی آرایش آن در جهان به لحاظ سیاسی و نظامی در حوزه جغرافیایی سیاسی و ژئوپلیتیکی جای می گیرد». (صحفی، 1380: 40).
ج. گروهی از نظریه پردازان نیز ماهیت ژئوپلیتیک را رقابت بین نیروها و قدرت های متخاصم برای تصرف و کنترل سرزمین ها می دانند، «لاکوست همراه ژیبلن در کتاب عوامل و اندیشه ها در ژئوپلیتیک چنین می نویسد: من چیزی را ژئوپلیتیک می نامم که با رقابت و قدرت برای و بر روی سرزمین مرتبط باشد. ژئوپلیتیک یک روش کما بیش کارآمد برای بهتر دیدن جهان، توازن قوای شکل گرفته و نقش یک ملت در آن می باشد.» (حافظ نیا، 1390: 33).
به طور کلی « ژئوپلیتیک در تعریف سنتی خود به نقش عوامل جغرافیایی به ویژه موقعیت کشورها در روابط بین الملل توجه خاص مبذول می دارد». (میر حیدر، 1386: 86).
شماری از جغرافی دانان بعد از جنگ جهانی دوم رویکردی انتقادی نسبت به ژئوپلیتیک سنتی در پیش گرفتند و به طور گسترده ای آن را محکوم کردند، «در سال 1954 ریچارد هارتشورن به ژئوپلیتیک تاخت و آن را دانشی زهرآلود خطاب کرد. او ژئوپلیتیک را دانشی برای حیله گری علمی ایجاد سوء ظن ایدئولوژیکی که از سوی نازیسم و دیگر اشکال فاشیسم در ایتالیا و ژاپن آلوده شده و در شکل دهی به سیاست های کشتار جمعی، نژاد پرستی، توسعه طلبی فضایی و تسلط بر مکان مشارکت داشته است، می‌دانست.» (دادس، 139: 36).
اما پس از دوران جنگ سرد و در دهه های پایانی قرن بیستم که ژئوپلیتیک تحت تاثیر رقابت دو ابر قدرت شوروی و امریکا قرار گرفت، با ظهور دیدگاه جدید انتقادی در عرصه ژئوپلیتیکی، مفهوم ژئوپلیتیک احیا شد و نقش آن در معادلات بین المللی مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفت.
«ژئوپلیتیک انتقادی به دنبال آشکارسازی سیاستهای پنهان و پشت پرده دانش ژئوپلیتیکی است.بیش از آنکه ژئوپلیتیک به عنوان یک توصیف غیر مجهول از نقشه سیاسی جهان تعریف شود، از ژئوپلیتیک به عنوان یک گفتمان، نمایش و نگارش درباره جغرافیا و سیاستهای پنهان و پشت پرده دانش ژئوپلیتیکی است. بیش از آنکه ژئوپلیتیک به عنوان یک توصیف غیرمجهول از نقشه سیاسی جهان تعریفی شود، از ژئوپلیتیک به عنوان یک گفتمان، نمایش و نگارش درباره جغرافیا و سیاستهای بین المللی بحث می کند». (اتوتایل و دیگران، 1380: 26). برخی ژئوپلیتیک انتقادی را یکی از شاخصه های نظریه نقد اجتماعی در مطالعه روابط نظریه های سیاسی و اجتماعی می‌دانند که در برخورد با رویکرد پوزیتیویستی به وجود آمد، «بخشی از یک حرکت بسیار وسیع تری است که شامل روابط بین الملل و در واقع کلیه علوم اجتماعی است و ارائه یک رویکرد جانشین را هدف خود قرار می دهد». (مویر، 1379: 390).
محققین این رشته به دنبال تبیین این موضوع هستند که بین مکانهای مختلف و انسانها، چه ارتباطی وجود دارد و اینها چگونه به هم مربوط می شوند و تمایل دارند «به جای تمرکز بر شناسایی تاثیر عوامل جغرافیایی بر شکل گیری سیاست خارجی، سیاستمداران، چگونه تصاویر ذهنی خود را از جهان ترسیم می کنند و چگونه این بینش بر تفاسیر آنها از مکانهای مختلف تاثیر می گذارد». (میرحیدر، 1386: 41).
شیعه
شیعه به لحاظ لغوی بر فرد یا جماعتی اطلاق می شود که از فرد دیگری پیروی یا او را همراهی یا با او همکاری کند، یا اسباب نیرومندی او را فراهم سازد یا کیش و آیین او را رواج بخشد. به این ترتیب، معنای لغوی تشیع – مصدر وزن تفعل – از همان ریشه، مشخص می گردد: عمل فرد یا جماعت شیعه که همان پیروی از شخص متبوع، یاری او، همراهی و همکاری کردن با او است. شیخ مفید معتقد است معنای لغوی تشیع صرف پیروی از شخص متبوع نیست بلکه پیروی همراه با گرایش درونی و دوستی توأم با اخلاص است. (نصیری، 1389: 23 و 24). و در اصطلاح شیعه نام عمومی تمام فرقه هایی است که قائل به امامت و خلافت بلافاصل حضرت علی پس از پیامبر (ص) بوده و اعتقاد دارند که امامت، جز از اولاد وی خارج نمی شود. تمام فرقه های شیعی معتقد به وجوب و تنصیص امام از جانب خدا و پیامبر (ص) بوده و انبیاء و امامان را از گناه مبری و معصوم می دانند و به تولی و تبری، اعتقاد دارند. (متقی زاده، 1384: 29).
ژئوپلیتیک مذهب (تشیع)
در این پژوهش، «مذهب» – به طور عام و تشیع به طور خاص به مثابه یک موضوع ژئوپلیتیک در نظر گرفته شده است به عبارت دیگر توجه به عوامل فرهنگی و اعتقادی در امر ژئوپلیتیک، حیطه های دیگری از همنشینی جغرافیایی را مطرح می کند که از جمله می توان به ژئوپلیتیک مذهب اشاره کرد.
گلانسردر بحث های فرهنگی و ارتباط آن با ژئوپلیتیک به سه عامل زبان و مذهب و قومیت توجه می‌کند. وی در تحلیلی دقیق به نقش مذهب در وقایع سیاسی اشاره می کند: وی در کتاب جغرافیای سیاسی خود می نویسد «در گذشته مذهب می توانست عاملی در تفکیک مرزهای جغرافیایی باشد می توان به ظهور ایرلند به دلیل وجود دو مذهب کاتولیک و پروتستان، سوریه به سبب وجود مسلمانان و مسیحیان، هند به دلیل وجود دو مذهب اسلام و هند و فلسطین به واسطه وجود یهود و مسلمانان اشاره کرد. در هر کدام از این مناطق، زمانی که نقشه سیاسی دنیا و دوره تاریخی منطبق با آن تغییر می کرد گروه اقلیتی در واحدهای جدید شکل می گرفتند و بعضی از آنها مشکلاتی را در راه آمیزش با نظام ملی به وجود می آورند». (صحفی، 1380: 55).
علاوه بر این، «در قرن بیست و یکم نیز کم و بیش نقش آفرینی عوامل مذهبی در تصمیم گیری های سیاسی و پدیده های ناشی از آن تداوم داشته است. در حال حاضر هم ثبات سیاسی برخی از کشورها تا حد زیادی در ارتباط با توزیع فضایی مذهب و نیز زبان است. در حقیقت مذهب، در کنار زبان، یکی از قوی‌ترین نیروهای موثر در کشورهای مستقل کنونی محسوب می شود. هم چنین عامل مذهب هنوز علت وجود و بقای بسیاری از کشورهاست، در لبنان به عنوان یک ملت عرب، مسیحیان و مسلمانان تا حدودی موفق به جداسازی سرزمین خود شده اند در کشورهایی که در آنجا انتخابات به صورت برگزار می شود، الگوهای انتخاباتی به طور مکرر گزارش هایی از تمایل به چنین اختلافات داخلی را به ثبت رسانیده است. حتی در میان ملت هایی که تفاوت های مذهبی یا زبانی، احساسات جدایی طلبانه را دامن نزده است، نقشه انتخابات آنها از الگوی زبانی و مذهبی شان تبعیت می کند. (احمدی، 1390: 34 و 33).
همچنین تشیع یک عامل ژئوپلیتیکی به شمار می رود «زیرا قسمت عمده ای از پیروان این مذهب در مناطقی استقرار دارند که بر روابط قدرت در سطح ملی، منطقه ای و بین المللی بسیار تاثیر گذار می باشند». (تلاشان، 110: 1389). از سوی دیگر، «تا پیش از انقلاب اسلامی ایران، دین اسلام را تنها یک ایدئولوژی مذهبی می شمردند، اما انقلاب ایران جنبه های بالقوه سیاسی آن را به فعل درآورد و تفکر شیعی با اسنجام ساختاری خود در ایران، نشان داد که توانایی به ظهور رشاندن یکی از بزرگترین انقلاب های تاریخ را دارد. این توانایی باعث شد که بسیاری از نهضت های آزادی بخش به ویژه در منطقه آسیا و آفریقا، توجه خود را به ایران و ایدئولوژی اسلام معطوف کنند. این توجه در کشورهایی که از اکثریت مسلمان برخوردار بودند، شدتی بیشتر یافت و به گرایش قوی تبدیل شد». (صحفی، 1380: 71).
گلانسر خاطرنشان می کند که مذهب مانند عنصر تعیین کننده ی زندگی انسانها نیست و نیرویی نیست که بتواند تاریخ را شکل بدهد. «اما دیدگاههای وی در خصوص ناتوانی پدیده های مذهبی در شکل دهی مرزها و ژئوپلیتیک امروز نظری باطل است. نادرستی این نظر بیش از هر چیز با وقع انقلاب اسلامی و نقش محوری اسلام در موقعیت های ژئوپلیتیکی بخش وسیعی از جهان اثبات می شود» (صحفی، 1380: 75).
ژئوپلیتیک شیعه
تعاریف مختلفی از ژئوپلیتیک و عوامل ژئوپلیتیکی و مولفه های آن ارائه شده است. در مجموع، علم ژئوپلیتیک با گذر از مراحل مختلف و با ظهور دیدگاه جدید ژئوپلیتیک انتقادی احیاء شده و به جای تمرکز بر شناخت تاثیر عوامل جغرافیائی، به شکل دهی سیاست خارجی نیز اهمیت لازم داده است. (احمدی، 1390: 19). براین اساس، ژئوپلیتیک رویکرد با دیدگاهی برای سیاست خارجی است که هدف آن تبیین و پیش گوئی رفتار سیاسی و توانائی های نظامی بر حسب محیط طبیعی است. بنابراین رویکرد ژئوپلیتیک با تفوات مراتب بیانگر تاثیر قطعی و جبری جغرافیا در وقایع سیاسی و تاریخی می باشد. (روی التون، 1375: 131-132).
به اعتقاد ارسطو، مردم و محیط آنها جدائی ناپذیرند و مردم همواره از شرایط جغرافیائی تاثیر بپذیرند. ژان بدن نیز بر این باور است که شرایط جغرافیائی بر روحیات ملی و سیاست خارجی کشورها تاثیر می گذارد. خانم دکتر میرحیدر در تعریف ژئوپلیتیک اذعان می دارد که ژئوپلیتیک یعنی شیوه های قرائت و نگارش سیاست بین الملل توسط صاحبان قدرت و اندیشه و تاثیر آنها بر تصمیم گیری های سیاسی در سطح ملی و منطقه ای. (میرحیدر،1377: 53). دکتر حافظ نیا نیز بر این باور است که سه عنصر اصلی یعنی جغرافیا، قدرت و سیاست دارای خصلتی ذاتی می باشند و ترکیب این سه عنصر الگوهای رفتاری گروه های متشکل انسانی را نسبت به یکدیگر تعیین می کند. از دیدگاه ایشان، ژئوپلیتیک عبارت است از علم مطالعه روابط متقابل جغرافیا، قدرت و سیاست و کنشهای ناشی از ترکیب آنها با یکدیگر. (حافظ نیا، 1385: 37). بر همین اساس، اندیشمندان این حوزه عوامل ژئوپلیتیکی را در دوسته عوامل ثابت اعم از موفقیت فضا، وسعت خاک، شکل کشور و عوامل متغییر از جمله جمعیت، منابع طبیعی، نهادهای سیاسی و اجتماعی مورد بررسی قرار داده اند. موقعیت جغرافیایی در بین عوامل ثابت، و انسان در بین عوامل متغیر نقش دو قطب اصلی را در تحلیلهای ژئوپلیتیکی ایفا می کنند. (حافظ نیا، 1385: 37).
ژئوپلیتیک شیعه با پیروزی انقلاب اسلامی که مبتنی بر آموزه های مذهب شیعه بود پدید آمد. در این ارتباط، “فرانسوا توال” در کتابی که در اواخر دهه 1980 انتشار یافت با ارائه دیدگاهی روشمند از منظر ژئوپلیتیکی به اهمیت مذهب و ژئوپلیتیک پرداخت. وی معتقد است رخداد انقلاب اسلامی در ایران و جنگ داخلی در لبنان شیعه گری را به صورت یک عامل ژئوپلیتیک در خط مقدم صحنه بین المللی قرار داده است. (عزتی، 1372: 78). “توال” در اقتدار نهضت شیعه از دو مفهوم ژئوپلیتیکی داخلی و خارجی نام می برد. 1 وی معتقد است، ژئوپلیتیک داخلی گسترده و شدت تاثیر گذاری در جامعه شیعی بر مجموعه تحولات و سیاستهای داخلی کشور و ژئوپلیتیک خارجی نیز عبارت است از قدرت تاثیر گذاری جامعه شیعی بر تحولات و سیاستهای منطقه ای و بین المللی. به نظر “توال” نیروی شیعه گری نه تنها بر رسالت مذهبی آن بلکه در فلسفه معارضه با قدرتمندان و وفاداری بر سنت نبرد علیه بی عدالتی ها استوار است. این شعار جهانی برای رهایی تمام بشریت نبردی را دنبال می کند که عالمگیر است به همین دلیل بر عهده رهبران سیاسی جهان است که واقعیت شیعه را درک کنند چون استقرار صلح در خاورمیانه و جهان بستگی به برخورد صحیح با این نیروی جدید بین المللی دارد که همان جوامع شیعی است. “توال” مذهب شیعه را به عنوان موضوعی که از ماهیت ژئوپلیتیکی برخوردار است در نظر گرفته و نقطه ثقل جغرافیایی شیعیان را که بر روابط قدرت در سطح جهان تاثی گذار است را شیعیان ساکن سواحل خلیج فارس می داند.
ژئوپلیتیک فرهنگی یا ژئوکالچر
در تعریفی کامل، ژئوپلیتیک علم مطالعه روابط جغرافیا ، قدرت و سیاست و کنش های ناشی از ترکیب آنها با یکدیگر است. توجه عمده ی ژئوپلیتیک به رقابت میان قدرت های سیاسی و اشکال دگرگون شونده ی سلسله مراتب قدرت در جهان است؛ سلسله مراتبی که دستاورد بازی های سیاسی، منطقه ای یا جهانی میان قدرت ها است.
تحولاتی که در سیاست جهان روی داده است تنوع بیشتری به مباحث ژئوپلیتیک بخشیده و این شاخه از جغرافیای سیاسی مفاهیم تازه و متنوعی را مورد بحث قرار می دهد. برای مثال امروزه اهمیت کسب منافع و قدرت اقتصادی از راه تصرف منابع طبیعی و انرژی ، مساُله ژئواکونومی را مطرح کرده که سرمنشاُ بسیاری از تنش ها و درگیری های فعلی دنیاست. از طرف دیگر، کمبود منابع آب شیرین مبحث هیدروپلیتیک برای ایجاد یا رفع تنش های سیاسی را به وجود آورده است که همه از مباحث انحصاری ژئوپلیتیک و سیاست جغرافیای در دوران معاصر هستند. بنابراین می توان گفت پدیده هایی با رویکرد فرهنگی و مذهبی نیز می‌توانند از ماهیتی ژئوپلیتیک برخوردار شوند.
به اعتقاد کارشناسان مربوطه، ژئوپلیتیک ابعاد و جنبه های متعددی دارد، به ویژه ابعاد این مفهوم از دید سیاسی، نظامی،اقتصادی و نیز، فرهنگی اهمیت دارد. بعد فرهنگی ژئوپلیتیک یا ژئوکالچر که خود جنبه های متعددی از جمله مذهب را شامل می شود، با توجه به نقش مهمی که در سیاست و زندگی بشر دارد، به عنوان یکی از مباحث مهم ژئوپلیتیک مطرح و مورد توجه است. بنابراین ژئوکالچر یا ژئوپلیتیک فرهنگی و مذهبی را می توان دیدگاهی از مبحث گسترده ی ژئوپلیتیک به شمار آورد که از جنبه ی ماهیت، مفهوم رقابت را در ذهن متبادر می کند. اگر چه در اینجا منظور نه آن رقابتی است که بر سر قدرت سیاسی (ژئوپلیتیک) به وجود می آید و نه رقابت بر سر قدرت اقتصادی (ژئواکونومیک) و نه قدرت نظامی (ژئواستراتژیک)، بلکه در ژئوکالچر، سخن در زمینه مهمی به نام فرهنگ است که نباید در درگیری های سیاسی، اقتصادی و نظامی و به ویژه در شرایط به سرعت متحول شونده جهانی فراموش شود. در عین حال در پیشوند ژئو مفهومی جهانی نهفته است که متضمن درکی سیاره ای از فرآیند گفتمان دیالکتیکی قدرت می باشد. این اصطلاح ما را ناگزیر از تلقی جهانی و جهانی اندیشی سیاسی می سازد که در پرتو آن مفهوم ژئوکالچر معنا می یابد. بنابراین همان طور که در علم ژئوپلیتیک، ساختار جهانی قدرت سیاسی و در ژئواکونومی، ساختار جهانی قدرت اقتصادی مورد نظر است، در ژئوکالچر نیز ساختار و فرایند قدرت فرهنگی، آن هم در مقیاس سیاره زمین مورد توجه خواهد بود. بنابراین اولاً ژئوکالچر، دارای ماهیتی جهانی است و از حوزه های بی شمار و متداخل فرهنگی و تمدنی تشکیل یافته که در تعامل با یکدیگر به سر می برند. از دیدگاه جغرافیایی این فرآیند با وجود پیچیدگی های ذاتی و اشکال گوناگون آن، در عین حال محصول تعاملات مکانی- فضایی قدرت فرهنگی است که در هر لحظه به خلق چشم انداز ویژه ای بر روی کره زمین می انجامد.
خاورمیانه
محدوده ای جغرافیایی که امروزه خاورمیانه 2 نامیده می شود، پهنه سرزمینی است که در قاره آسیا واقع
شده است. کاربرد اصطلاح خارمیانه به این محدوده از جهان، به اوایل قرن بیستم و نفوذ استثمارگران در آسیا بر می گردد. گرچه به طور قطع واژه خاورمیانه از سال 1902 میلادی عنوان شده است، ولی این عقیده وجود دارد که اصطلاح خاورمیانه را ژنرال توماس گوردون رئیس بانک شاهنشاهی ایران ابداع کرد (1900) و دو سال بعد ماهان دریاسالار آمریکایی در مقاله ای درباره خلیج فارس آن را به کاربرد برده است. همچنین این امکان وجود دارد که از اواسط قرن نوزدهم در اداره امور مربوط به هندوستان در وزارت خارجه بریتانیا این اصطلاح نیز استفاده شده باشد. به هر تقدیر گفته شده است که اصطلاح خاورمیانه را اولین بار در سال 1902 میلادی مورخ دریایی آمریکایی، آلفرد تایر ماهان3 به کار برده است. و منظور وی تشریح منطقه اطراف خلیج فارس بود که چون از قاره اروپا به آن نگریسته می شد، نه خاور نزدیک به حساب می آمد و نه خاور دور. مفهوم خاورمیانه برای اروپاییان و آمریکایی ها در طول جنگ جهانی دوم روشن شد، و ان زمانی بود که مقر انگلیسی ها و متفقین در قاهره، معروف به مقر خاورمیانه، بخش های وسیعی از شمال و شرق آفریقا، ایران، ترکیه و کلیه کشورهای



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید