2-1-1-11- اجابت کننده34
2-1-1-12- الفت دهنده34
2-1-1-2- امداد های الهی……………………………………………………………………………………….35
2-1-2- بررسی خط ارتباطی دوم: قوانین تکوینی42
2-1-2-1- پیروزی حق بر باطل49
2-1-2-2- ابتلاء و امتحان51
2-1-2-3- دگرگونی و زوال مواهب الهی در گرو ناسپاسی53
2-1-2-4- عذاب الهی…………………………………………………………………………………………..53
2-1-2-4-1-عذابها تابع عملکردها53
2-1-2-4-2- وقوع عذاب پس از درخواست آن از سوی مخالفان54
2-1-2-4-3- حضور پیامبر9، مانع عذاب مخالفان55
2-1-2-5- پیامد اعمال55
2-1-2-5-1- نسبت به مؤمنان55
2-1-2-5-1-1- دنیوی55
2-1-2-5-1-2- اخروی59
2-1-2-5-2- مخالفان60
2-1-2-5-2-1- دنیوی60
2-1-2-5-2-2- اخروی63
2-1-3- بررسی خط ارتباطی سوم: جهاد66
2-1-3-1- فلسفه جهاد72
2-1-3-2- جنگ بدر به عنوان مصداق جهاد اسلامی74
2-1-3-2-1- عنایات خداوند در جنگ بدر74
2-1-3-2-2- حالات و روحیات مسلمین در جنگ بدر77
2-1-3-2-3- حالات و روحیات سپاه کفر در جنگ بدر82
2-1-3-3- دستورات و توصیه هایی در ارتباط با جهاد84
2-1-3-3-1- نظام جهاد و میدان رزم84
2-1-3-3-2- صلح90
2-1-3-3-3- اسرای جنگ91
2-1-3-3-4- غنایم جنگ92
2-1-4- بررسی خط ارتباطی چهارم: مخالفان حق94
2-1-4-1- ویژگیها100
2-1-4-1-1- لجاجت و مخالفت100
2-1-4-1-2- مکر104
2-1-4-1-3- عدم تعقل و پذیرش حقایق106
2-1-4-1-4- غرور107
2-1-4-1-5- باز داشتن مردم از مسیر الهی108
2-1-4-2- پیامدها109
2-1-4-3- مصداق مخالف109
2-1-5- بررسی خط ارتباطی پنجم: دستورات و توصیه های الهی111
2-1-5-1- دستورات و توصیه ها در زمینه خاص116
2-1-5-1-1- انفال116
2-1-5-1-2- هجرت117
2-1-5-1-3- جهاد119
2-1-5-2- دستورات و توصیه ها به شکل عام119
2-1-5-2-1- تقوا119
2-1-5-2-2- صبر120
2-1-5-2-3- اطاعت از خدا و رسول9120
2-1-5-2-4-توکل به خداوند122
2-1-5-2-5- نهی از خیانت122
2-1-5-2-6- نهی از غرور و ریاکاری122
2-1-6- بررسی خط ارتباطی ششم: مؤمنان124
2-1-6-1- ویژگیهای مؤمنان129
2-1-6-2- عکس العملها132
2-1-6-3- خطابها134
2-1-6-4- پیامدها137
2-1-7-بررسی خط ارتباطی هفتم: پیامبر9138
2-1-7- 1- وظایف پیامبر9144
2-1-7- 1-1- پاسخگویی به سؤالات مردم144
2-1-7- 2- برخورد مخالفان با پیامبر9146
2-1-7- 2-1- جدال146
2-1-7- 2-2- مکر146
2-1-7- 2-3- انکار قرآن و نبوت147
2-1-7- 2-4- نقض پیمان148
2-1-7- 2-5- مخالفت و مشاقه148
2-1-7- 3- حمایت ها و عنایت های خداوند نسبت به پیامبر9149
2-2- بررسی خطوط ارتباطی به صورت شبکه ای153
2-2-1- نحوه اتصال خط دستورات و توصیه های الهی با خط مؤمنان158
2-2-2- نحوه اتصال خط پیامبر9و خداوند با خط مخالفان حق159
2-2-3- نحوه اتصال خط مؤمنان با خط خداوند و جهاد163
2-2-4- نحوه اتصال خط خداوند با خط دستورات و توصیه های الهی166
2-2-5- نحوه اتصال خط دستورات و توصیه های الهی با خط خداوند167
2-2-6- نحوه اتصال خط خداوند و خط جهاد و مبارزه با خط مخالفان حق و خط مؤمنان169
2-2-7- نحوه اتصال خط مؤمنان و خط دستورات و توصیه های الهی با خط مخالفان حق171
2-2-8-نحوه اتصال خط مؤمنان، دستورات و توصیه های الهی و قوانین تکوینی با خط پیامبر9و خداوند180
2-2-9- نحوه اتصال خط مخالفان حق با خط پیامبر9و قوانین تکوینی180
2-2-10- نحوه اتصال خط مخالفان حق با خط قوانین تکوینی و خط پیامبر9182
2-2-11- نحوه اتصال خط مخالفان حق و خط پیامبر9با خط جهاد و مبارزه و خط دستورات و توصیه ها183
2-2-12- نحوه اتصال خط جهاد و مبارزه با خط خداوند185
2-2-13- نحوه اتصال خط دستورات و توصیه های الهی با خط جهاد و مبارزه187
2-2-14- نحوه اتصال خط خداوند و مؤمنان با خط مخالفان حق190
2-2-15- نحوه اتصال خط مخالفان حق با خط قوانین تکوینی192
2-2-16- نحوه اتصال خط مخالفان حق با خط دستورات و توصیه های الهی193
2-2-17- نحوه اتصال خط مخالفان حق با خط پیامبر9و دستورات و توصیه های الهی194
2-2-18- نحوه اتصال خط خداوند با خط پیامبر9و دستورات و توصیه های الهی195
2-2-19- نحوه اتصال خط پیامبر9با خط جهاد و مبارزه و خط دستورات و توصیه های الهی و خط مؤمنان197
2-2-20- نحوه اتصال خط مؤمنان و خط دستورات و توصیه های الهی با خط پیامبر9و خط خداوند199
2-2-21- نحوه اتصال خط مخالفان حق با خط مؤمنان حقیقی200
پی نوشت203
نتیجه گیری205
منابع و مآخذ206
فهرست جداول
جدول 1 بخش 2-1-1: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « ویژگیها و امدادهای خداوند»11
جدول 2بخش2-1-1: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « ویژگیها و امدادهای خداوند»13
جدول 1بخش2-1-2: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی« قوانین تکوینی»43
جدول 2 بخش2-1-2: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « قوانین تکوینی »45
جدول 1بخش 2-1-3: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « جهاد »67
جدول 2بخش2-1-3: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « جهاد »69
جدول1بخش 2-1-4: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « مخالفان حق »95
جدول 2 بخش2-1-4: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « مخالفان حق »97
جدول1بخش 2-1-5: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « دستورات و توصیه های الهی »113
جدول 2بخش2-1-5: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « دستورات و توصیه های الهی»115
جدول 1بخش 2-1-6: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « مؤمنان »127
جدول 2بخش2-1-6: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « مؤمنان »128
جدول 1بخش 2-1-7: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « پیامبر9»141
جدول 2بخش2-1-7: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « پیامبر9»143
جدول1بخش 2-2: شبکه ارتباطی156
فهرست نمودارها
نمودار بخش2-1-1: نقاط تلاقی خطوط فرعی15
نمودار بخش2-1-2: نقاط تلاقی خطوط فرعی47
نمودار بخش2-1-3: نقاط تلاقی خطوط فرعی71
نمودار بخش2-1-4: نقاط تلاقی خطوط فرعی100
نمودار بخش2-1-5: نقاط تلاقی خطوط فرعی116
نمودار بخش2-1-6: نقاط تلاقی خطوط فرعی130
نمودار بخش2-1-7: نقاط تلاقی خطوط فرعی145
نمودار بخش 2-2- نقاط تلاقی خطوط اصلی159

1-کلیات
1-
کلیات
فصل
اول 1-طرح مسئله و هدف
2- ضرورت و اهمیت
3-پیشینه
4-فرضیه
5- روش تحقیق
6- اصطلاحات

1-کلیات
1-1- طرح مسئله و هدف
از آنجا که مسئله ارتباط آیات از دیر باز موافقان و مخالفانی داشته است و هر کدام دلایلی برای اثبات نظر خود ارائه کرده اند، در یک طرح جامع، عوض پرداختن به بحث های نظری در مورد ارتباط آیات، آیات یکایک سوره ها مورد بررسی قرار می گیرد تا از سویی ارتباط و انسجام آنها در درون سوره مشخص گردد و از سوی دیگر، زمینه بررسی ارتباط سوره ها با یکدیگر فراهم گردد. لذا به عنوان بخشی از این طرح کلی، میزان ارتباط آیات سوره انفال و نقش آن در تأمین هدف یا اهداف سوره، در این نوشته مورد نظر بوده است.
1-2- ضرورت
شأن یک متن که با علم الهی نازل شده و در اختیار بشر قرار گرفته است اقتضاء دارد آکنده از ارتباط و انسجام حکیمانه باشد و این گونه تحقیقات هریک گامی کوچک برای به تصویر کشیدن این حقیقت بزرگ می باشد.
1-3- پیشینه
به نظر برخی قرآن پژوهان1 میتوان پیشینه این بحث را با قدمت تفسیر یکی دانست؛ زیـرا هر مفسر به منظور شرح و بیان مفاهیم آیات، ناگزیر از بیان ارتباط مطالب و مفاهیم هر آیه با آیات قبل و بعد بوده و بدین ترتیب خواه و ناخواه با این مبحث ارتباط داشته است.
«نخستین کسی که در مورد وجه تناسب آیات به ظاهر غیر مرتبط و نیز مناسبت میان سـورههای قرآن به بحث جدی پرداخته است، “ابوبکر نیشابوری”(م324) است که در بغداد به این بحث میپرداخته و عالمان بغداد را به خاطر ناآگاهی از این علم سرزنش میکـرده است.»2 پس از وی بسیاری از مفسران به اختصار یا تفصیل در این موضوع سخن رانـده اند از قبیل:
1- «ثعلبی» (427 م) در «الکشف والبیان عن تفسیر القرآن»
2- «طبرسی» (548 م) در «مجمع البیان»
3- «فخررازی» ( 606 م) در «مفاتیح الغیب»
4- «احمد بن زبیر» (708 م) در «البرهان فی مناسبه ترتیب سور القرآن»
5- «ابوحیان» (745 م) در «البحر المحیط»
6- «بقاعی» ( 885 م) در «نظم الدرر فی تناسب الآیات و السور»
7- «عمادی» (982 م) در «ارشاد العقل السلیم الی مزایا الکتاب الکریم»
8- «سیوطی» (911م ) در «تناسق الدرر فی تناسب السور»3
در سدههای اخیر نیز شماری از مفسران به این بحث همت گماشته، حتی برخی از آن ها در تفسیرشان، محور کار خود را همبستگی آیات و سور قرار داده اند که در این میان می توان به «آلوســی، سید قطب، علّامه طباطبایی، حجازی، شلتوت، مراغی، زحیلی و سعید حوّی» اشاره نمود.4
اینک به بعضی از منابع تحقیق که به طور کلی به ارتباط آیات و سور پرداخته اند، اشاره می شود:
الف) کتاب
1- ایازی، محمدعلی، چهره پیوسته قرآن، هستینما، تهران، 1380.
2- بازرگان، عبدالعلی، نظم قرآن، نشر قلم، تهران، 1375.
3- فقهیزاده، عبدالهادی، پژوهشی در نظم قرآن، انتشارات جهاد دانشگاهی تهران، 1374.
4- محمود شحاته، عبدالله، درآمدی بر تحقیق در اهداف و مقاصد سورههای قرآن کریم، ترجمه حجّتی، محمّد باقر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، تهران، 1369.
5- معرفت، محمّدهادی، تناسب آیات، ترجمه مولایی نیا، عزّت الله، بنیاد معارف اسلامی، قم، 1373ش.
6- همامی، عباس، چهره زیبای قرآن، اصفهان، انتشارات بصائر، 1375.
ب) پایان نامه
1- حمیدی مقدم، هاله، بررسی تناسب سوره های مائده و انعام، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، استاد راهنما: سید محمد باقر حجتی، 1373 ش
2- خیری، مریم، مفردات مشکل و تناسب سور و آیات درجزءهای 26، 27 و 28 قرآن کریم، دانشگاه آزاداسلامی تهران مرکزی، استاد راهنما: عبّاس همامی، 1379.
3- رحیمی ویشته، مریم، تناسب و ارتباط آیات نیمهی اخیرجزء سیام قرآن مجید، دانشگاه آزاداسلامی تهران مرکزی، استاد راهنما: سیّدمحمّدباقر حجّتی، 1375.
4- زرسازان خراسانی، عاطفه، بررسی نظم آیات و سور از دیدگاه طبرسی درپنج جزء آخر قرآن مجید، دانشگاه آزاد اسلامی تهران، واحدشمال، استاد راهنما: سیّدمحمّدباقر حجّتی، 1376.
5- سلطانی بنابادی، مهین، بررسی ارتباط آیات در سورهی یس، دانشگاه تهران، استاد راهنما: محمّد حسین برومند، شهریور 1387 ش
6- عرب بافرانی، غلام رضا، بررسی ارتباط آیات سوره ی نور، دانشگاه یزد، استاد راهنما: محمّد حسین برومند، اسفند 1390 ش.
7- فلاح پور، فاطمه، بررسی ارتباط آیات سوره ی اسراء، دانشگاه یزد، استاد راهنما: محمّد حسین برومند، اسفند 1390 ش
8- کامیابی، تکتم، بررسی ارتباط آیات سوره ی مائده، دانشگاه یزد، استاد راهنما: محمّد حسین برومند، مهر 1390 ش.
9- کاویانی، فاطمه، بررسی ارتباط آیات سوره ی نحل، دانشگاه آیت الله حائری، استاد راهنما: محمد حسین برومند، خرداد 1392 ش.
10- کوثریان، زینب، بررسی ارتباط آیات سوره ی توبه، دانشگاه یزد، استاد راهنما: محمّد حسین برومند، اسفند 1389 ش.
11- ملکی، فریبا، بررسی ارتباط آیات سوره ی انعام، دانشگاه آیت الله حائری، استاد راهنما: محمد حسین برومند، اسفند 1391ش.
12- نادعلی، مریم، بررسی ارتباط آیات ابلاغ و اکمال ونقد آراء دانشمندان اهل سنّت، دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکزی، استاد راهنما: مجید معارف، 1383.
13- نوری، فاطمه، بررسی ارتباط آیات سوره ی آل عمران، دانشگاه یزد، استاد راهنما: محمّد حسین برومند، اسفند 1389 ش.
14- هاشمی، زهرا، بررسی ارتباط آیات سوره ی کهف، دانشگاه یزد، استاد راهنما: محمّد حسین برومند، اسفند 1390 ش.
ج) مقاله
1- ابراهیمی فخّاری، عادله، نگاهی به بحث تناسب آیات، پرتال فرهنگی اطّلاع رسانی نور، تیر 1389.
2- آقایی، سیدعلی، انسجام قرآن، رهیافت فراهی، اصلاحی درتفسیر، مجلّهی بیّنات، فروردین 1388.
3- بیآزارشیرازی، عبدالکریم، ارتباط وتناسب آیات در قرآن، کیهان اندیشه، بهمن و اسفند 1368.
4- قانعی، علی، تناسب آیات قرآن کریم، مجلّهی معرفت، شماره 122، خرداد 1388.
5- میرباقری، سید محسن، ارتباط آیات درسور قرآن کریم با نگاه به سوره التحریم، مجلّهی پژوهش دینی، شمارهی7، تابستان 1386.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

6- همامی، عباس، پژوهشی در تناسب آیات و سوره های قرآن، قرآن در آیینه پژوهش،، تهـران، هستی نما،1380.
بررسیهای انجام شده نشان میدهدکه تاکنون تحقیق مستقلی درزمینهی ارتباط و تناسب آیات سورهی “انفال” انجام نگرفته و این موضوع، کاملاً جدید است. بنابراین، پژوهش حاضر می تواند جهت تأمین هدف مورد نظر، مفید واقع گردد.
1-4- فرضیه ها
1- خطوط ارتباطی متفاوت در سوره انفال قابل شناسایی است.
2- اهداف اصلی سوره انفال با شناسایی خطوط ارتباطی این سوره پدیدار می شود.
3- شبکه ارتباطی سوره انفال که از رهگذر ارتباط مستمر بین خطوط پدید آمده قابل شناسایی است.
1-5- روش
در این تحقیق که با روش کتابخانه ای انجام گرفته، مراحل ذیل مورد نظر بوده است:
1- بررسی موضوعی یکایک آیات
2- دسته بندی موضوعات و تعیین خطوط ارتباطی
3- سازماندهی هر یک از خطوط به صورت مستقل
4- بررسی نحوه انتقال بین خطوط و حکمت نقاط منقطع
5- جستجوی شبکه ارتباطی حاکم بر سوره
1-6- اصطلاحات
1-6-1- خط ارتباطی
در این نوشته به مجموعه آیاتی که به لحاظ موضوعی با یکدیگر وحدت دارند یک خط ارتباطی گفته می شود، این مجموعه آیات ممکن است بدون فاصله و پشت سر هم قرار گرفته باشند و یا اینکه با فاصله برخی موضوعات دیگر، تشکیل دهنده یک خط ارتباطی باشند.
1-6-2- شبکه ارتباطی
از آنجا که خداوند حکیم برای تأمین هدف یا اهداف سوره، چند موضوع متفاوت ولی مرتبط و مکمل را از رهگذر خطوط ارتباطی با هم پیش می برد و دائماً بین این خطوط جابجایی صورت می گیرد، در نهایت طرحی پدیدار می گردد که از آن با عنوان شبکه ارتباطی یاد شده است.
1-6-3- نقاط تلاقی
نقاط تلاقی یعنی نقاط اتصال چند خط ارتباطی که هم در میان خطوط اصلی مطرح می باشد و هم در میان خطوط فرعی. اما در بررسی ارتباط شبکه ای، نقاط تلاقی میان خطوط اصلی برای ما مهم می باشد یعنی نقاط اتصال چند خط اصلی که مزیت مشخص کردن و توجه به آنها این است که ببینیم در چه آیاتی ارتباط، محکم و قوی می باشد.

2-بررسی ارتباط آیات سوره انفال با تکیه بر خطوط ارتباطی هفتگانه
2 –
بررسی ارتباط آیات سوره انفال با تکیه بر خطوط ارتباطی هفت گانه

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل
دوم

1-بررسی خطوط ارتباطی به صورت مجزا
2-بررسی خطوط ارتباطی به صورت شبکه ای

2-1- بررسی خطوط ارتباطی سوره انفال به صورت مجزا
2-1-
بررسی خطوط ارتباطی آیات سوره انفال به صورت مجزا

1- بررسی خط ارتباطی اول : ویژگیهای خداوند و امدادهای الهی
2- بررسی خط ارتباطی دوم: قوانین تکوینی
3- بررسی خط ارتباطی سوم: جهاد
4- بررسی خط ارتباطی چهارم: مخالفان حق
5- بررسی خط ارتباطی پنجم:دستورات و توصیه ها
6- بررسی خط ارتباطی ششم: مؤمنان
7- بررسی خط ارتباطی هفتم: پیامبر9

2-1-1- ویژگی های خداوند و امدادهای الهی
2 -1-1 ویژگی های خداوند و امدادهای الهی

1- ویژگیها و اوصاف خداوند
2 – امدادهای الهی

جدول 1 بخش 2-1-1: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « ویژگیها و امدادهای خداوند»
عناوین اصلی مربوط به ویژگیها و امدادهای خداوندآیات مربوط به عناوین اصلیتقسیم بندی عناوین اصلی به زیرمجموعه های فرعیآیات مربوط به زیر مجموعه های فرعی
1-ویژگیهای خداوند

4-5-9-10-12-13-17-18-19-26-29-30-39-40-41-42-43-46-47-48-49-51-52-53-54-59-60-61-62-63-66-67-68-69-70-71-72-75
ربوبیت
4- 5-9-12-54
قدرت10-13-25-41-48-49-52-59-63-67- 68
رحمت29-69-70
حکمت10-49-63-67-68-71
علم17-39-42-43-47-53-60-61-66-70-71-72-75سمع17-42-53-61مکر18-30همراهی و یاوری19-26-46-62-66عدل51-60-68.مولا40اجابت کننده9الفت دهنده63
2-امدادهای الهی

7- 9- 10- 11- 12- 17-19- 26- 30- 40-42-43-44-46-62- 63- 64-66

جدول 2بخش2-1-1: تقسیم بندی دسته های اصلی و فرعی خط ارتباطی « ویژگیها و امدادهای خداوند»
10

9
8
7
6

5
4
3
2
1

1

11

21

31

41

51

61

711-ویژگیهای خداوند
2-امدادهای الهی

نمودار بخش2-1-1: نقاط تلاقی خطوط فرعی
2-1-1- بررسی خط ارتباطی اول: ویژگی های خداوند و امدادهای الهی
آیات «4- 5-7-8-9- 10 -11- 12- 13- 1719-18– 25-26- 29- 30- 39- 40- 41- 42- 43-44-46- 47- 48- 49- 51- 52- 53-54- 59-60- 61-62- 63-64- 66- 67-68- 69- 70- 71- 72- 75»، موضوع ویژگیهای خداوند و امدادهای الهی را بیان نموده اند.
ویژگیهای مرتبط با خداوند در آیات «4-5-9-10-12-13-17-18-19-26-29-30-39-40-41-42-46-47-48-49-51-52-53-54-59-60-61-62-63-66-67-68-69-70-71-72-75» ذکر شده است:
2-1-1-1- ربوبیت
این صفت خداوند آیات «4- 5- 9-12-54 » را تحت پوشش قرار می دهد.
با توجه به اینکه خداوند هیچ کاری را بدون پاداش نمی گذارد در آیه 4 ﴿أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَهٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ﴾5 به مؤمنان در صورت داشتن ایمان حقیقی درجاتی را وعده می دهد که میزان و مقدار آن نامعلوم است و همین ابهام دلالت بر فوق العادگی آن دارد6. این پاداشها و عنایات از جانب رب به مؤمنان می باشد.
آیه 5﴿کَما أَخْرَجَکَ رَبُّکَ مِنْ بَیْتِکَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ لَکارِهُونَ﴾7 خروج پیامبر9از مدینه به سمت میدان جهاد را زیر نظر ربوبیت الهی بیان کرده است.
آیه 9 ﴿إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِکَهِ مُرْدِفِینَ﴾8 بیانگر این مطلب است که خداوند در همه حال یار و یاور مؤمنان است و در صورت استغاثه تقاضای آنها را می پذیرد و آنها را یاری می دهد. این استجابت زیر نظر ربوبیت خداوند می باشد.
برای اطمینان قلب و استواری مؤمنان درآیه 12 ﴿إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَى الْمَلائِکَهِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذِینَ آمَنُوا﴾9 خداوند همراهی خود با فرشتگان را برای انجام این کار بیان می کند. و وحی به ملائکه نیز از جانب رب صورت گرفته است.
در آیه 54 ﴿ کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَذَّبُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَکْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ کُلٌّ کانُوا ظالِمِینَ﴾10، بیان شده است که آل فر عون آیات و نشانه های ربوبیت الهی را تکذیب نمودند، لذا گرفتار عذاب شدند.
2-1-1-2- قدرت
آیات«10-13-25-41-48-49-52-59-63-67- 68»، قدرت خداوند را بیان کرده اند.
توانایی خدا مانند علم او، ازلی بوده و به حکم اینکه عین ذات اوست مانند علم نامحدود است. قرآن بر گستردگی قدرت خداوند تأکید کرده است11.
2-1-1-2-1- عزیز
آیاتی که عزیز بودن خداوند را مطرح کرده اند عبارتند از:«10-49-63-67».
در آیه 10 ﴿ وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلاَّ بُشْرى‏ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ﴾12، خداوند به عزیز بودن و شکست ناپذیری خویش اشاره کرده است. اینکه پیروزی در همه جا و همیشه از آن خداوند است -﴿ وَ مَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ﴾-، ریشه در عزیز بودن وی دارد.
در آیه 49 ﴿إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِینُهُمْ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ﴾13 نیز گوشزد شده است که هر کس بر خدا توکل کند پیروز می گردد و کارش به انجام می رسد؛ چراکه خداوند عزیز است و موانع پیش روی متوکّلین را کنار می زند و بر همه چیز فایق می آیند.
درآیات 63 ﴿ وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ﴾14 و 67 ﴿ ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیا وَ اللَّهُ یُرِیدُ الْآخِرَهَ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ﴾15 نیز عزیز بودن خداوند ذکر شده است. لازم به ذکر است عزت او ایجاب مى‏کند که هیچ کس یاراى مقاومت در مقابل او را نداشته نباشد.
2-1-1-2-2- قدیر
آیه 41 و آیه 59 به این موضوع پرداخته اند.
قدرت خداوند بر انجام هر کار، ویژگی دیگری است که درانتهای آیه 41 ﴿ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ﴾16 به آن اشاره شده است.
همچنین به خاطر پیمان شکنی مکرر کافران، در آیه 59﴿ وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا یُعْجِزُونَ﴾17 این نکته متذکر شده است که آنها تصور نکنند با این اعمال خیانت آمیز پیروز شده اند و از قلمرو کیفر ما بیرون مى‏روند، آنها هرگز ما را عاجز نخواهند کرد. لذا قدرتمندی خداوند از این آیه نیز استنباط می شود.
2-1-1-2-3- قوی
قوی بودن خداوند تنها در آیه 52 اشاره شده است.بنا به آیه52 ﴿ کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَفَرُوا بِآیاتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقابِ﴾18 ، عذاب آل فرعون و همه کافران پیشین توسط خداوند انجام گرفته است؛ چراکه او قوی و قدرتمند است.
2-1-1-2-4- شدیدالعقاب
این ویژگی خداوند در آیات«13-25-48-52-68»، آمده است.
شدید العقاب بودن خداوند از صفاتی می باشد که قدرت خداوند را نشان می دهد که آیات 13﴿ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ یُشاقِقِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ﴾19، 25 ﴿ وَ اتَّقُوا فِتْنَهً لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّهً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ﴾20، 48 ﴿ وَ إِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ وَ قالَ لا غالِبَ لَکُمُ الْیَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّی جارٌ لَکُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَکَصَ عَلى‏ عَقِبَیْهِ وَ قالَ إِنِّی بَرِی‏ءٌ مِنْکُمْ إِنِّی أَرى‏ ما لا تَرَوْنَ إِنِّی أَخافُ اللَّهَ وَ اللَّهُ شَدِیدُ الْعِقابِ﴾21 و 52 ﴿ کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَفَرُوا بِآیاتِ اللَّهِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقابِ﴾22 به آن اشاره دارند.
عقاب پس از عصیان واقع مى‏شود که در عقب عصیان و گناه صورت مى‏گیرد، و شدید بودن عقاب مانند شدید بودن در رحمت و لطف است، که هر دو ملازم همدیگر می باشند.23
عذاب عظیم خداوند که در آیه 68﴿ لَوْ لا کِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّکُمْ فِیما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ﴾24 بیان شده است، ریشه در شدیدالعقاب بودن خداوند دارد.
2-1-1-3- رحمت
این موضوع آیات «29-69-70» را در بر گرفته است.
در این سوره به برخی از صفات خداوند اشاره شده است که ریشه در رحمت خداوند دارد.
2-1-1-3-1- ذوالفضل
این ویژگی تنها در آیه 29 یاد شده است.
فراز پایانی آیه 29 ﴿ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ﴾25 فضل و بخشش عظیم خداوند نسبت به مؤمنان را متذکر شده است.
2-1-1-3-2- غفور
این ویژگی خداوند در آیات«69-70» ذکر شده است.
یکی دیگر از ویژگیهای خداوند«غَفُورٌ » است که در آیات 69 ﴿ فَکُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَیِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ﴾26 و 70 ﴿ یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْرى‏ إِنْ یَعْلَمِ اللَّهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْ خَیْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ﴾27 ذکر شده است. خداوند به خاطر دارا بودن این ویژگی است که در دنیا گناهان انسان را می پوشاند و در آخرت از سر رأفت و رحمت خویش، بندگان را مورد عفو قرار می دهد.
2-1-1-3-3- رحیم
رحیم بودن خداوند نیز در آیه 69 و آیه 70 بیان شده است.
در ابتدای سوره که با ﴿بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ﴾ شروع می شود و همچنین در انتهای آیات 69 و 70 ، به صفت «رَحِیمٌ» خداوند اشاره شده است[که در قسمت قبل، آیات آن را آورده ایم و در اینجا از تکرار آنها خودداری می کنیم]. لازم به ذکر است که صفت رحیم با توجه به آیه ﴿ وَ رَحْمَتی‏ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‏ءٍ فَسَأَکْتُبُها لِلَّذینَ یَتَّقُونَ﴾28 به رحمت خاص خداوند اشاره دارد؛ چرا که رحمت واسعه خداوند که همان رحمت عام و فراگیر است و شامل همه مخلوقات عالم می شود:﴿ وَ رَحْمَتی‏ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‏ءٍ ﴾، در ادامه آیه، به متقین اختصاص یافته است:﴿ فَسَأَکْتُبُها لِلَّذینَ یَتَّقُونَ ﴾، لذا می توان به رحمت خاص خداوند نسبت به خوبان پی برد. و در جای دیگری صفت رحیم برای مؤمنین که از جمله خوبان هستند، به کار رفته است:﴿ وَ کانَ بِالْمُؤْمِنینَ رَحیما ﴾29. از این رو می توان نتیجه گرفت نام رحیم افاده رحمت خاص خداوند را دارد.30
2-1-1-4- حکمت
در آیات «10-49-63-67-68-71 » به حکیم بودن خداوند اشاره شده است.
یکی از صفات کمال خداوند، حکمت است، چنانکه حکیم از نامهای اوست. مقصود از حکیم بودن خداوند این است که : اولاً، افعال خداوند از نهایت اتقان و کمال برخوردار است. ثانیا، خداوند از انجام کارهای ناروا و عبث منزه است.31
آیه 10 ﴿ وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى‏ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ﴾32، به صفت حکیم خداوند اشاره کرده است. آن چنان حکیم و دانا است که یارى خود را جز در مورد افراد شایسته قرار نخواهد داد:﴿ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ﴾33.
در آیه 49 ﴿إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِینُهُمْ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ﴾34 نیز به حکمت خداوند اشاره شده است. حکمت خداوند سبب مى‏شود که همه کارهایش حساب شده باشد.35
اینکه خداوند دلهای مؤمنان را باهم الفت داده و آنها را نسبت به هم مهربان نموده، کار حکیمانه ای می باشد که آیه 63 ﴿ وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ما أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ﴾36 متذکر آن شده است.
در آیه 67 ﴿ ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیا وَ اللَّهُ یُرِیدُ الْآخِرَهَ وَ اللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ﴾37 نیز، به حکمت خداوند اشاره شده است. گرفتن اسیر قبل از اتمام جنگ، خطرآفرین می باشد و به دور از حکمت و درایت است. لذا تذکر این نکته حکیمانه به مجاهدین اسلام، از سوی خدای حکیم می باشد.
بنا به آیه 68﴿ لَوْ لا کِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّکُمْ فِیما أَخَذْتُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ﴾38، خداوند تا زمانی که حکمی را تبیین نکرده و از طریق رسولان، حجت را تمام نکرده باشد، عذابی نازل نمی کند. لذا از این آیه می توان اعمال حکیمانه خداوند را نتیجه گرفت.
خداوند در آیه 71﴿ وَ إِنْ یُرِیدُوا خِیانَتَکَ فَقَدْ خانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْکَنَ مِنْهُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ﴾39، احتمال خیانت اسرای جنگی به پیامبر9و مؤمنان، را بیان می کند که خیانت خداوند به آنها را به دنبال خواهد داشت. لازم است گوشزد شود که در این سوره اغلب، حکیم در کنار عزیز ذکر شده، غیر از مورد فوق که با علیم همراه شده است به دلیل این که خیانت یک حالت درونی است و به صورت پنهانی صورت می گیرد. اما خداوند علیم نسبت به آن آگاهی دارد و اینکه فعلاً دست آنها را رو نمی کند به خاطر حکیم بودن او است.
2-1-1-5- علم
در آیات «17-39-42-43-47-53-60-61-66-70-71-72-75» به این صفت خداوند اشاره شده است.
علم خدا، به حکم اینکه عین ذات اوست، ازلی بوده و بی نهایت می باشد. خدای تعالی علاوه بر علم به ذات، به ماسوی ذات نیز اعم از کلی و جزئی، پیش از وقوع و بعد از وقوع آگاه است. قرآن بر این حقیقت تأکید بسیار دارد.40
2-1-1-5-1- علیم
آیاتی که به این موضوع پرداخته اند عبارتند از: «17-39-42-43-53-60-61-66-70-71-72-75».
آیه 17﴿فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ﴾41، علیم بودن خداوند را متذکر شده است. از آنجا که مؤمنین پس از پیروزی احساس غرور و قدرت می کردند، برخی این حالشان را آشکار کرده و برخی پنهان می کردند. لذا علیم بودن خداوند به گروه دوم بر می گردد.
آمدن صفت «عَلِیمٌ» در کنار صفت سمیع بدین معنا است که خداوند نه تنها شنوای گفته ها می باشد بلکه به راز سینه ها و خطورات قلبها نیز آگاه می باشد.
آیه 42﴿ إِذْ أَنْتُمْ بِالْعُدْوَهِ الدُّنْیا وَ هُمْ بِالْعُدْوَهِ الْقُصْوى‏ وَ الرَّکْبُ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ لَوْ تَواعَدْتُمْ لاخْتَلَفْتُمْ فِی الْمِیعادِ وَ لکِنْ لِیَقْضِیَ اللَّهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَهٍ وَ یَحْیى‏ مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَهٍ وَ إِنَّ اللَّهَ لَسَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴾42 نیز، متذکر علیم بودن خداوند شده است.
همچنین در آیه ی 43 ﴿ إِذْ یُرِیکَهُمُ اللَّهُ فِی مَنامِکَ قَلِیلاً وَ لَوْ أَراکَهُمْ کَثِیراً لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَ لکِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ﴾43 به آگاهی خداوند نسبت به آنچه که در درون سینه هاست، اشاره شده است.
از آنجا که گرفتن نعمتها به سبب کفران خود مردم می باشد، علیم بودن خداوند نیز در این رابطه نقش ایفا می کند. از همین رو در آیه 53﴿ ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَهً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴾44، به این صفت اشاره شده است. خداوند اعمال نادرستی که نشان از کفران دارد و در پنهان صورت می گیرد، آگاه می باشد و بر اساس علمش به چنین اعمالی، نعمتها را دگرگون می کند و از انسان می گیرد.
در آیه 60﴿ وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَیْ‏ءٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ ﴾45 نیز، به علم خداوند اشاره شده است. خداوند به دشمنان خویش و دشمنان مؤمنین و دشمنانی که مؤمنان آنها را نمی شناسند، آگاه می باشد.
آیه 61 ﴿ وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴾46 علم خداوند را بیان کرده است. گاه دشمن ابراز صلح می کند و گاه تمایل به صلح دارد اما هنوز بیان نکرده است. از سوی دیگر گاه مؤمنین توکل خود را بر زبان می آورند و گاه در ذهن خود می گذرانند و به صورت قلبی توکل می کنند، لذا خداوند به همه اینها آگاه هست.
در آیه 66 ﴿الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفاً فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ صابِرَهٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ ﴾47 به این اشاره شده است که خداوند به ضعف ایمان افراد آگاه می باشد:﴿ وَ عَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفاً ﴾.
آیه 70﴿ یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْرى‏ إِنْ یَعْلَمِ اللَّهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْ خَیْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴾48، علم خداوند به قلوب اسیران را خاطر نشان ساخته است.

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید