1-3 اهداف اصلی تحقیق
هدف اصلی از انجام این تحقیق بررسی برخی از خصوصیات رویشی و فیزیولوژیکی دو گونه‌ی قره داغ و رمس تحت تأثیردرجات مختلف دفن در ماسه بادی برای تعیین گونه و یا گونه‌های مناسب‌تر جهت تثبیت ماسه بادی است.
1-4 فرضیه‌های تحقیق
الف.واکنش‌های (رشدی و فیزیولوژیکی) گونه‌های قره داغ و رمس تحت تأثیر ماسه بادی متفاوت میباشد.
ب. تیمارهای مختلف دفن (شاهد، یک سوم، یک دوم، سه چهارم، کامل) اثرات متفاوتی روی گونه‌های قره داغ و رمس دارد.
ج- گونه‌های قره داغ و رمس در تثبیت ماسه‌های بادی اهمیت شایانی دارند.

1-5 کلیات
1-5-1 تعریف فرسایش
عمل فرسایش پدیدهای است که در آن مواد خاکی توسط عواملی از قبیل آب و باد انتقال
مییابند. یکی از مهم‌ترین نتایج حاصل از فرسایش بادی، تشکیل نهشتههای بادی است (احمدی 1387) که این رسوبات در اطراف نباتات تلماسههای گیاهی یا نبکاها را بوجود میآورند.
1-5-2 تعریف نبکا
تپههای خاکی حاصل از رسوبات بادی جمع شده در اطراف گیاه و در محیطهای مختلفی مثل تپههای طولی، بین پستی و بلندیهای زمین، روی سطح پهنهها و در نزدیکی آبگیرها را نبکا میگویند (Tengberg and Chen,1995). عناصر اصلی تشکیل دهنده نبکا شامل ماسه، لای، رس و سیلت میباشد و به دو صورت فعال و غیرفعال دیده میشوند (احمدی،1387).
شاخصهای پویایی و حرکت نبکاها که مربوط به باد، مقدار بارندگی و تبخیر بالقوه میشود، در جهان کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
1-5-3 نقش پوشش گیاهی در تشکیل نبکا
درختان جنگلی و مرتعی مؤثرترین عوامل محافظ خاک در مقابل فرسایش هستند.
(Wasson ash 1983) دریافتند که وقتی پوشش گیاهی بیش از 30% باشد سرعت انتقال رسوبات نزدیک به صفر است. یافتههای اخیر توسط (Wiggs et al.1995) نشان میدهد که حد آستانه‌ای برای پوشش گیاهی در جابجایی ماسه وجود ندارد، اما کاهش پوشش گیاهی باعث جابجایی بیشتر رسوبات به‌وسیله باد خواهدشد. انتقال رسوبات توسط باد علاوه بر تراکم پوشش گیاهی ، به منبع رسوبات نیز بستگی دارد.
گیاهان میتوانند ناهمواریهایی را در سطح زمین تشکیل دهند و مانعی برای انرژی دانههای ماسه باشند که هر دوی این رفتارها، سرعت انتقال ماسه را کاهش داده و با رسوب ماسه در اطراف گیاه تلماسه شکل میگیرند (Maun.1998).
1-5-4مکانیسم درختان و درختچهها در برابر تشکیل نبکا
اگر درختان و درختچهها توسط ماسه پوشیده شوند بقای آن‌ها به دو عامل بستگی دارد(Hermesh,1972):
سرعت دفن شدن (سرعتی که گیاهان در ماسه دفن میشوند)
توانایی گیاهان در تعدیل شرایط دفن شدن (قدرت سازگاری)
محدودههای بردباری در گونههای مختلف متفاوت است. برای مثال گلسنگ‌ها ممکن است در 1-4 سانتی‌متر رسوب ماسه در سال زنده بمانند (Brise et al,1957).
در حالی که برخی گونههای علفی، بوتهها یا درختان ممکن است در برابر تقریباً یک متر دفن شدن در سال زنده بمانند و مقاومت کنند(Maun,1998).در پاسخ به این تنش درختان عکسالعملهای فیزیولوژیکی مثل افزایش سطح برگ، افزایش جوانه، بیشتر شدن میزان فتوسنتز و کلروفیل در برگ‌ها، ضخامت سطح برگ، تعداد ریزومها، درصد پوشش و بیوماس در واحد سطح از خود نشان میدهند. (Hermesh 1972)نشان داد که در درختان غان اندازه رشد حلقههای سالیانه در پاسخ به دفن شدن افزایش یافت. افزایش مشابهی در اندازه حلقههای سالیانه thuja توسط(Wolfe 1932)در میشیگان دیده شد. در مقابل در امتداد hudson Bayدر Subarcticدفن شدن تأثیر منفی بر روی رشد حلقههای سالیانه صنوبر White Spruce داشت زیرا برف با ماندگاری طولانی در طی فصل رشد حرارت خاک را به‌طور قابل ملاحظهای کاهش دادو منجر به کند شدن فعالیت کامبیوم وآسیب به وظایف سیستم ریشه در گیاه میشد(Filion and Marin,1988;1992). در مجموع دفن شدن در ماسه رشد برخی از گیاهان مخصوصاً درختچهها را افزایش میدهد اما اگر عمق دفن شدن زیاد باشد نه تنها بقا و بیوماس کاهش مییابد بلکه رشد گیاه متوقف میشود. افزایش توانایی گیاهان و تحریک رشد آن‌ها در دفن شدن بیش از 80سال است که مورد بحث قرارگرفته(Eldred and Maun,1982)، اما تاکنون به اجماعی برای این پدیده دست پیدا نکردهاند زیرا بسیاری از کارهایی که تاکنون انجام گرفتهاند بیشتر جنبه نظری داشته و محققان در تلاش برای نشان دادن یک فاکتور برای افزایش توان و نیروی گیاهان بودهاند. تحریک رشد به دلایلی مثل افزایش نیترات(Willis,1965)، کاهش رقابت درون گونهای(Huiskes and Harper;1979)، افزایش رطوبت و کاهش حرارت (Eldred and Maun,1982)، دور بودن از پاتوژنهای مضر خاک (Van and et al,1988;1993)، وجود قارچهای میکوریز(Little and Maun,1996)و افزایش حجم خاک برای گسترش ریشه(Eldred and Maun,1982)نسبت داده شده است. البته (Jefferies1966) کاهش رقابت درون گونهای را برای رشد گیاه مناسب نمیدانستند زیرا گونههای کمتری وارد جمعیت یک گونه میشوند.

فصل دوم
مروری بر منابع
2-1مطالعات انجام شده در ایران
ایمان طلب و همکاران (1389)در پروژه کارشناسی ارشد خودتحت عنوان فرایند رشد گونه کلیر و شکل گیری نبکا در شرق جاسک نشان داد که نبکاها مورفولوژی و فیزیولوژی گیاه را تحت تاثیر قرار داده و آنها را وادار به نشان دادن عکسالعمل میکند.
مصلح(1388) در بررسی نقش گیاه لگجی (علف مار) و اهمیت آن در فرسایش بادی (حفاظت خاک) و ایجاد نبکا نشان داد که بذر گیاه لگجی در داخل شکافهای حاصل از ترکهای خاک رویش می کند. ریشه این گیاه در امتداد شکافها ( که احتمالاً بر اثر تکاثف از رطوبت بیشتری برخوردار است) رشد می کند. ساقه این گیاه دارای رشد افقی بوده و بصورت خوابیده رشد می کند. ساقه هایی که بدین ترتیب رشد می کنند محیط مناسبی برای رسوبگذاری ماسه بادیها و تشکیل نبکا فراهم می کنند. همزمان با رشد گیاه، رسوبگذاری ماسه بادیها بیشتر و نبکا بزرگتر میگردد. با افزایش حجم نبکا، تعداد زیادی از شاخه های لگجی خشک شده و به سوی مرگ هدایت می شود. با افزایش حجم و ارتفاع نبکا، ماده خشک گیاه، تعداد جوانه ها در شاخه و تعداد شاخه در ساقه افزایش قابل ملاحظه ای نشان داد.
موسوی و همکاران (1390) در بررسی انتخاب مناسب‌ترین نوع گونه گیاهی نبکا برای تثبیت ماسههای روان با استفاده از مدلAHP (مطالعه موردی: ریگ نجار آباد، شمال شرق طرود( نشان داد که از بین چهار نوع نبکای مطالعاتی، نبکای گونه تاغ با وزن 505/0 بیشترین اهمیت و ارجحیت را برای طرح تثبیت ماسههای روان دارد. نبکای گونه گز نیز با وزن302/0، نسبت به نبکای گونه تاغ از اهمیت کمتر و نسبت به نبکاهای گونه اشنان و خارشتر از ارجحیت بیشتری برخوردار است؛ بنابراین برای اجرای طرح تثبیت ماسههای متحرک در منطقه مطالعاتی، در درجهی اول توسعه نبکای گونه تاغ و در مرحله دوم نبکای گونه گز بیشترین اهمیت را دارند و در صورت توسعه و اجرای آن بالاترین بهرهوری را خواهند داشت.

2-2مطالعات انجام شده در خارج از ایران
Burylo et al. (2011) به ارزیابی واکنش پنج گونه چوبی به دفن در ماسه بادی پرداختند.گونه‌های مورد مطالعه در این آزمایش جزو گونه‌های پیشگام در سری گیاهان قادر به تحمل شرایط آب‌وهوایی سخت مانندخشکسالی، گرمای شدید و خاک‌های سست با ساختار ضعیف بودند. نهال ها ی سه گونه درختی Pinusnigra, Robiniapseudoacacia and Ace campestreو دو گونه درختچه‌ای، Ononisfruticosa و Hippophaerhamnoides در رسوبات مارنی به سه صورت دفن شدند: بدون دفن (شاهد)، دفن جزئی (50% از ارتفاع نهال) و دفن کامل (100% از ارتفاع نهال). نتایج نشان داد که گونه‌های درختی (P. nigra, R. pseudoacacia and A. campestre) مقاومت بیشتری در برابر دفن نسبت به گونه‌های درختچه‌ای(fruticosa O؛ وH. rhamnoides) دارند،. نتایج نشان داد که پاسخ گونه‌ها مربوط به محتویات اولیه قند محلول در ریشه و ساقه نبود، اما به جای آن زیست توده کل واکنش نشان داد..
Samsone et al. ( 2009) به بررسی واکنش یک گیاه تپهای Alyssum gmeliniiدر پاسخ به دفن شدن در رسوبات شنی در شرایط خنثی پرداختند، هدف آن‌ها بررسی سازگاری مورفولوژیکی و فیزیولوژیکی به دفن شدن در شن دررشد گیاهان Alyssum gmeliniiدر شرایط خنثی تپه‌های شنی ساحلی بود.آن‌ها خصوصیات مورفولوژیک، فتوشیمیایی فتوسنتز و همزیستی میکوریزا از گیاهان در حال رشد در هر دو تپه خاکستری رنگ (مالچپاشی شده)وتپه‌های شنی سفیدرنگ(بدون مالچ) مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد که دفن سبب رشد ریشه‌های نابجا برای توسعه‌ی ساقه‌های گیاهانA. Gmelinii در حال رشد در تپه‌های شنی می‌شود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

Kent et al. (2005)واکنشهای فتوسنتز جوامع گیاهی به دفن شدن در ماسه بادی درتپه های ماچیرجزایر واقع در غرب اسکاتلند را ارزیابی کردند. نتایج نشان داد کهتبادلات دی اکسید کربن خالص درتمام گونههای شاهد به طور قابل توجهی بالاتر ازگونه هایی است که به صورت طولانی مدت در عمق 2 سانتی متر درشن دفن شده اند.با این حال، میزان دی اکسید کربن گونههای شاهد و گونههای دفن شده در بین زیر جامعهها تفاوت معنی داری نداشت.
Zhng (1996)اثرات متقابل مواد مغذی خاک، رطوبت و دفن شدن در شن را در رشد، خصوصیات فیزیولوژی، زیست توده و سازگاری را در گیاه Cakile edentula را مورد بررسی قرار داد. رشد گیاهان در مواد مغذی بالا سبب افزایش تولید برگها شد. هنگامی که گیاهان به حداکثر اندازه خود در حدود 6 هفته پس از کشت می رسند، تفاوت در تعداد برگ بین گیاهان رشد کرده درمواد مغذی بالا و کم سه تا چهار برابر می شود. رطوبت زیاد خاک نیزبا تعداد برگ بیشتر در هر گیاه مطابقت دارد، با این حال، اثر آن بستگی به سطح مواد مغذی دارد. در شرایط مواد مغذی غنی، گیاهان برگ بیشتری در شرایط محتوای زیاد رطوبتی خاک نسبت به رطوبت کم تولید می کنند. در شرایط مواد مغذی کم، تفاوت کمی در تعداد برگ بین گیاهان که در خاکهای با رطوبت بالا یا کم رشد کرده اند، وجود دارد. در شرایط غنی رطوبت، گیاهان دفن نشده غلظت کلروفیل شان کمی بالاتر از آنهایی است که در 4 هفته اول پس از کاشت دفن شدند. پس از آن، یک افزایش قابل توجهی در غلظت کلروفیل برگ گیاهانی که در شرایط مواد مغذی کم رشد کرده اند وجود دارد، به طوری که آنها بیشتر غلظت کلروفیل برگ خود را نسبت به آنهایی که در مواد مغذی بالا رشد کردهاند در سراسر عمق دفن حفظ می کنند. در شرایط رطوبت ضعیف ، غلظت کلروفیل برگ در گیاهان دفن نشده در طول 5 هفته اول پس از کاشت مشاهده شد.عرض برگها به طور قابل توجهی به مواد مغذی و رطوبت خاک بستگی دارد، بطوریکه در خاکهایی با مواد مغذی بالا و میزان رطوبت بالای خاک ،برگها هم در گیاهان دفن شده و هم دفن نشده عریض تر هستند. دفن در شن به تنهایی تاثیر زیادی روی عرض برگها ندارد. صفات گیاهی به مقدار زیادی تحت تاثیر مواد مغذی بود تا محتویات رطوبت خاک یا دفن در شن.
Perumal (1994) تجمع شن و اثرات آن بر توزیع و اکوفیزیولوژی گیاهان تپه ای را بررسی کرد، اثر تجمع شن در پوشش گیاهی تپه های شنی در دریاچه های هورن و ایری مورد بررسی قرار گرفت. مقاومت و پاسخ به دفن در شن در چندین گونه ی تپه ی شنی ازجمله Ammophila breviligulata, Andropogon scoparions, Agropyron psammophilium, Artemisia campesiris, Calamovilfa longiolia. Cakile cdeniula. Cirisun pitcher, Corispermum hyssopifolum, Elymus Canadensis, Equiseium arvense, Euphorbia polygonifolia, lithospermium caroliniense, Meliloius alba, Oenothera biennis, Panicum virgatium, Poa compressa, Strophosiyles helvola, Tuislago farfara, Populus balsasmifera and Xanthium strumarium .نتایج نشان داد که مقدار رسوبات شنی در مکانهای کوچک بستگی به مقدار شن آورده شده توسط امواج، سرعت باد، فاصله از دریا، نوع پوشش گیاهی دارد. آزمایشات شبیه سازی شده ی دفن در مزارع نشان داد که با وجود تفاوت معنی دار بین گونه ها در محدودیتهای مقاومتیشان، همه ی گونه های تپه ای افزایش در دی اکسید کربن خالص، سطح برگ، وبیومس در گیاهان با سطوح مختلفی از دفن درشن نشان دادند، اثرات مثبت از دفن بیشتر در گونههای چندساله مانندAgropyron pasmmophilium و Panicum virganum نسبت به گونههای یکساله مشهود بود.
Perumal et al. (2005) پاسخهای فیزیولوژیکی گونههای تپه ای به دفن شدن در ماسه بادی را تحت شرایط صحرایی و کنترل شده ارزیابی کردند.در شرایط صحرایی و گلخانه ای اثرات تیمارهای مختلف دفن بر روی فتوسنتز (نرخ تغییر دی اکسید کربن)، کلروفیل a، سطح برگ، زیست توده، ضخامت برگ، محتوای کل کلروفیل در ده گونه ی تپه شنی انجام شد Agropyron psammophilum, Cakile edentula, Cirsium pitcheri, Corispermum hyssopifolium, Elymus canadensis, Oenothera biennis, Panicum virgatum, Strophostyle helvola, Tusilago farfara, and Xanthium strumarium، هر چند تفاوت معنی داری بین گونه ها وجود دارد، اما همه آنها رشدشان تحت دفن شدن درماسه بادی به یک میزان تغییر کرد. به طور کلی، گیاهان دفن شده در ماسه بادی افزایش زیست توده، بازده فتوسنتز وکلروفیل داشتندکه خود دلیلی بر محتوای بالای انرژی در ریشه ،ریزوم و ساقه های زیرزمینیشان می باشد،به همین دلیل رشدشان تحریک شده است. محتوای کلروفیل کل برگهای گیاهان دفن شده A.psammophilum, E. canadensis, and P.virgatum بالاتر از گونههای شاهد بود، اما تفاوت معنی داری بین Cirsium pitcheri, O. biennis, and S. helvola وجود ندارد.
Kent et.al (2001) به بررسی اثرات دفن دررسوبات شنی ، نهشتههای آتشفشانی (تفرا، گدازه) و یا رسوبات آبرفتی روی پوشش گیاهی و ظرفیت پوشش گیاهی بعداز دفن برای بقا پرداخت. نتایج نشان داد که گونه ها درجات مختلفی از سازگاری و واکنش به دفن شدن را در مکانهای مختلف نشان می دهند.
Maun (1998) در بررسی گیاهان دفن شده در تپههای شنی نشان داد که نبکا نقش فیلتر را برای گیاه بازی میکنند. این فیلتر باعث میشود گونههای مقاوم در برابر این پدیده حفظ شده و بقیه گونهها حذف شوند.
Yu et al. (2004)در بررسی گونه P.villosa تحت تیمار در دفن ماسه بادی دریافتند که تعداد گونهها و اندازه آنها کاهش یافت.
Deng et al. (2007) در بررسی تأثیر ماسه بادیها بر رشد گیاه S.alternifloraنشان دادند که هر یک از سه عامل (نوع رسوبات، الگوی دفن و مواد گیاهی) و فعل و انفعالات بین آن‌ها به‌ طور معنیداری ارتفاع و رشد ریشه های نابجا و تجمع بیومس گیاهان را تحت تأثیر قرار میدهد.
El Bana et al. (2007) با مطالعه بر روی تپههای ماسهای که منشا گیاهی دارند نشان دادند که هرچه تعداد گونههای همراه وتنوع گونهای بر روی نبکا بیشتر باشد، سطح نبکا افزایشمی‌یابد. آنها نتیجه گرفتند تفاوت بین ترکیب جوامع و تنوع گونهای بر روی نبکاهای تشکیل شده‌یک عامل کلیدی در حفظ تنوع گیاهی در مناطق خشک میباشد.
Burylo et al. (2009) ارتباط بین ویژگی‌های گیاهان و مقاومت به دفن در رسوبات مارنی رشته کوه‌های آلپ جنوب فرانسه را بررسی کردند، آن‌ها نهال‌های پنج گونه‌ی چوبی در سه سطح مختلف در پلات‌های آزمایشی به مدت هشت هفته دفن کردند: بدون دفن (شاهد)، دفن جزئی (ارتفاع ساقه 50%) ودفن کامل (ارتفاع ساقه 100%). ارتفاع گیاهان ومقداربیومس برای ارزیابی مقاومت گونه به دفن اندازه‌گیری شد. نتایج نشان دادکه درمیان پنج گونه،تنها یک گونه Acer campestre دردفن کامل زنده ماند. تمام گیاهان در دفن جزئی زنده ماندند، اما اختلاف معنی‌داری در ارتفاع و بیومس بین گیاهان دفن شده و شاهد وجود دارد وتفاوت معنی‌داری بین پاسخ‌های گونه‌ها وجود دارد. سه پاسخ متفاوت به دفن در ماسه بادی شناسایی شد: منفی (Hippophaerhamnoides, Ononisfruticosa)، خنثی (Robinia pseudo acacia, Pinusnigra) و مثبت (Acer campestre). نتایج درنهایت نشان داد که مقاومت گونه به دفن در رسوبات مارنی تجمع قند ساقه گیاه ارتباط دارد.
Salisbury (1952) اظهار داشت که رسوب ماسه در بعضی از رویشگاهها باعث افزایش رشد در بعضی گونههای خاص میشود. این گونهها به‌خوبی با این شرایط سازگار شدهاند و حتی فراوانی آن‌ها بستگی به رسوب ماسه دارد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

Olson (1958) و Marshall (1965) به ترتیب دو گونه Ammophila breviligulataو Ammophila arenaria را دو گونه وابسته به رسوب ما سه معرفی کردند که در صورت عدم وجود رسوب فراوانی نسبیشان کاهش مییابد.
در مطالعهای که توسط (2008) Bo Liu,Zhimin Liu وDexin Gua در رویشگاه‌های متفاوتی در منطقه نیمه خشک انجام گرفت، تغییرات رشد نهال در پاسخ به دفن شدن در 4 گونه Artemisia بررسیشد.چهارگونه A.gmelini, A.frigida, A.halodendronو A.wudancia برای مدت 3 هفته در 5 عمق متفاوت در 3 تکرار مورد آزمایش قرار گرفتند.گونه A.gmeliniدر رویشگاهی وجود دارد که در آنجا نبکا تشکیل نمیشود.در رویشگاه گونه A.frigida نبکای غیرفعال وجود دارد.گونه A.halodendron دررویشگاهی است که نبکای نیمه فعال به وجود میآید و در رویشگاه A.wudanciaنبکای فعال تشکیل میشود.نتایج نشان داد در رویشگاهی که گونه در معرض دفن شدن کم بود میزان نرخ بقا، وزن خشک و رشد طولی ساقه کمتر بود.نهال‌هایی که مدت زمان طولانی در معرض تشکیل نبکای فعال قرار داشتند رشد ساقه بیشتر بود. نهال گونههایی که نرخ رشد ساقه به ریشه در آن‌ها تغییری نداشت بردباری بیشتری در برابر دفن شدن داشتند.
در مورد نسبت رشد سا قه به ریشه نتایج متناقضی وجود دارد. مطالعات Sykes and Wilson (1990) نشان دادند وقتی این نسبت زیاد است بردباری نیز افزایش مییابد. Sykes and Wilson (2006) همچنین نشان دادند که کاهش نسبت رشد ساقه به ریشه باعث بردباری بیشتر خواهد شد.و طبق گفته Steven and Chris (2003) و Shi et al. (2004)در صورتی که این مقدار ثابت باشد مقدار بردباری افزایش مییابد.این تناسب با اندازه نهال، نوع گونه و دیگر فاکتورها تغییر میکند.
Shi et al. (2004)دریافتند نهال‌هایی که در معرض دفن شدن زیاد قرار داشتند، ریشههای جانبی بیشتری نسبت به بقیه گونهها ی دیگر تولید میکردند.در این تحقیق نسبت رشد ساقه به ریشه، رشد طولی ساقه، مقدار بیوماس، ریشههای جانبی و جوانههای جانبی مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که در دو گونه A.wudancia وA.halodendron مقدار رشد ساقه به ریشه در عمقهای مختلف دفن شدن ثابت است.
فصل سوم
مواد و روشها
3-1 گونههای مورد مطالعه
3-1-1 قره داغ1
قره داغ درختچهای است مقاوم به خشکی، دارای انشعابات فراوان از بن گیاه، ساقهها اغلب بهصورت ساقههای خوابیده و خمیده که شکل کپه‌ای نسبتاً حجیمی را به گیاه می‌بخشد. برگ‌ها تا حدی گوشتی و آبدار، ساقهها در انتها نوک تیز و خشبی می‌شوند. گل‌های قره داغ سفیدرنگ و معمولاً در اواخر فروردین ماه ظاهر می‌شوند. میوههای آن قهوهای متمایل به مشکی، محتوی یک عدد بذر، در اواخر خرداد ماه قابل مشاهده است. این درختچهها اغلب در ایران، افغانستان، سوریه و آسیای صغیر انتشار دارد. پراکنش جغرافیایی آن در ایران، از بلوچستان تا خراسان، در شوره زارهای بیابانی مانند کویر میقان اراک، سواحل دریاچه نمک کویر و کویر غول آباد گسترش یافته است. انشعابات ساقه‌ها در اثر تماس با خاک مرطوب پیرامون گیاه، ایجاد ریشه‌های نابجا کرده و این امر در توده‌ای شدن گیاه به فرم کپه‌ای کمک می‌کند؛ بنابراین از جمله روش‌های تکثیر گیاه علاوه بر روش تهیه قلمه، توسط بذر نیز ازدیاد می‌شود (مقیمی،1384).

3-1-2رمس
رمس ترات یاجر2، یکی از گیاهانی است که گستره وسیعی در مناطق خشک داردکه به‌شدت به خشکی و خشکسالیهای طولانی مقاوم و به‌عنوان یک گیاه تثبیت کننده خاک است. این گیاه بر روی تپههای ماسهای تثبیت شده (به‌طور مثال در شمال شرقی خاش) و بر روی نبکاها (در منطقه نهبندان) هم ملاحظه گردیده است که نشان از شن دوست بودن آن دارد. (مقیمی،1384).
3-2 روش تحقیق
نهال‌های یک ساله و هماندازه گونه قره داغ از نهالستان اداره کل منابع طبیعی استان یزد تهیه شد و در زمستان سال 1391 به گلخانه واقع در دانشگاه یزد منتقل شد. آزمایش بر پایه طرح کاملاً تصادفی با حداقل سه تکرار به اجرا درآمد.قبل از رشد رویشی و قبل از شروع آزمایش طول ساقه و تعداد شاخههای نهال‌ها اندازه‌گیری شد. سپس نهالهای قرهداغ تحت پنچ تیمار شاهد، دفن شدن با ماسهبادی تا یکسوم ارتفاع گیاه (از قسمت یقه)، دفن شدن تا نصف ارتفاع گیاه، دفن شدن تا سهچهارم ارتفاع گیاه و دفن کامل قرار گرفت.
بر طبق آزمایشات خاکشناسی، ماسه بادی استفاده شده در این آزمایش دارای PH:6.99 وEC:2 میکرو موس بر سانتیمتر با درصد کربن آلی 99/2 و درصد مواد آلی 154/5 با بافت شنی است.
برای آبیاری نهال‌ها از لولههای پلاستیکی به قطر 2 سانتی‌متر و طول 40 سانتی‌متر استفاده شدکه یک سر آن در قسمت یقه هر نهال قرار داشت و سر دیگر آن بیرون از رسوب ماسه بادی بود. آبیاری توسط قیفها که بر روی لولهها قرار داشتند و در فاصله زمانی سه روز یکبار و برای هر نهال به مقدار cc 100 انجام شد. با این روش نهال‌ها در همه تیمارها به یک اندازه آب در قسمت یقه دریافت کردند.
بعد از شش ماه آبیاری و مراقبت، نهال‌ها با دقت از ماسهبادیها خارج شدند. سپس وزن‌تر و خشک ریشه و ساقه (با استفاده از ترازوی با دقت 001/0)،طول ساقهها (با استفاده از خط کش)، تعداد شاخههاوتعداد ریشههای جانبی اندازه‌گیری شدند.
3-2-1 اندازهگیری مقدار پرولین
برای اندازهگیری مقدار پرولین، مقدار 5/0 گرم اندام هوایی در 10 میلیلیتر محلول 3% اسید سولفوسالیسیلیک ساییده و سپس نمونهها صاف شدند. آنگاه 2 میلیلیتر معرف نینهیدرین و 2 میلیلیتر اسید استیک خالص به نمونهها افزوده و لولهها در بن ماری با دمای°C100 به مدت یک ساعت قرار داده شدند. سپس لولهها به مدت نیم ساعت در حمام یخ قرار داده شدند. آنگاه به هر لوله آزمایش 4 میلیلیتر تولوئن اضافه شد. لولهها را خوب تکان داده و درنهایت مقدار جذب لایه رنگی فوقانی (حاوی تولوئن و پرولین) با دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج 520 نانومتر اندازهگیری شد(Bates et al. (1973.

3-2-2 اندازه‌گیری مقدار اکسین IAA
به منظور اندازه‌گیری میزان اکسین یک گرم بافت برگ از برگ‌های نزدیک به رأس ساقه در 10 میلی‌لیتر اتانول 80 درصد جوشانده شد و پس از ساییدن از روی کاغذ صافی عبور و سپس مقدار یک میلیلیتر از عصاره به دست آمده را درون لوله آزمایش جداگانه ریخته و دو میلی‌لیتر معرف سالکوفسکی به هر لوله آزمایش اضافه شد (جهت تهیه‌ی معرف سالفوکسی ابتدا محلول کلرید فریک (FeCl3)5/0 مولار تهیه گردید سپس یک میلی‌لیتر از این محلول با 50 میلی‌لیتر پرکلریک اسید 35% مخلوط وپس از هم زدن مخلوط، معرف سالکوفسکی آماده گردید). سپس لولهها به مدت 15 دقیقه در بن ماری 40 تا 50 درجه سانتی‌گراد قرار گرفت تا واکنش کامل و حضور اکسین در عصاره با رنگ صورتی آشکار گردید. در پایان میزان جذب نوری نمونهها در طول موج 230 نانومتر دستگاه اسپکتو فتومتر اندازه‌گیری شد. مقدار اکسین موجود در نمونه‌ها با استفاده از منحنی استاندارد محاسبه شد ) Oyaizu H (2000.
3-2-3 اندازه‌گیری قندهای محلول
برای سنجش قندهای محلول، 10 میلیلیتر اتانول 70 درصد به 5/0 گرم از اندام هوایی خشک گیاه اضافه و به مدت یک هفته در یخچال نگهداری شد. پس از یک هفته، محلول در هاون چینی ساییده و از صافی رد شد. سپس 1/0 میلیلیتر از محلول صاف شده برداشته و بر روی آن 1 میلیلیتر فنل 5 درصد اضافه کرده و خوب هم زده و پس از آن 5 میلیلیتر سولفوریک اسید غلیظ اضافه شد. محلول زرد رنگی به دست آمد که به مرور زمان تغییر رنگ داده و به قهوهای روشن تمایل پیدا کرد. پس از 30 دقیقه جذب آن با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج 485 نانومتر قرائت شد و با استفاده از منحنی استاندارد گلوکز، میزان تغییرات قندها بر حسب میلی‌گرم بر گرم وزن خشک ارزیابی گردید Kochert (1978).

3-2-4 اندازه‌گیری مقدارپتاسیم و سدیم
برای اندازه‌گیری میزان سدیم و پتاسیم برگ‌ها از روش هضم، سوزاندن نمونه خشک گیاهی در کوره با دمای 550 درجه سانتی‌گراد به مدت 8 ساعت و واکنش با اسید کلریدریک دو مولار استفاده شد. سپس به کمک روش فلیم فتومتری میزان آن‌ها محاسبه گردید.

3-2-5اندازه‌گیری مقدار فسفر
10 گرم از ماده‌ی خشک گیاه را بعد از توزین کردن برداشته و در ظرف بوته چینی ریخته سپس می‌گذاریم داخل کوره با دمای 550 درجه سلسیوس به مدت 4 ساعت (2 ساعت برای رسیدن به دمای 550 درجه سلسیوس و 2 ساعت برای قرار گرفتن در دمای 550 درجه سلسیوس) سپس با سرد شدن کوره بوته چینی‌هارا که از قبل بر اساس شماره‌گذاری نام نمونه‌ی آن‌ها مشخص شده را خارج نمود و به آن 10 سی سی از اسید کلریدریک 2 نرماله اضافه می‌کنیم، سپس عصاره را داخل هیتر با دمای 80 درجه سلسیوس قرار داده تا به دمای جوش رسیده و 3/1 از عصاره بخار شده و 3/2 باقی بماند سپس دوباره از هیتر خارج کرده و آن 3/1 که بخار شده را با آب مقطر اضافه می‌کنیم؛ اما برای ساختن معرف باید 4 ماده 50 سی سی ازاسید سولفوریک 4 مولار، 15 سی سی از آمونیوم مولبیدات 4 درصد،30 سی سی از اسید آسکوربیک 75/1 درصد و 5 سی سی از پتاسیم آتاتارات به 200 سی سی آب مقطر اضافه کرده و در بالن 500 سی سی به حجم می‌رسانیم.10 سی سی از معرف را با 10 سی سی از عصاره‌ی و استانداردها مخلوط کرده و روی شکر قرار داده تا به رنگ آبی در بیاید و سپس با دستگاه اسپکتوفتومتری با طول موج 870 نانو متر اندازه‌گیری می‌کنیم و با منحنی استاندارد میان یابی کرده و اعداد را به دست میآوریم.
3-2-6 روش آنالیز داده‌ها
به منظور تجزیه ‌وتحلیل دادههای حاصل از پارامترهای مختلف اندازهگیری شده از نرم‌افزار 16SPSS استفاده شد. داده‌ها از طریق روش تجزیه واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و مقایسه میانگین تیمارها به روش دانکن با احتمال 5 درصد به دست آمد.

فصل چهارم
نتایج

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید