مهمترين عامل برجستگي شخصيت پيامبر (ص) برخورداري آن حضرت از تربيت الهي است. از آن جهت که پيامبر (ص) اسوه فکري، اعتقادي، عملي و اخلاقي بشريت است و راه رستگاري تنها در پيروي از اوست.

2- هدف و ضرورت تحقيق:
هدف از اين پژوهش، بررسي ابعاد شخصيتي پيامبر (ص) از ديدگاه مولاي متقيان امير مؤمنان (ص) است.
نتايج اين تحقيق مي تواند پاسخگوي شبهاتي که درباره پيامبر اکرم (ص) از جانب مغرضين مطرح مي شود، بوده و راهگشاي جويندگان علم ومعرفت باشد.

3- فرضيه هاي تحقيق:
1- يکي از بهترين شيوه هاي تربيت، معرفي الگوهاي موفق است.
2-در نهج البلاغه همه ابعاد شخصيتي پيامبر گرامي اسلام (ص) مورد توجه قرار گرفته است.
3- از ديدگاه حضرت علي (ع) والاترين منش هاي انساني و مکارم اخلاقي در شخصيت پيامبر گرامي اسلام (ص) متجلي شده است.

4- پيشين? تحقيق:
در منابع مختلف روايي و تاريخي، سخنان امام علي(ع) درباره پيامبر(ص) نقل شده است که حالتي پراکنده دارند و نمي توان آنها را اثري جامع، تحليلي و توصيفي در اين باره انگاشت و تنها به عنوان مواد خام و داده هاي پژوهشي قابل استناد و استفاده اند. تک نگاري هاي بسياري نيز با عناوين مختلف مانند پيامبر(ص) در نهج البلاغه، پيامبر(ص) در نگاه امام علي(ع)، پيامبر(ص) در کلمات امام علي(ع) و جز آن تاليف شده است؛ اما اين آثار بيشتر حالت نمايه زني و فيش برداري دارند و کمتر به اين موضع نگاه کلان، عميق و تحليلي داشته اند. از آثار اخيري که در اين باره نگاشته شده، پايان نامه اي است با عنوان “پيامبرنامه؛ بنيادشناختي سيماي نبوي از منظر امام علي(ع)”،(تهران، انتشارات وثوق، 1379ش.) که در اين اثر نيز کلي گويي، کمبود تحليل و بسنده کردن به صرف نقل روايات و سطحي بودن تحليل ها، به چشم مي خورد. از اين رو، جاي اثري که به گونه دقيق و هدفمند، موضوع مورد نظر ما را تنها با استفاده از کلام علوي و بدون خروج موضوعي و اطناب ممل، بررسي و نتيجه اي مشخص برگيرد، خالي است.
5- روش تحقيق:
روش تحقيق به صورت توصيفي و تحليلي است که روش و ابزار گردآوري اطلاعات از طريق فيش برداري و کتابخانه اي و استفاده از نرم افزارهاي اسلامي مي باشد.

فصل اول:
کليات

1ـ1. يادکردهاي امام علي(ع) از پيامبر(ص) در نهج البلاغه
مراد از يادکردهاي امام علي(ع) از پيامبر(ص) آن دسته از سخنان امير مومنان علي (ع) است که در آنها به مناسبتهاي مختلف از پيامبر اکرم (ص) به صراحت يا کنايه ياد شده است. اين سخنان در منابع مختلفي گرد آمده و در موضوعاتي مختلف است. سيد رضي مولف نهج البلاغه، غالب اين سخنان را در کتاب ارزشمند خود گرد آورده و با دسته بندي خاصي کنار هم نهاده که منبع اصلي مورد استناد پژوهش حاضر نيز همين کتاب است هرچند از منابع ديگر نيز استفاده شده است. به لحاظ محتوايي، اگر کليت سخنان امام علي(ع) درباره پيامبر (ص) را در کانون توجه و ارزيابي و سنجش قرار دهيم، نکاتي راهبردي از آنها به دست مي آيد که مهمترين آنها از قرار زير است :
يک. در بينش امام علي(ع) وجود مقدس و سنت مبارک پيامبر(شامل رفتار و گفتار آن حضرت) مفسر قرآن شمرده مي شود و در مواردي که قرآن نياز به تفسير دارد بايد به سنت پيامبر(ص) رجوع کرد. بخشي از يادکردهاي امام علي(ع) از پيامبر(ص) از همين روست. هرچند قرآن کريم کتاب مبين و روشن و روشنگر است و متني مغلق نيست که مردمان از فهم ظاهر آن بر نيايند؛ اما عميق بودن معاني قرآني و ويژگي ذي بطون و ذووجوه بودن آن، مي طلبد که در کنارش مفسر و مفسراني باشند و مردمان عادي را به معاني مختلف آن راه نمايند و طريق استخراج معاني باطني را نشان دهند و از اين مهمتر، مانع برداشتهاي ناصواب از آيات قرآني شوند. برخي ماجراها نشان مي دهند که علي(ع) به خوبي بر اين حقيقت واقف بوده و گاه توصيه مي کرده است که در موارد اختلاف و منازعه، در کنار يا به جاي دليل آوردن از قرآن، از سنت پيامبر(ص) به عنوان مفسر اوامر و نواهي الهي استفاده شود و از گفتار و رفتار آن حضرت شاهد و دليل آورده شود. اين حقيقت را مي توانيم در ماجراي مذاکره ابن عباس با خوارج بازبينيم. در اين ماجرا، ابن عباس مامور شد تا از سوي امام علي(ع) با خوارج مذاکره و آنان را به اطاعت از امام مسلمين دعوت کند. امام علي(ع) پيش از گسيل ابن عباس به سوي خوارج، به او توصيه کرد:

” لَا تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ تَقُولُ وَ يَقُولُونَ وَ لَكِنْ حَاجِجْهُمْ بِالسُّنَّةِ فَإِنَّهُمْ لَنْ يَجِدُوا عَنْهَا مَحِيصاً 2:
با آيات قرآن با آنها محاجه نكن، چرا كه قرآن (براى اين لجوجان) تاب معانى مختلف و امكان تفسير گوناگون دارد؛ تو چيزى مى‏گوئى و آنها چيز ديگر (و سخن بجائى نمى‏رسد) لكن با سنت پيامبر (ص) با آنها بحث نما كه در برابر آن پاسخى نخواهند يافت (و مجبور به تسليمند).”

ابن ابي الحديد معتقد است که در اين ماجرا، ابن عباس به توصيه علي(ع) عمل نکرد و با قرآن به استدلال و گفت و گو پرداخت و شايد بدين رو، جنگ اندکي بعد آغاز شد.3
دو. آنچه از امام علي (ع) درباره پيامبر(ص) نقل شده است مي تواند به عنوان نخستين اثر سيره نگاري پيامبر(ص) انگاشته شود. به عبارت ديگر، روايات امام علي(ع) در اين باب را مي توان آغازگر سيره نگاري پيامبر اکرم(ص) به شمار آورد که بعدها درقالب رشته علمي “علم السيرة” نمودار شد و هدف آن آگاهي از ويژگي و کيفيت زندگاني فردي، اجتماعي، سياسي و اخلاقي پيامبر(ص) است.4 اطلاعات امام علي(ع) در اين باب نظر به نزديکي منحصر به فرد ايشان با پيامبر(ص) و نگاه جامع و ژرفي که به شخصيت آن پيامبر الهي داشته است، بسيار معتبر و به لحاظ تاريخي ارزشمند است.
در سخنان امام علي (ع) هم به زندگي شخصي و رفتار فردي پيامبر(ص) توجه شده است و هم به رفتار اجتماعي و هم جنبه آسماني وجود پيامبر(ص) شرح شده است و هم جنبه زميني و انساني او و مي توان گفت که شخصيت ارزشمند و والاي پيامبر(ص) در کلمات امام علي (ع) از هر جنبه اي بررسي شده و تا آنجا که کلام بشري اجازه داده است، صفحات اين وجود مبارک به توضيح آمده است.
سه. بسياري از يادکردهاي پيامبر(ص) در سخنان امام علي (ع) کارکرد تربيتي دارد و بر اين اصل تربيتي استوار است که غالبا معرفي الگو به مخاطبان از آنجا که محسوس و قابل مشاهده است، تاثير گسترده و ژرف خواهد داشت. کوشش امام علي(ع) در القاي شخصيت پيامبر (ص) و رفتارها و گفتارهاي آن حضرت به عنوان الگو، البته در راستاي آيه قرآني است که پيامبر(ص) را الگويي مطلق و همه جانبه براي زندگي بشر معرفي کرده است :

” لَّقَدْ كاَنَ لَكُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كاَنَ يَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الاَْخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا 5:
مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا (ص) سرمشق نيكويى است؛ براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى‏كنند.”

از آن رو که مسلمانان آن روزگار، معاصر پيامبر(ص) بودند و حيات و عملکردها و رفتارهاي حضرت را هنوز به خاطر داشتند، يادآوري و تذکار مداوم آن مي توانست بسيار موثر واقع شود و زندگي پيامبر(ص) را به عنوان يک کتاب تحريف ناپذير و مبين، در پيشامدهاي روزگار و موارد اختلافي به عنوان راهنما مطرح سازد.

1ـ2. ميزان اعتبار سندي روايات مورد استناد
از آنجا که ماده خام پژوهش حاضر، رواياتي است که در منابع روايي از امام علي (ع) نقل کرده اند، ضروري است نخست ميزان اعتبار اين روايات بررسي گردد. به عبارت ديگر، بايد نشان داد که آيا آنچه از امام علي (ع) نقل کرده اند، به واقع از اوست و تا چه ميزان مي توان به اين روايات اعتماد کرد؟ چون اين مسئله در پژوهشهاي بسياري بررسي شده و در نوشتار حاضر مجال پرداخت مفصل آن نيست، در اينجا تنها به اختصار پاسخي به اين مسئله ارائه مي گردد.
روايات امام علي(ع) در منابع مختلفي نقل شده اند. اين منابع شامل منابع حديثي اهل سنت و شيعه است. عالمان، اديبان و تاريخ نگاران بسياري در طول تاريخ به نقل يا گردآوري خطبه‌ها و نامه‌ها و کلمات امام علي (ع) دست زده اند كه در اين ميان، کار سيد رضي (م. 410 ق.) برجستگي و ارزش بيشتري دارد و شهرتي بسيار کسب کرده است. اما متاسفانه منقولات او در نهج البلاغه چنين نيست که همگي با ذکر منبع و سند باشد و او اسناد و مصادري را حذف کرده است. مي توان حدس زد که حذف اسناد و مصادر بدين رو بوده است كه وي به صحت انتساب اطمينان داشته است؛ زيرا در مواردي كه به سخني اعتماد نداشته، مصادر آن را ذكر كرده است و او در مجموع از دوازده منبع از جمله “البيان و التبيين” تاليف جاحظ، “المقتضب” تاليف مبرد، “المغازي” تاليف سعيد بن يحيي اموي، “الجمل” تاليف واقدي، “مناقب اميرالمؤمنين” تاليف ابي جعفر اسكافي و “التاريخ” ابن جرير طبري ياد کرده است.6 بدين سان، مستندات بسياري از مطالب نهج البلاغه امروزه در دسترس است. پيش از سيد رضي، شمار بسياري از خطبه ها و کلمات امام علي (ع) را بسياري از مردمان حفظ بوده اند7 و بدين رو سيد رضي نسبت به صدور خطبه‌ها از امام علي (ع) ترديدي نداشته است و صحت انتساب اين خطبه‌ها به تواتر براي سيد رضي ثابت بوده است. از سوي ديگر، بسياري از دانشمندان و ادباي مشهور و معتبر قرون سه و چهار بر وجود و شهرت کلمات امام علي(ع) در آن زمان تاکيد کرده اند؛ از جمله جاحظ گفته است: “خطبه‌هاي علي كرم الله وجهه مدون و محفوظ و مشهور است.”8
از ديرباز تا دوران معاصر، کارشناسان اسناد روايي و تاريخي، کوشيده اند پژوهشهايي درباب اعتبارسنجي مطالب نهج البلاغه به لحاظ سندي و محتوايي ترتيب دهند و مسئله را به صورت همه جانبه بررسي کرده اند به گونه اي که امروزه کمتر ترديدي در اعتبار کليت نهج البلاغه براي محققان باقي مانده است. برخي از اين آثار عبارتند از: مدارك نهج‌البلاغه، علامه كاشف الغطاء؛ نهج‌السعاده في مستدرك نهج‌البلاغه، محمد باقر محمودي؛ مصادر نهج‌البلاغه، عبدالله نعمت؛ مصادر نهج‌البلاغه و اسانيده، سيد عبدالزهراء حسيني؛ بحثي كوتاه پيرامون مدارك نهج‌البلاغه، رضا استادي؛ روش‌هاي تحقيق در اسناد و مدارك نهج‌البلاغه، محمد دشتي؛ منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة، ميرزا حبيب الله خويي وتكمله المنهاج، علامه حسن زاده؛ پژوهشى در اسناد و مدارك نهج‏البلاغه، محمد مهدى جعفري و جلد دوازدهم دانشنامه امام على (ع).
در اين ميان برخي پژوهشگران مانند ابن ابي الحديد، اديب، متکلم، مورخ، شاعر و فقيه شافعي و اصولي معتزلي و از علماي سده هفتم هجري، براي رد ترديد در سند و صحت انتساب مطالب نهج البلاغه به امام علي (ع)، کوشيده اند از راه ارزيابي و بررسي متني و محتوايي نهج البلاغه وارد شوند. خلاصه و تقرير استدلال ابن ابي الحديد اين است که ادعاي مخالفان از دو حال خارج نيست؛ يا مي گويند تمام نهج البلاغه ساخته ديگران است، يا برخى از آن. صورت اول قطعا باطل است زيرا صحت استناد بعضى از آن به اميرالمومنين(ع) به تواتر ثابت است و ما به آن يقين داريم و تمام يا اکثر محدثان و تاريخ نويسان غير شيعه بسيارى از خطبه هاى نهج البلاغه را نقل کرده اند و چون شيعه نيستند نمى توان به آنها غرض ورزى نسبت داد. صورت دوم: بخشى از نهج البلاغه از امام على (ع) نيست. اين احتمال نيز

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید