مردود است؛ زيرا تمامي مطالب نهج البلاغه به لحاظ ساختار متني و محتواي صوري(فصاحت و بلاغت) بسيار شبيه و همسان يکديگر است. آغاز نهج البلاغه، نظير قرآن، با پايان و مطالب مياني آن هماهنگي و شباهتي شگفت دارد و اين نشان مي دهد که همان کلماتي نيز که از سوي محدثان و تاريخ نگاران اهل سنت نقل نشده است، از امام علي(ع) است. اگر برخى از خطبه هاى نهج البلاغه ساختگى و فقط قسمتى از آن، سخنان على (ع) بود، چنين همسان و يکنواخت نمي نمود. ابن ابي الحديد سپس دليلي ديگر آورده است که اگر تشکيک و ترديد در انتساب نهج البلاغه را بپذيريم، ديگر اطمينانى به هيچ حديثى نخواهيم يافت و در هر نقلى از هر کسي اين احتمال خواهد آمد و بايد بپذيريم که به پيامبر (ص) يا خلفا به دروغ نسبت داده شده است و هر پاسخى را که براي رد تشکيک در احاديث پيامبر (ص) و يا يکى از اصحاب مى دهيم، مدافعان اصالت نهج البلاغه نيز مى توانند به همان در نسبت دادن نهج البلاغه و غير آن به اميرالمومنين (ع) استدلال کنند.9

1ـ3. چرايي اهميت سخنان امام علي(ع) درباره پيامبر(ص)
از آنجا که “سخنان امام علي(ع) درباره پيامبر(ص) از ارزش ويژه اي برخوردار است”؛ اين گزاره، يکي از پيش فرض هاي پژوهش حاضر است که خود مبتني است بر آنچه در قالب چند عنوان ذيل که به اختصار توضيح داده مي شود:

1ـ3ـ1. نزديکي امام علي(ع) به پيامبراکرم(ص)
بنابر منابع کهن، بسياري از اصحاب و نزديکان پيامبر اکرم (ص) توصيفاتي درباره آن حضرت دارند که اين توصيفات همواره مورد توجه مسلمانان و پژوهشگران تاريخ اسلام بوده است. يکي از معيارهاي سنجش اهميت و ارزش اين توصيفات و سخنان، چگونگي نسبت صاحب آنها با پيامبر(ص) و ميزان نزديکي و دوري او نسبت به آن حضرت است. شکي نيست که هر اندازه استحکام رابطه و نزديکي بيشتر باشد، هم مي تواند از وثاقت و حقيقت بيشتري برخوردار باشد و هم گستردگي بيشتري را در گزارش و توصيف پوشش دهد.
در باور شيعيان، امامان معصوم (ع) و اهل بيت پيامبر(ص) نزديکي ويژه اي به آن حضرت دارند؛ چنان که امام علي (ع) درباره خود و ديگر اعضاي اهل بيت (ع) تصريح کرده است :

” نحنُ الشّعارُ وَ الأصحابُ وَ السّدنةُ و الأبوابُ، لا يؤتى البيوتَ إلاّ من أبوابِها و مَن أتاها مِن غيرِ أبوابِها كانَ سارِقا لا تعدُوه العقوبة 10 :
?ماييم جامه (يعنى نزديكان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله) و ياران و خادمان خانه و درها، به خانه‌ها جز از درهاى آنها درنيايند و هر كس از غير درهاى خانه‌ها در آيد، دزدى است كه كيفرش او را دريابد.”

اين موضوعي وراي خويشاوندي آنان با آن حضرت است، هرچند خويشاوندي نيز بر اين نزديکي مي افزايد. با اين حال، قرابت امام علي (ع) به پيامبر(ص) بيش از ديگر اهل بيت (ع) بوده است. براي راه يافتن به جايگاه امام علي (ع) نزد پيامبر(ص) و نسبت او با آن حضرت، از منابع بسياري در تاريخ و جز آن مي توان بهره جست؛ اما خطبه اي از آن حضرت نقل شده است که خطبه قاصعه نام گرفته است و حقايقي شگفت انگيز از رابطه اين دو وجود مقدس را در آن مي توان يافت. درباره اين خطبه گفتني است: نخست آنکه در آن روزگار امام علي (ع) دشمنان بسياري داشته است و هيچ يک از آنان مطالب اين خطبه را تکذيب نکرده اند. امام (ع) به ويژه در آغاز کلام با عبارت ” قد علمتم” مردمان را به گواه گرفته است. دوم آنکه نظر به نزديکي زمان ايراد خطبه به دوران حيات پيامبر(ص) مردمان، زندگي و شخصيت آن حضرت را به خاطر داشته اند و اگر در خطبه مطلبي خلاف واقع ايراد شده بود، بي گمان آنها آن را بر نمي تافتند و اينکه سکوت کرده اند، نشانه اي از حقيقت نمايي آن است. بخشي از خطبه چنين است:

” قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِي مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) بِالْقَرَابَةِ الْقَرِيبَةِ وَ الْمَنْزِلَةِ الْخَصِيصَةِ وَضَعَنِي فِي حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلَدٌ يَضُمُّنِي إِلَى صَدْرِهِ وَ يَكْنُفُنِي فِي فِرَاشِهِ وَ يُمِسُّنِي جَسَدَهُ وَ يُشِمُّنِي عَرْفَهُ وَ كَانَ يَمْضَغُ الشَّيْ‏ءَ ثُمَّ يُلْقِمُنِيهِ وَ مَا وَجَدَ لِي كَذْبَةً فِي قَوْلٍ وَ لَا خَطْلَةً فِي فِعْلٍ وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ (ص) مِنْ لَدُنْ أَنْ كَانَ فَطِيماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ الْمَكَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَيْلَهُ وَ نَهَارَهُ وَ لَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ أَثَرَ أُمِّهِ يَرْفَعُ لِي فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَخْلَاقِهِ عَلَماً وَ يَأْمُرُنِي بِالِاقْتِدَاءِ بِهِ وَ لَقَدْ كَانَ يُجَاوِرُ فِي كُلِّ سَنَةٍ بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَ لَا يَرَاهُ غَيْرِي وَ لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذٍ فِي الْإِسْلَامِ غَيْرَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ خَدِيجَةَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَى نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشُمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّيْطَانِ حِينَ نَزَلَ الْوَحْيُ عَلَيْهِ (ص) فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ فَقَالَ هَذَا الشَّيْطَانُ قَدْ أَيِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ وَ لَكِنَّكَ لَوَزِيرٌ وَ إِنَّكَ لَعَلَى خَيْر 11:
شما بخوبى موقعيت مرا از نظر خويشاوندى و قرابت و منزلت و مقام ويژه نسبت به رسول خدا (ص) مى‏دانيد، او مرا در دامن خويش پرورش داد: من كودك بودم او مرا (همچون فرزندش) در آغوش خويش مى‏فشرد و در استراحتگاه مخصوص خويش جاى مى‏داد، بدنش را به بدنم ‏مى‏چسبانيد و بوى پاكيزه او را استشمام مى‏كردم، غذا را مى‏جويد و در دهانم مى‏گذاشت. هرگز دروغى در گفتارم نيافت و اشتباهى در كردارم پيدا ننمود؛ از همان زمان كه رسول خدا (ص) را از شير باز گرفتند، خداوند بزرگترين فرشته از فرشتگان خويش را مأمور ساخت تا شب و روز وى را به راههاى بزرگوارى و درستى و اخلاق نيك سوق دهد. من همچون سايه‏اى به دنبال آن حضرت حركت مى‏كردم و او هر روز نكته تازه‏اى از اخلاق نيك را براى من آشكار مى‏ساخت و مرا فرمان مى‏داد كه به او اقتدا كنم، وى مدتى از سال، مجاور كوه حراء مى‏شد. تنها من او را مشاهده مى‏كردم و كسى جز من او را نمى‏ديد. در آن روز غير از خانه رسول خدا (ص) خانه‏اى كه اسلام در آن راه يافته باشد وجود نداشت، تنها خانه آن حضرت بود كه او و خديجه و من نفر سوم آنها، اسلام را پذيرفته بوديم، من نور وحى و رسالت را مى‏ديدم و نسيم نبوت را استشمام مى‏كردم. من به هنگام نزول وحى بر محمد (ص) صداى ناله شيطان را شنيدم. از رسول خدا (ص) پرسيدم : اين ناله چيست؟ فرمود: اين شيطان است كه از پرستش خويش مايوس گرديده. تو آنچه را كه من مى‏شنوم، مى‏شنوى و آنچه را كه من مى‏بينم، مى‏بينى؛ تنها فرق ميان من و تو اين است كه تو پيامبر نيستى، بلكه وزير منى و بر طريق و جاده خير قرار دارى.”

از خطبه بر مي آيد که امام علي (ع) نزديکترين فرد به پيامبر(صلّي الله عليه و آله وسلّم) بوده و نه تنها در روزگار پس از بعثت که پيش از آن و نيز در کودکي همچون فرزند پيامبر(ص) کنار او بوده است و از نزديک زندگي و رفتار و گفتار آن حضرت را مي ديده است. از حقايق حائز اهميت اين است که امام علي(ع) با توجه به نزديکي خارق العاده خويش به پيامبر(ص) از مطالبي درباره آن حضرت خبر داده است که در دسترس کسي ديگر نبوده و او در خفا و آشکار شاهد رفتار و گفتار پيامبر(ص) بوده و اين بر ارزش توصيفات امام علي(ع) در اين باره مي افزايد. بدين سان، به نظر مي رسد، اگر گزارشهاي امام علي(ع) در اين باره به دست ما نمي رسيد، هيچ گزارشي جاي آن را نمي گرفت و کسي ديگر امکان بازگويي اين حقايق را نداشت. در منابع مختلف به ويژه شروح نهج البلاغه، از جمله شرح سيد حبيب الله موسوي علوي خوئي(م.1324ق.) به گونه اي مفصل با استفاده از منابع حديثي از موضوع نزديکي امام علي(ع) به پيامبر اکرم (ص) سخن رفته است. 12

1ـ3ـ2. عصمت امام علي(ع)
استدلال به عصمت امام علي(ع) مي تواند گزارش هاي آن حضرت از احوال، رفتار و گفتار پيامبر اکرم(ص) را وثاقت بيشتري دهد و گزارش ها را از گزارش ديگر اصحاب پيامبر(ص) ممتاز کند هرچند در اينجا ما ديگر با يک استدلال درون مذهبي رو به روييم که براي آن دسته از اهل سنت که قائل به نصب الهي امامت امام علي(ع) و نيز به عصمت معتقد نيستند، معتبر نيست. با اين حال، هيچ عالم اهل سنتي در آنچه امام علي(ع) از پيامبر(ص) نقل کرده است، ترديد روا نداشته اند.

1ـ3ـ3.جامعيت نگاه امام علي(ع) به ابعاد وجودي پيامبر(ص)
از وجوه اهميت سخنان امام علي(ع) درباره پيامبر(ص)، جامعيت آن است. اين جامعيت، هر پژوهشگر تاريخ و سيره پيامبر اکرم (ص) را بر آن مي دارد که در پژوهش خويش کلمات امام علي(ع) در اين باب را از نظر فرونگذارد. مراد از جامعيت در اينجا، نماياندن همه ابعاد وجودي پيامبر(ص) از جمله ابعاد آسماني و نبوي نيست؛ زيرا اين کاري ناممکن است؛ بلکه مراد تشريح آن دسته از ابعاد وجودي آن حضرت است که گفتار و فهم بشري توان راهيابي بدان را دارد. امام علي(ع) در اينجا، متناسب با ظرفيت بشري مخاطبان خود، بيشتر به ابعاد انساني و زميني پيامبر(ص) پرداخته و از رفتار و خلق و خوهاي فردي، اجتماعي، عبادي، سياسي، اقتصادي و نظامي آن حضرت سخن گفته؛ مثلا گاهي به صفات ذاتي پرداخته و دلسوزي آن حضرت نسبت به مردمان را بازگفته: ” كان حَبيبي محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) أرحم النّاس بِالنّاس‏ 13: پيامبر (ص) از همه کس براي مردمان دلسوزتر بود.” و گاه از دليري و شجاعتش: ” كُنَّا إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ اتَّقَيْنَا بِرَسُولِ اللَّهِ (ص) فَلَمْ يَكُنْ أَحَدٌ مِنَّا أَقْرَبَ إِلَى الْعَدُوِّ مِنْهُ 14: هرگاه آتش جنگ سخت شعله‏ور مى‏شد، ما به رسول خدا (ص) پناه مى‏برديم و در آن ساعت هيچ يك از ما به دشمن از او نزديكتر نبود.” و گاهي ديگر از همت والاي پيامبر(ص) در رفع و رجوع کار مردم و مراقبت اجتماعي ايشان: “لايَغفُل مخافة أن يَغفلوا او يَميلوا 15 : از کار مردمان غفلت نمي ورزيد تا مبادا آنان به غفلت لغزند و منحرف گردند.”، کوتاه سخن آنکه امام علي(ع) همچون آيينه اي تمام نما، به زوايا و نحاياي زندگي و شخصيت پيامبر(ص) پرداخته است.
در نگاه جامع امام علي (ع) به پيامبر (ص) موضوعات ديگري مانند اهداف بعثت، وضعيت جوامع انساني پيش از رسالت پيامبر اکرم (ص) و تغييراتي که پس از آن صورت گرفته، به تناسب بحث شده است و بدين رو، در توصيفات امام (ع) از پيامبر(ص)، اطلاعات تاريخي ارزشمندي نيز به چشم مي خورد و بسياري از اين گزارش ها، ارزش تاريخي نيز دارند و مي توانند ما را در رصد عوامل نهان و آشکار وقايع صدر اسلام و نماياندن اهميت آنها ياري کنند. سخن امام (ع) درباره واقعه هجرت از اين دست سخنان است که مي فرمايد: ” هِجْرَتُهُ بِطَيْبَةَ عَلَا بِهَا ذِكْرُهُ وَ امْتَدَّ مِنْهَا صَوْتُهُ 16 : هجرتگاهش (مدينه طيبه) بود؛ همان شهرى كه آوازه او از آن برخاست و صدايش از آنجا پخش شد.” در اين فراز، مي توان به اهميت هجرت پيامبر(ص) به مدينه دست يافت. امام علي(ع) واقعه تاريخي هجرت به مدينه را از علل موفقيت و پيروزي پيامبر (ص) دانسته است؛ زيرا چنان که از اين گفتار بر مي آيد، آن حضرت در مدينه فرصت آن را يافت تا در آرامش و به ياري انصار مدينه، آيين خود را تبليغ کند و با تشکيل يک جامعه اسلامي نمونه در اين شهر که از معدود شهرهاي مهم حجاز آن روزگار بود، نداي خويش را به گوش همگا

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید