اکرم (ص) نقل شده است؛ از جمله آنها به سخن آمدن سنگي در دست آن حضرت و گواهي اش به پيامبري ايشان است:

” أَخَذَ يَوْمَ حُنَيْنٍ حَجَراً فَسَمِعْنَا لِلْحَجَرِ تَسْبِيحاً وَ تَقْدِيساً ثُمَّ قَالَ (ص) لِلْحَجَرِ اِنْفَلِقْ فَانْفَلَقَ ثَلاَثَ فِلَقٍ نَسْمَعُ لِكُلِّ فِلْقَةٍ مِنْهَا تَسْبِيحاً لاَ يُسْمَعُ لِلْأُخْرَى57 :
روز جنگ حنين، پيامبر سنگي را به دست گرفت. سنگ آغاز به تسبيح و تقديس خدا کرد. پيامبر(ص) امر کرد که سنگ تکه تکه شود. سنگ سه تکه شد و هر تکه اي تسبيحي جز تسبيح تکه ديگر گفت. ”

در روايتي، امام علي (ع) معجزه اي از پيامبر اکرم (ص) نقل کرده که بنابر آن، اخبار و اسرار نهاني از طريق غيب به او مي رسيده است مانند خبردادن از حاجات مومنين و يا گفت و گوهاي پنهاني مشرکان :

“كَانَ يَأْتِيهِ اَلرَّجُلُ يُرِيدُ أَنْ يَسْأَلَهُ عَنْ شَيْءٍ فَيَقُولُ (ص) تَقُولُ أَوْ أَقُولُ فَيَقُولُ بَلْ قُلْ يَا رَسُولَ اَللَّهِ فَيَقُولُ جِئْتَنِي فِي كَذَا وَ كَذَا حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ حَاجَتِهِ وَ لَقَدْ كَانَ (ص) يُخْبِرُ أَهْلَ مَكَّةَ بِأَسْرَارِهِمْ بِمَكَّةَ حَتَّى لاَ يَتْرُكُ مِنْ أَسْرَارِهِمْ شَيْئاً مِنْهَا 58:
گاه مردي نزد پيامبر(ص) مي آمد و مي خواست چيزي بپرسد. پيامبر(ص) مي فرمود : تو خود مي گويي چه مي خواهي يا من بگويم؟ مرد مي گفت: يا رسول الله شما بگوييد و پيامبر(ص) از ماجراي آن مرد و جزئياتش سخن مي گفت. پيامبر(ص) اسرار نهاني مشرکان مکه را باز مي گفت به گونه اي که از اسرار آنان چيزي بر جاي نمي ماند. ”

معجزات بسيار ديگري براي پيامبر (ص) از علي (ع) نقل شده که علامه مجلسي بسياري از آنها را در کتاب بحارالانوار ضمن روايتي طولاني ـ گفت وگوي مردي يهودي با امام (ع) ـ آورده است.59 در برخي آثار ديگر مانند الاحتجاج طبرسي که به احتجاجات60 اهل بيت (ع) اختصاص يافته، چنين رواياتي را مي توان يافت هرچند برخي روايات نيازمند بررسي هاي سندي و حديث شناسي اند.

2ـ2ـ2. شهادتهاي امام علي(ع) بر رسالت و صداقت پيامبر(ع)
در خطبه ها و نامه هاي امام علي(ع) به جملاتي بر مي خوريم که با فعل “ش ه د” آغاز شده و آن حضرت در اين جملات به رسالت پيامبر اکرم(ص) گواهي داده است. ماده “شهد” در عربي به معناي بيان چيزي است که آدمي از آن باخبر است و از اين رو گفته اند: شاهد عبارت از عالمي (داننده، آگاه) است که آنچه را مي داند بيان مي کند: ” العالم الذي يُبَيِّنُ ما عَلِمَهُ.” 61 در شهادت سه امر لازم است: حضور، آگاهي و اعلام. بدين سان کسي که شهادت مي دهد مي بايد خود در بطن ماجرا حضور داشته و ديگر آنکه از ماجرا آگاه شده باشد و سپس به اعلام و اعلان آن همت بگمارد.62 عباراتي که با کلمه “اشهد” آغاز مي شوند، غالباً شامل گواهي بر رسالت پيامبر(ص) و سپس توصيفي از آن حضرت است و از برخي موهبتها و نعمتهايي که به واسطه بعثت نصيب عالم بشريت شده است، در ادامه آن آمده است؛ مانند :

” أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (ص)عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ لِإِنْفَاذِ أَمْرِهِ وَ إِنْهَاءِ عُذْرِهِ وَ تَقْدِيمِ نُذُرِهِ 63 :
گواهى مى‏دهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده اوست، او را فرستاده تا فرمانهايش را اجرا كند و به مردم اتمام حجت نمايد و آنها را در برابر اعمال بد، بيم دهد. ”

“أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (ص) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ نَجِيبُهُ وَ صَفْوَتُهُ لَا يُؤَازَى فَضْلُهُ وَ لَا يُجْبَرُ فَقْدُهُ أَضَاءَتْ بِهِ الْبِلَادُ بَعْدَ الضَّلَالَةِ الْمُظْلِمَةِ وَ الْجَهَالَةِ الْغَالِبَةِ وَ الْجَفْوَةِ الْجَافِيَةِ وَ النَّاسُ يَسْتَحِلُّونَ الْحَرِيمَ وَ يَسْتَذِلُّونَ الْحَكِيمَ يَحْيَوْنَ عَلَى فَتْرَةٍ وَ يَمُوتُونَ عَلَى كَفْرَةٍ 64 :
شهادت مى‏دهم كه محمد (ص) بنده‏ و فرستاده برگزيده و انتخاب شده او است. در فضل و برترى، همتائى ندارد و جبران فقدان وى نگردد. شهرهاى جهان بوجود او روشن گشت بعد از آن كه گمراهى وحشتناكى همه جا را فرا گرفته بود و جهل بر افكار غالب، قساوت و سنگدلى بر دلها مسلط گشته بود و مردم حرام را حلال مى‏شمردند و دانشمندان را تحقير مى‏كردند و بدون آئين الهى زندگى كرده و در حال كفر و بى دينى جان مى‏سپردند. ”

” أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ الصَّفِيُّ وَ أَمِينُهُ الرَّضِيُّ (ص)أَرْسَلَهُ بِوُجُوبِ الْحُجَجِ وَ ظُهُورِ الْفَلَجِ وَ إِيضَاحِ الْمَنْهَجِ فَبَلَّغَ الرِّسَالَةَ صَادِعاً بِهَا وَ حَمَلَ عَلَى الْمَحَجَّةِ دَالًّا عَلَيْهَا وَ أَقَامَ أَعْلَامَ الِاهْتِدَاءِ وَ مَنَارَ الضِّيَاءِ وَ جَعَلَ أَمْرَاسَ الْإِسْلَامِ مَتِينَةً وَ عُرَى الْإِيمَانِ وَثِيقَةً 65 :
گواهى مى‏دهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده‏اى برگزيده و امين او است، وى را با برهانهائى روشن و پيروزى بر كفر و شرك و واضح نمودن راه راست گسيل داشت و او نيز رسالت حق را آشكارا ابلاغ كرد و انسانها را به جاده حق رهنمون شد، پرچمهاى هدايت را بر افراشت و نشانه‏هاى روشن را بر قرار ساخت رشته‏هاى اسلام را محكم و دستگيره ‏هاى ايمان را استوار گردانيد. ”

در بيش از ده موضع از نهج البلاغه شهادتهاي امام علي(ع) به رسالت پيامبر اکرم(ص) به چشم مي خورد. اين شهادتها از چند منظر قابل توجه و امعان نظرند:
يک. فصيح و از منظر زيبايي شناسي نوشتاري، در درجه اي بالا قرار دارند. امام(ع) ضمن آن که صفات پيامبر اکرم (ص) را با دقت و بلاغت بيان نموده، به ظاهر کلام نيز توجه داشته و کلام بدين لحاظ در جايگاهي اعجاز آميز قرار دارد. عبارات غالبا مسجع و آهنگين و موزون اند و از کلمات گوش نواز در آنها استفاده شده است.
دو. گاه گواهي هاي امام (ع) به گونه اي براعت استهلال است براي سخني که در خطبه مي آيد. امام علي(ع) در آغاز، پس از شهادت به رسالت، صفاتي را براي پيامبر (ص) بر مي شمارد که با هدف خطبه و موضوع اصلي آن در تناسب است؛ مانند خطبه ذيل:

” أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (ص) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ وَ أَعْلَامُ الْهُدَى دَارِسَةٌ وَ مَنَاهِجُ الدِّينِ طَامِسَةٌ فَصَدَعَ بِالْحَقِّ وَ نَصَحَ لِلْخَلْقِ‏وَ هَدَى إِلَى الرُّشْدِ وَ أَمَرَ بِالْقَصْدِ 66 :
شهادت مى‏دهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده او است. وى را هنگامى فرستاد كه نشانه‏هاى هدايت به كهنگى گرائيده و جاده‏هاى دين محو و نابود شده بود، او حق را آشكار ساخت و مردم را نصيحت نمود و آنها را به سوى كمال، هدايت كرد و فرمان ميانه روى و عدالت داد. ”

امام علي(ع) در آغاز خطبه بالا از نصيحت و خيرخواهي پيامبر اکرم (ص) سخن گفته و از صفت “نصح” ياد کرده و خود نيز در همين خطبه به نصح (خيرخواهي؛ نصيحت گويي و اندرز) پرداخته. بدين سان با يادکرد از صفت نصح پيامبر(ص) به واسطه صناعت براعت استهلال، شنوندگان را آماده موعظه و پند خويش کرده است. ادامه خطبه اين چنين است :

” وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّهُ لَمْ يَخْلُقْكُمْ عَبَثاً وَ لَمْ يُرْسِلْكُمْ هَمَلًا عَلِمَ مَبْلَغَ نِعَمِهِ عَلَيْكُمْ وَ أَحْصَى إِحْسَانَهُ إِلَيْكُمْ فَاسْتَفْتِحُوهُ وَ اسْتَنْجِحُوهُ وَ اطْلُبُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَمْنِحُوهُ فَمَا قَطَعَكُمْ عَنْهُ حِجَابٌ وَ لَا أُغْلِقَ عَنْكُمْ دُونَهُ بَابٌ وَ إِنَّهُ لَبِكُلِّ مَكَانٍ وَ فِي كُلِّ حِينٍ وَ أَوَانٍ وَ مَعَ كُلِّ إِنْسٍ وَ جَانٍّ لَا يَثْلِمُهُ الْعَطَاءُ وَ لَا يَنْقُصُهُ الْحِبَاءُ وَ لَا يَسْتَنْفِدُهُ سَائِلٌ وَ لَا يَسْتَقْصِيهِ نَائِلٌ وَ لَا يَلْوِيهِ شَخْصٌ عَنْ شَخْصٍ وَ لَا يُلْهِيهِ صَوْتٌ عَنْ صَوْتٍ وَ لَا تَحْجُزُهُ هِبَةٌ عَنْ سَلْبٍ وَ لَا يَشْغَلُهُ غَضَبٌ عَنْ رَحْمَةٍ وَ لَا تُولِهُهُ رَحْمَةٌ عَنْ عِقَابٍ وَ لَا يُجِنُّهُ الْبُطُونُ عَنِ الظُّهُورِ وَ لَا يَقْطَعُهُ الظُّهُورُ عَنِ الْبُطُونِ قَرُبَ فَنَأَى وَ عَلَا فَدَنَا وَ ظَهَرَ فَبَطَنَ وَ بَطَنَ فَعَلَنَ وَ دَانَ وَ لَمْ يُدَنْ لَمْ يَذْرَأِ الْخَلْقَ بِاحْتِيَالٍ وَ لَا اسْتَعَانَ بِهِمْ لِكَلَالٍ أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّهَا الزِّمَامُ وَ الْقِوَامُ فَتَمَسَّكُوا بِوَثَائِقِهَا وَ اعْتَصِمُوا بِحَقَائِقِهَا تَؤُلْ بِكُمْ إِلَى أَكْنَانِ الدَّعَةِ وَ أَوْطَانِ السَّعَةِ وَ مَعَاقِلِ الْحِرْزِ وَ مَنَازِلِ الْعِزِّ فِي يَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصَارُوَ تُظْلِمُ لَهُ الْأَقْطَارُ وَ تُعَطَّلُ فِيهِ صُرُومُ الْعِشَارِ وَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَزْهَقُ كُلُّ مُهْجَةٍ وَ تَبْكَمُ كُلُّ لَهْجَةٍ وَ تَذِلُّ الشُّمُّ الشَّوَامِخُ وَ الصُّمُّ الرَّوَاسِخُ فَيَصِيرُ صَلْدُهَا سَرَاباً رَقْرَقاً وَ مَعْهَدُهَا قَاعاً سَمْلَقاً فَلَا شَفِيعٌ يَشْفَعُ وَ لَا حَمِيمٌ يَنْفَعُ وَ لَا مَعْذِرَةٌ تَدْفَعُ 67 :
اى بندگان خدا آگاه باشيد خداوند شما را بيهوده نيافريده و مهمل و بدون سرپرست نگذاشته، از مقدار و اندازه نعمتش بر شما آگاه واحسان و نيكى خود را بر شما احصاء فرموده است. بنا بر اين از او درخواست پيروزى بر دشمن و رستگارى كنيد، دست نياز را به سوى او دراز و عطا و بخشش را تنها از او بخواهيد؛ قطعا ميان شما و او حجابى نيست و درى بين او و شما بسته نشده است. او در همه جا، در هر لحظه و هر ساعت و با هر كس هست. عطا و بخشش، از قدرت و دارائيش نمى‏كاهد و سائلان نعمتش را تمام نمى‏كنند و عطا شدگان از خزائنش كم نمى‏كنند؛ توجه به يك شخص وى را از ديگرى غافل نمى‏سازد و شنيدن صدائى او را از شنيدن صداى ديگرى باز نمى‏دارد، عطا و بخشش وى به كسى مانع از سلب نعمت از ديگرى نمى‏شود، غضبش او را از رحمت باز نمى‏دارد و رحمتش او را از كيفر و عذاب غافل نمى‏سازد، پنهان بودنش (از چشمها) مانع از آشكار بودنش (در پيشگاه عقل به خاطر آثارش) نيست و ظاهر بودنش (در نزد خرد) وى را از پنهان بودن (از چشمها) جدا نمى‏سازد؛ نزديك است و در عين حال دور، بلند مرتبه است و در همين حال نزديك، آشكار است و پنهان، پنهان است و آشكار، از همه حساب مى‏كشد و كسى از او حساب نتواند خواست. موجودات را با (نياز) فكر و انديشه نيافريده و از آنان به خاطر خستگى و تعب كمك نخواسته است. اى بندگان خدا شما را به تقوا سفارش مى‏كنم كه زمام عبادات و قوام زندگى پر سعادت به تقوا است، پس به وسيله‏هاى مطمئن متمسك شويد و به تقواى حقيقى چنگ زنيد كه شما را به سر منزل آرامش و منزلگاه هاى پر وسعت و قلعه‏هاى محكم و سراهاى عزت مى‏رساند،(اين مراحل سعادت روزى به انسان مى‏بخشد كه) چشمها در آن روز خيره مى‏شود و از حركت باز مى‏ايستد، همه جا در نظر انسان تاريك و گله‏هاى شتر (بهترين ثروت عرب) و مال و اموال فراموش مى‏گردند، در صور دميده مى‏شود، قلبها از كار مى‏افتد، زبانها بند مى‏آيد، كوههاى بلند و سنگهاى محكم به هم خورد آن چنان كه قسمتهاى سخت و محكم درهم ريخته، نرم مى‏شوند، جاى آنها چنان صاف و هموار مى‏گردد كه گويا كوهى وجود نداشته است، در آن روز نه شفيعى است كه شفاعت كند و نه دوستى كه سودى بخشد و نه عذر موجهى كه كيفر را بر طرف سازد.”

سه. در غالب شهادتهاي امام علي(ع) از وضعيت پيش از بعثت نيز ياد شده است. به عبارت ديگر، امام علي(ع) با ذکر آثار بعثت در شهادتهاي آغاز خطبه ها، از وضعيت پيش از آن نيز ياد کرده و امکان مقايسه را براي شنوندگان فراهم آورده است؛ مانند:

” أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (ص) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ نَجِيبُهُ وَ صَفْوَتُهُ لَا يُؤَازَى فَضْلُهُ وَ لَا يُجْبَرُ فَقْدُهُ أَضَاءَتْ بِهِ الْبِلَادُ بَعْدَ

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید