پيامبر (ص) ذکر کرده که جز براي کسي که از ويژگي عصمت برخوردار است قابل تصور نيست. اين صفات روي هم رفته، مجموعه اي را سامان مي دهند که مقتضاي آن عصمت است. گردآوري اين سخنان و بررسي آنها نيازمند پژوهشي پردامنه و مفصل است. در نهج البلاغه وديگر سخنان منسوب به امير مومنان (ع) به تکرار از صفات و مکارم اخلاق پيامبر ياد شده است و جملاتي مانند “بأبي أنت و أمّي [يا رسول اللّه‏] طِبت حَيّا و طبت ميّتا86: اي رسول خدا (ص) پدر و مادرم فداي تو باد!پاک زيستي و پاک از اين جهان رخت بر بستي.” بسيار در اين سخنان آمده است.87

فصل سوم:
بعد اخلاقي و تربيتي پيامبر اکرم (ص)

3ـ1. اهميت و جايگاه اخلاق در کلام امام علي(ع)
وفور موضوعات و مطالب اخلاقي در کلمات امام علي (ع)، اين حقيقت را نشان مي دهد که آن حضرت اهميت فوق العاده اي براي اخلاق و رفتار اخلاقي قائل بوده و دقت در بيانات اخلاقي امام (ع)، بيانگر آن است که در نظر آن حضرت گويي معضلات بنيادي جامعه اسلامي، در عرصه هاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي، از ريشه بي اخلاقي و دوري از مکارم اخلاق حادث مي گردد و انحراف جوامع بشري همواره پيش زمينه هاي اخلاقي دارد. بدين رو کمتر خطبه يا نوشتاري از اميرالمومنين (ع) را مي توان يافت که به فضايل و رذايل اخلاقي اشارتي در آن نباشد.
درباره سخنان امام علي(ع) درباب اخلاق تقسيم بنديهاي مختلفي مي توان ارائه کرد؛ از جمله تقسيم به دو دسته که در پي مي آيد:
اول: سخناني که حضرت به طور معمول، به عنوان امام مسلمين، ايراد کرده است و هدف از آن تذکر، وعظ و پيشگيري از انحراف اخلاقي و نيز پرورش و تربيت مسلمانان در عرصه اخلاق و رفتار اخلاقي بوده است. در اين گفتارها غالبا به صفات اخلاقي نيک و بد اشاره و مضرات خلقيات ناپسند گوشزد گشته و گاه راه درمان آن نيز به تصريح يا کنايه ارائه شده است؛ مانند :

” أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْأَمْرَ يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ كَقَطَرَاتِ الْمَطَرِ إِلَى كُلِّ نَفْسٍ بِمَا قُسِمَ لَهَا مِنْ زِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ فَإِنْ رَأَى أَحَدُكُمْ لِأَخِيهِ غَفِيرَةً فِي أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ نَفْسٍ فَلَا تَكُونَنَّ لَهُ فِتْنَةً فَإِنَّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ مَا لَمْ يَغْشَ دَنَاءَةً تَظْهَرُ فَيَخْشَعُ لَهَا إِذَا ذُكِرَتْ وَ يُغْرَى بِهَا لِئَامُ النَّاسِ كَانَ كَالْفَالِجِ الْيَاسِرِ الَّذِي يَنْتَظِرُ أَوَّلَ فَوْزَةٍ مِنْ قِدَاحِهِ تُوجِبُ لَهُ الْمَغْنَمَ وَ يُرْفَعُ بِهَا عَنْهُ الْمَغْرَمُ وَ كَذَلِكَ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ الْبَرِي‏ءُ مِنَ الْخِيَانَةِ يَنْتَظِرُ مِنَ اللَّهِ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ إِمَّا دَاعِيَ اللَّهِ فَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لَهُ وَ إِمَّا رِزْقَ اللَّهِ فَإِذَا هُوَ ذُو أَهْلٍ وَ مَالٍ وَ مَعَهُ دِينُهُ وَ حَسَبُهُ وَ إِنَّ الْمَالَ وَ الْبَنِينَ حَرْثُ الدُّنْيَا وَ الْعَمَلَ الصَّالِحَ حَرْثُ الْآخِرَةِ وَ قَدْ يَجْمَعُهُمَا اللَّهُ تَعَالَى لِأَقْوَامٍ فَاحْذَرُوا مِنَ اللَّهِ مَا حَذَّرَكُمْ‏مِنْ نَفْسِهِ وَ اخْشَوْهُ خَشْيَةً لَيْسَتْ بِتَعْذِيرٍ وَ اعْمَلُوا فِي غَيْرِ رِيَاءٍ وَ لَا سُمْعَةٍ فَإِنَّهُ مَنْ يَعْمَلْ لِغَيْرِ اللَّهِ يَكِلْهُ اللَّهُ لِمَنْ عَمِلَ لَهُ نَسْأَلُ اللَّهَ مَنَازِلَ الشُّهَدَاءِ وَ مُعَايَشَةَ السُّعَدَاءِ وَ مُرَافَقَةَ الْأَنْبِيَاء88:
مواهب الهى همچون قطره‏هاى باران از آسمان به زمين مى‏بارد و به هر كس سهمى زياد يا كم مى‏رسد، بنا بر اين هنگامى كه يكى از شما براى برادر خود برترى در مال و همسر و فرزند بيند نبايد موجب فتنه گردد (و بر او حسد و رشك برد)، زيرا مسلمان تا وقتى كه دست به عمل پستى نزده كه از آشكار شدنش شرمنده باشد و مردم پست آن را وسيله هتك حرمتش قرار دهند، به مسابقه دهنده ماهرى مى‏ماند كه منتظر است در همان دور اول پيروز گردد و ضررى نبيند، همچنين مسلمانى كه از خيانت بدور باشد، انتظار دارد يكى از دو خوبى نصيبش گردد: يا عمر او پايان يافته و دعوت الهى فرا رسد و آنچه خداوند در آخرت برايش مهيا كرده بهتر است و يا خداوند او را روزى دهد و صاحب همسر و فرزند و ثروت گردد، در عين اين كه دين و شخصيت خود را نگاهداشته است. (اما بدانيد) ثروت و فرزندان كِشته‏هاى اين جهانند و عمل صالح و نيك، زراعت آخرت است و گاهى خداوند هر دو را به افرادى مى‏بخشد. آنچه را خداوند اعلام خطر كرده است بر حذر باشيد و از خداوند بترسيد بطورى كه به گناهى كه نياز به عذرخواهى دارد آلوده نشويد و در كارها ريا و تظاهر و خودنمائى به خرج ندهيد؛ چون هر كس كارى براى غير خدا انجام دهد، خداوند او را بهمان كس وا مى‏گذارد. از خدا مى‏خواهيم كه درجات شهيدان و زندگى سعادتمندان و همنشينى پيامبران را به ما عنايت كند.”

گفتار بالاچنانکه پيداست، تمامي ويژگي هاي يک خطبه واعظانه را در خود دارد؛ زيرا نخست برخي نعمت هاي خداوند براي بيداري و هوشياري مستعمان ذکر شده و سپس از چند رذيلت اخلاقي ياد شده و آن گاه به راه درمان اشاره گشته است.
دوم: سخناني که به مناسبتهاي تاريخي ايراد شده اند و نظر به واقعه اي خاص دارند. اين گفتارها که عمدتاً در بخش خطابه هاي آن حضرت به بيان آمده اند، با توجه به نگاه تيزبين امام (ع) و آگاهي ژرف آن حضرت از وضعيت اخلاقي جامعه اسلامي، بازتابي از اخلاق و رفتار مسلمانان معاصر حضرت بوده اند. حضرت در اين گونه بيانات، علل وقايع خوشايند يا ناخوشايند معاصر خويش را ارزيابي و رصد کرده است. با دقت در خطابه هاي حضرت، مي توان دريافت که ايشان سبب بسياري از وقايع ناخوشايند را در بيماريهاي اخلاقي مسلمانان و جامعه مومنين و دوري آنان از اسوه حسنه، وجود مبارک پيامبر اکرم(ص) يافته است. اين بيانات، به لحاظ تاريخي داراي ارزش و اهميت اند و نشان مي دهند که مسلمانان در آن روزگار از چه نوع بيماريهاي اخلاقي رنج مي برده و در معرض کدام آسيبهاي اخلاقي بوده اند. توصيفها و تحليلهاي امام (ع) در اين بخش، علاوه بر اينکه مي توانند سرمشق و راهکارهايي عملي براي نسلهاي بعدي در اين حوزه باشند، عنايت بدانها براي محققان و مورخاني که ويژگيهاي اخلاقي و رفتاري صدر اسلام و علل و اسباب حوادث سياسي و اجتماعي آن روزگار را پي مي جويند، بسيار مفيد تواند بود. از اين جمله است خطبه اي که حضرت ضمن اشاره به واقعه تبعيد ابوذر غفاري توسط حکومت وقت به ربذه، از اهميت پرهيزگاري و تقواي الهي سخن گفته است :

” يَا أَبَا ذَرٍّ إِنَّكَ غَضِبْتَ لِلَّهِ فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ إِنَّ الْقَوْمَ خَافُوكَ عَلَى دُنْيَاهُمْ وَ خِفْتَهُمْ عَلَى دِينِكَ فَاتْرُكْ فِي أَيْدِيهِمْ مَا خَافُوكَ عَلَيْهِ وَ اهْرُبْ مِنْهُمْ بِمَا خِفْتَهُمْ عَلَيْهِ فَمَا أَحْوَجَهُمْ إِلَى مَا مَنَعْتَهُمْ وَ مَا أَغْنَاكَ عَمَّا مَنَعُوكَ وَ سَتَعْلَمُ مَنِ الرَّابِحُ غَداً وَ الْأَكْثَرُ حُسَّداً وَ لَوْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرَضِينَ كَانَتَا عَلَى عَبْدٍ رَتْقاً ثُمَّ اتَّقَى اللَّهَ لَجَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْهُمَا مَخْرَجاً لَا يُؤْنِسَنَّكَ إِلَّا الْحَقُّ وَ لَا يُوحِشَنَّكَ إِلَّا الْبَاطِلُ فَلَوْ قَبِلْتَ دُنْيَاهُمْ لَأَحَبُّوكَ وَ لَوْ قَرَضْتَ مِنْهَا لَأَمَّنُوكَ 89:
اى ابوذر تو به خاطر خدا خشم گرفتى و غضب كردى پس به همان كس كه برايش غضب نمودى اميدوار باش. اين مردم از تو بر دنيايشان ترسيدند و تو از آنها بر دينت، پس آنچه را كه آنها برايش در وحشتند به خودشان واگذار و از آنچه مى‏ترسى آنها گرفتارش شوند (كيفر الهى) فرار كن، چه محتاجند به آنچه از آن منعشان مى‏كردى و چه بى‏نيازى، از آنچه تو را منع مى‏كردند و به زودى خواهى يافت كه پيروزى براى كيست و چه كسى بيشتر مورد حسد قرار مى‏گيرد، اگر درهاى آسمانها و زمين به روى بنده‏اى بسته شده باشد اما او از خدا بترسد، خداوند، راهى براى او خواهد گشود، آرامش خويش را تنها در حق جستجو كن و غير از باطل چيزى تو را به وحشت نيفكند، اگر دنيايشان را مى‏پذيرفتى دوستت داشتند و اگر سهمى از آن را به خود اختصاص مى‏دادى (و با آنها كنار مى‏آمدى) دست از تو بر مى‏داشتند.”

در گفتار بالا، افزون بر ذکر چند نکته اخلاقي، اشاراتي به اوضاع سياسي پس از پيامبر(ص) نيز شده است و چنانکه از کلام امام (ع) بر مي آيد، ناهنجاري سياسي اين دوره از تاريخ اسلام، به عللي مانند دنياطلبي و دوري از تقواي الهي باز مي گردد.
از آن‏جا كه مخصوصاً در عصر امام اميرمؤمنان على (ع) فراوانى و مال و ثروت به خاطر پيشرفت سريع اسلام و غنائم جنگى و غير آن، توجّه گروه عظيمى از مسلمين به دنيا زياد شده بود، امام (ع) در جاى جاى خطبه‏هاى نهج البلاغه داد سخن را در نكوهش دنياى غافل‏كننده و گناه آلود، مى‏دهد وبا بيانى صريح و گويا و تكان‏دهنده كه بالاتر از آن تصوّر نمى‏شود، به نكوهش شديد دنيا مى‏پردازد.90

3ـ2. وضعيت اخلاقي حجاز پيش از اسلام در کلام علوي
در بسياري از کلمات امام علي (ع)، به مناسبتهاي مختلف از وضعيت اخلاقي عرب پيش از بعثت ياد شده است. غالباً اين سخنان وقتي ايراد شده اند که آن حضرت مي خواسته با يادآوري گذشته و تشريح وضعيت حال، مسلمانان را از نعمت رسالت محمدي (ص) و تغييرات مثبتي که بر پايه آن حاصل آمده است، آگاه و از طرفي ديگر، نابسامانيهاي اخلاقي را که پس از رحلت پيامبر (ص) بروز يافتند، گوشزد کند. با نگاهي به برخي خطبه ها و گفتارهاي امام علي(ع) روشن مي شود که آن حضرت وضعيت اخلاقي جامعه بشري را پيش از رسالت بغرنج و نابسامان مي دانسته و از گذر ذکر اوضاع آن زمانه و مصائب و مشکلاتي که براي مردمان وجود داشته، مسلمانان را به قدرشناسي از رسالت محمدي (ص) و استفاده از آن در جهت تهذيب نفس و در پيش گرفتن تقواي الهي و تخلق به اخلاق نيک ترغيب مي کرده است:

” بَعَثَهُ حِينَ لَا عَلَمٌ قَائِمٌ وَ لَا مَنَارٌ سَاطِعٌ وَ لَا مَنْهَجٌ وَاضِحٌ أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ أُحَذِّرُكُمُ الدُّنْيَا فَإِنَّهَا دَارُ شُخُوصٍ وَ مَحَلَّةُ تَنْغِيصٍ سَاكِنُهَا ظَاعِنٌ وَ قَاطِنُهَا بَائِنٌ تَمِيدُ بِأَهْلِهَا مَيَدَانَ السَّفِينَةِ تَقْصِفُهَا الْعَوَاصِفُ فِي لُجَجِ الْبِحَارِ فَمِنْهُمُ الْغَرِقُ الْوَبِقُ وَ مِنْهُمُ النَّاجِي عَلَى بُطُونِ الْأَمْوَاجِ تَحْفِزُهُ الرِّيَاحُ بِأَذْيَالِهَا وَ تَحْمِلُهُ عَلَى أَهْوَالِهَا فَمَا غَرِقَ مِنْهَا فَلَيْسَ بِمُسْتَدْرَكٍ وَ مَا نَجَا مِنْهَا فَإِلَى مَهْلَكٍ عِبَادَ اللَّهِ الْآنَ فَاعْلَمُوا وَ الْأَلْسُنُ مُطْلَقَةٌ وَ الْأَبْدَانُ صَحِيحَةٌ وَ الْأَعْضَاءُ لَدْنَةٌ وَ الْمُنْقَلَبُ فَسِيحٌ وَ الْمَجَالُ عَرِيضٌ قَبْلَ إِرْهَاقِ الْفَوْتِ وَ حُلُولِ الْمَوْتِ فَحَقِّقُوا عَلَيْكُمْ نُزُولَهُ وَ لَا تَنْتَظِرُوا قُدُومَه 91 :
هنگامى پيامبر (ص) را مبعوث ساخت كه نه نشانه‏اى (از دين) بر پا و نه چراغ هدايتى روشن و نه طريق حقى آشكار بود. اى بندگان خدا شما را به تقوا توصيه مى‏كنم و از دنيا بر حذر مى‏دارم، زيرا دنيا سراى ناپايدار و جايگاه سختى و مشقت است، ساكنانش مسافر و مقيمانش مجبور به جدائى از آن هستند. دنيا همچون كشتى است كه در دل درياها بادهاى تند و شديد آن را مضطرب مى‏سازد، اهل خود را هميشه در اضطراب و ناراحتى قرار مى‏دهد، (سرنشينان آن) بعضى غرق شده و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید