الضَّلَالَةِ الْمُظْلِمَةِ وَ الْجَهَالَةِ الْغَالِبَةِ وَ الْجَفْوَةِ الْجَافِيَةِ وَ النَّاسُ يَسْتَحِلُّونَ الْحَرِيمَ وَ يَسْتَذِلُّونَ الْحَكِيمَ يَحْيَوْنَ عَلَى فَتْرَةٍ وَ يَمُوتُونَ عَلَى كَفْرَةٍ 68 :
شهادت مى‏دهم كه محمد (ص) بنده‏ و فرستاده برگزيده و انتخاب شده او است. در فضل و برترى، همتايى ندارد و جبران فقدان وى نگردد. شهرهاى جهان بوجود او روشن گشت بعد از آن كه گمراهى وحشتناكى همه جا را فرا گرفته بود و جهل بر افكار غالب، قساوت و سنگدلى بر دلها مسلط گشته بود و مردم حرام را حلال مى‏شمردند و دانشمندان را تحقير مى‏كردند و بدون آئين الهى زندگى كرده و در حال كفر و بى دينى جان مى‏سپردند. ”

2ـ3. برخي ويژگيهاي رسالت پيامبر(ص)
بيشتر سخنان و نامه هاي امام علي(ع) که امروزه در دسترس است، به اقتضاي زمان و حوادث و رويدادهاي دوران خلافت از ايشان صادر شده و هرچند آن حضرت قصد برشماري ويژگيهاي رسالت پيامبر(ص) را به صورت جامع نداشته، در ميان کلمات بر جاي مانده مي توان به مهمترين ويژگيهاي بعثت حضرت محمد (ص) از نگاه امام علي (ع) دست يافت. برخي از اين کلمات به مناسبت احتجاج با مخالفان، برخي براي يادآوري و تذکار مومنان و برخي ديگر براي بزرگداشت پيامبر(ص) صادر شده اند. در اينجا با چشم پوشي از اين مناسبتها، سه ويژگي از مهمترين ويژگيها را بر مي شماريم.

2ـ3ـ1. جهانشمولي
اين که آيا رسالت پيامبر اکرم (ص) همه جهان و جهانيان را در بر مي گيرد و آن حضرت مامور ابلاغ پيام الهي به جهانيان است يا تنها موظف بوده است مکه و مناطقي در حجاز را به آيين اسلام دعوت کند، از مسائل مورد بحث در دوره هاي اخير است. محققان براي اثبات جهاني بودن رسالت پيامبر(ص) از دلايل بسياري از جمله دلايل قرآني بهره جسته اند مانند:

” وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَ نَذِيرًا وَ لَكِنَّ أَكْثرََ النَّاسِ لَا يَعْلَمُون 69 :
و ما تو را جز براى همه مردم نفرستاديم تا (آنها را به پاداشهاى الهى) بشارت دهى و (از عذاب او) بترسانى، ولى بيشتر مردم نمى‏دانند! ”

” قُلْ يَأَيُّهَا النَّاسُ إِنىّ‏ِ رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِى لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ 70 :
بگو: اى مردم! من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم؛ همان خدايى كه حكومت آسمانها و زمين، از آن اوست.”

پژوهشگران مسلمان در اين باره در قالب کتاب و مقاله بسيار نوشته اند و در آثار تفسيري و کلامي نيز از آن سخن گفته اند. در گفتار امام علي (ع) نيز به کلماتي بر مي خوريم که در جهاني بودن رسالت پيامبر اکرم (ص) تصريح دارند. در اينجا ما با صرف نظر از دلايل ديگري که دانشمندان براي جهاني بودن رسالت محمدي (ص) آورده اند، سخنان امام علي (ع) در اين باره را بررسي مي کنيم و مي کوشيم اين مسئله را واکاويم که آيا امام علي (ع) رسالت را جهاني مي دانسته اند؟
نگاهي به خطبه ها و نامه هاي امام علي (ع) ترديدي بر جاي نمي گذارد که آن حضرت به روشني تمام از جهاني بودن رسالت حضرت محمد (ص) ياد کرده است. اين يادکردها گاه به تصريح است و گاه به اشاره و کنايه. در برخي جملات منسوب به امام (ع)، از کلمه “عالمين” استفاده شده که از معاني آن، جهانيان است.71 سياق کلام در عبارت زير و اينکه کلمه “العالمين” کنار کلمه “خاتم النبيين” جاي گرفته است، قرينه اي است بر اينکه مراد از “العالمين” جهانيان است و مراد امام (ع) از کليت اين گفتار، جهاني بودن رسالت پيامبر(ص) است:

” أشهد أنّ محمّدا عَبده و رسوله، خاتَم النّبيّين و حجّة اللّه على العالمين 72 :
گواهي مي دهم که محمد (ص) بنده و پيامبر خداست. خاتم پيامبران و حجت خدا بر جهانيان است. ”

در برخي جملات ديگر از کلماتي ديگري مانند “اهل الارض” و”خلق” استفاده شده که اين نيز تصريح در معناي جهاني بودن رسالت است :

” تمّم به الوحي و أنذر به أهل الأرض 73 :
تا آن که وحي را بدو به اتمام رسانيد و زمينيان را هشدار داد. ”

گفتارهايي مانند آنچه نقل شد، در جهانشمولي رسالت تصريح دارند اما برخي ديگر از گفتارهاي امام علي(ع) هرچند در معناي جهاني بودن تصريح ندارند، به اشاره از آن سخن گفته اند و به دلالت ضمني بر آن دلالت مي کنند؛ مانند :

” حَتَّى تَمَّتْ بِنَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ (صلى‏الله‏ عليه ‏و آله وسلم) حُجَّتُهُ وَ بَلَغَ الْمَقْطَعَ عُذْرُهُ وَ نُذُرُهُ 74 :
تا اين كه بوسيله پيامبر ما؛ محمد (ص) حجتش تمام گرديد و بيان احكام و انذار و بشارت و بيم او به سر منزل آخر رسيد.”

وجه دلالت گفتار فوق بر جهاني بودن رسالت پيامبر (ص) آن است که چنانچه رسالت را جهاني ندانيم، تمام گشتن حجت خدا به واسطه پيامبر و کامل گشتن انذار که به آن تصريح شده است، معنا نخواهد يافت. حجت وقتي تمام مي گردد که همه ابناي بشر را مخاطب خويش سازد نه يک منطقه خاص را. در برخي گفتارهاي ديگر نيز از “اتمام” نبوت الهي سخن گفته شده که آنها نيز بر همين سياق که گفته شد، به گونه ضمني، بر جهانشمولي رسالت محمدي(ص) دلالت مي کنند. اتمام نبوت الهي بدان معناست که پيامبر(ص) اساسا پديده وحي الهي را به کمال و اتمام رسانيده و کاستي هاي پيشين در اين باب را جبران نموده است. کسي که وحي انبياي گذشته را به اتمام و اکمال مي رساند، ناگزير مي بايد مخاطب او همه ملل و اقوام انبياي گذشته باشد:

” بَعَثَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ (ص) لِإِنْجَازِ عِدَتِهِ وَ إِتْمَامِ نُبُوَّتِهِ مَأْخُوذاً عَلَى النَّبِيِّينَ مِيثَاقُهُ مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ 75 :
تا اين كه خداوند سبحان، براى وفاى به وعده خود و كامل گردانيدن نبوت، محمد (ص) رسول خويش را مبعوث ساخت؛ كسى كه از همه پيامبران براى بشارت به آمدنش پيمان گرفته شده بود، نشانه‏هايش مشهور بود.”

در روايت بالا افزون بر اين که از اتمام و اکمال وحي سخن رفته، بعثت پيامبر به عنوان وفاي به عهد الهي مذکور آمده که اين نيز به گونه ضمني بر جهاني بودن رسالت محمدي (ص) دلالت تواند کرد. اينکه بعثت محمدي (ص) تحقق وعده الهي بوده به اين معناست که اگر نبوت حضرت محمد (ص) جهاني نباشد، معنا نخواهد داشت که خداوند آن را به مردمان جهان وعده دهد و به عنوان تحقق وعده بزرگ الهي از آن ياد کند.

2ـ3ـ2. خاتميت
خاتميت نيز از موضوعاتي است که پژوهشگران مسلمان و خاورشناسان بحثهاي دامنه داري را درباره اصل وجود آن و نيز معاني آن راه انداخته اند و ارتباطي نيز با موضوع پيشين يعني جهانشمولي دارد. اين موضوع عمدتا در علم کلام و فلسفه دين بحث مي شود و معناي آن اين است که نبوت، با حضرت محمد (ص) به پايان رسيده و ديگر کسي به نبوت نمي رسد. در جوامع حديثى شيعى و اهل سنّت، احاديث نبوى و نيز احاديث منقول از امامان معصوم (ع) درباره خاتميت بسيار نقل شده است. آموزه خاتميت در فرهنگ اسلامى جايگاه و اهميت جدّى دارد، چنان كه باور به آن از ضروريات آيين اسلام شمرده شده است. 76در روايات منقول از امام علي(ع) نيز از خاتميت به صراحت و کنايه ياد شده و يکي از ويژگيهاي بعثت شمرده شده است؛ از جمله :

” أشهد أنّ محمّدا عَبده و رسوله، خاتَم النّبيّين و حجّة اللّه على العالمين 77 :
گواهي مي دهم که محمد (ص) بنده و پيامبر خداست. خاتم پيامبران و حجت خدا بر جهانيان است. ”

اين گفتار افزون بر آن که به کلمه “خاتم النبيين” تصريح دارد به قرينه سياق نيز بر خاتم بودن پيامبر(ص) تاکيد دارد. زيرا کلمه العالمين در “حجة الله علي العالمين” که به معناي جهانيان است، همه جهانيان را تا ابد شامل مي شود. همچنين در چند موضع ديگر از خاتم بودن پيامبر اکرم(ص) در گفتار امام علي(ع) ياد شده است:

” اجْعَلْ شَرَائِفَ صَلَوَاتِكَ وَ نَوَامِيَ بَرَكَاتِكَ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ الْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ:78
گرامى‏ترين درودها و افزون‏ترين بركات خود را بر محمد (ص) بنده و فرستاده‏ات قرار ده، همان پيامبرى كه ختم گذشتگان بود.”
” جَعله خاتَم النبيين و سيدَ المرسلين 79 :
او را خاتم پيامبران و سرور پيام آوران خويش قرار داد. ”

” أَمِينُ وَحْيِهِ وَ خَاتَمُ رُسُلِهِ وَ بَشِيرُ رَحْمَتِهِ وَ نَذِيرُ نِقْمَتِهِ 80 :
(محمد ص) امين وحى او بود و خاتم پيامبرانش، بشارت دهنده به رحمت او و بيم دهنده از كيفرش.”

” خَتم به نبوته و شيّد به حجته81 :
نبوت خويش را بدو ختم کرد و حجتش را به استواري رساند. ”

در برخي ديگر از سخنان امام علي(ع) هرچند از کلمات صريح در خاتميت استفاده نشده اما کلمات و عباراتي به کار رفته که به گونه ضمني بر خاتميت دلالت دارند؛ از جمله سخن مشهوري است از آن حضرت که به مناسبت ارتحال پيامبر(ص) ايراد کرده است:

” ِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاء82 :
با مرگ تو چيزى قطع شد كه با مرگ ديگرى قطع نگشت و آن نبوت و اخبار و آگاهى از آسمان بود.”

2ـ3ـ3. عصمت، خطاناپذيري و امانتداري
عصمت از موضوعاتي است که در حوزه هاي مختلف علمي از آن بحث مي شود و باور به آن يا رد آن، نتايج مهمي در پي دارد. عصمت به معناي مصون بودن از خطا، اشتباه و گناه است.83 در اينجا فارغ از مباحث و گفت و گوهايي که صاحب نظران علوم مختلف ديني درباره عصمت پيامبران، پيامبر اکرم (ص) و اهل بيت آن حضرت (ع) طرح کرده اند، نظرگاه امام علي (ع) را درباره عصمت پيامبر اکرم (ص) به بررسي مي گذاريم. بي گمان نظر به نزديکي منحصر به فرد امام علي (ع) به پيامبر عظيم الشان (ص)، روشن ساختن نظرگاه آن حضرت و نقل مشاهدات حضرت از رفتار و کردار پيامبر(ص) بسيار روشنگر و رهگشا خواهد بود. نگاهي به سخنان امام علي (ع) در اين باب نشان مي دهد که آن حضرت به دو گونه عصمت در وجود مبارک پيامبر (ص) اشاره کرده است:
يک. عصمت در رسالت و ابلاغ وحي: در برخي گفتارهاي امام علي(ع) به عصمت، امانتداري و خطاناپذيري پيامبر(ص) در ابلاغ وحي و اداي تکليف رسالت به تصريح اشاره شده است که برخي از آنها عبارتند از:

” أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (ص) صَفْوَتُهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ أَمينُهُ عَلى وَحْيِهِ 84 :
گواهي مي دهم محمد (ص) برگزيده خدا از ميان آفريدگان است و امانتدار وحي الهي.”

صفت امانتداري که در اينجا براي پيامبر (ص) ذکر شده تصريح مي نمايد که وحي الهي را همان گونه که بر او نزول مي شده، به دست مخاطبانش رسانيده است. گفتني است که امانت در رسانيدن شيئي به دست صاحبان آن، ايجاب مي کند که شخص امانتدار نه به عمد و نه سهو، خطايي نکند و شيء امانت، بي کم و کاست و به گونه صحيح به دست صاحبان آن برسد.

” نَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ نَبِيُّهُ وَ رَسُولُهُ إِلى خَلْقِهِ وَ أَمينُهُ عَلى وَحْيِه 85 :
گواهي مي دهيم که محمد(ص) بنده و پيامبر و رسول او به سوي آفريدگان اوست و امين در وحي الهي. ”

دو. عصمت در رفتار و گفتار شخصي: در چند گفتار امام علي (ع) همچنين از عصمت پيامبر اکرم (ص) در رفتار و گفتار شخصي، با صرف نظر از عصمت در وحي الهي سخن رفته است. جدا از اين چند موضع، مي توان از مجموع صفات و مکارم اخلاقي که حضرت علي (ع) براي پيامبر (ص) ذکر کرده بدين معنا دست يافت. به عبارتي ديگر، امام علي (ع) در مجموع خطبه ها و نامه ها، صفاتي را براي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید