فضاي مناسب براي کنشگر در جهت انتخاب عقلاني موثر دانسته و معتقد است انتخاب عقلاني و عقلانيت گزينشي در فضاي عمومي کنشگران داراي اهميت فراوان است و سبب تقويت اعتماد بين شخصي و افزايش مشارکت عمومي مي شود. ولي پاتنام معتقد است که تلويزيون با اختصاص دادن اوقات فراغت افراد به خود، مشارکت اجتماعي و ارتباطات اجتماعي آنان را کاهش مي دهد و از آنجا که او بين مشارکت مدني، اعتماد اجتماعي و سرمايه اجتماعي ارتباط قائل است، استدلال مي کند با کاهش مشارکت اجتماعي، ميزان سرمايه اجتماعي افراد در جامعه کاهش مي يابد.
نتيجه آزمون فرضيه هاي تحقيق نشان مي دهد که بين ميزان استفاده تلويزيون داخلي با سرمايه اجتماعي رابطه معناداري بدست آمده است که اين ارتياط مستقيم و مثبت است. بدين معني که مي توان گفت هر چه ميزان استفاده از تلويزيون داخلي توسط افراد افزايش مي يابد سرمايه اجتماعي آنان نيز افزايش مي يابد. اين يافته با نتايج تحقيقات حسين پور و معتمد نژاد(1390)؛ جعفرنيا(1389)؛ اولکن(2009)؛ چريستوفر و استرم(2006) همخواني دارد. حسين پور و معتمدنژاد(1390) در پژوهش خود نشان دادند که تلويزيون موجب گرد آمدن افراد در کنار هم و عاملي براي تقويت شبکه روابط و تعاملات بين افراد خانواده شده است. هوميرو و همکارانش(2012) نيز دريافتند که رسانه هاي ديجيتالي مي توانند پيش بيني کننده قوي و مثبت از سرمايه اجتماعي افراد و رفتارهاي مشارکتي سياسي و مدني آنان باشند.
همچنين بر اساس نتايج اين پژوهش در خصوص رابطه ميزان استفاده از تلويزيون داخلي با ابعاد سرمايه اجتماعي، تنها در بخش اعتماد اجتماعي رابطه معناداري مشاهده شد و در بخش هاي شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي و مشارکت اجتماعي با ميزان تماشاي تلويزيون داخلي رابطه معناداري وجود ندارد. اين يافته تحقيق نيز با نتايج تحقيق حسين پور و معتمدنژاد(1390) و جعفرنيا(1389) همخواني دارد. کلمن براي رسانه هاي همگاني، نقش ويژه اي به عنوان منابع اطلاعاتي و نيز واسطه هاي اعتماد تعريف مي کند. به اين معني که با ظهور رسانه ها و فراهم شدن امکان ارتباط سريع و دسترسي به اطلاعات، اعتماد مبتني بر احساس و اوهام در بين افراد کاهش مي يابد. علاوه بر اين رسانه هاي جمعي نقش مهمي در اعتماد افراد به نهادهاي اجتماعي دارند.
بر اساس يافته هاي اين تحقيق بين ميزان تماشاي تلويزيون ماهواره اي با سرمايه اجتماعي رابطه معني داري وجود ندارد. در خصوص ابعاد سرمايه اجتماعي، در حالي که بين ميزان تماشاي تلويزيون و شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي رابطه معني داري مشاهده نشد، بين ميزان تماشاي تلويزيون ماهواره اي و دو بعد مشارکت اجتماعي و اعتماد اجتماعي رابطه معکوس و معني داري مشاهده مي شود. نتايج پژوهش اولکن(2009) نيز نشان داد که افزايش سيگنالهاي دريافتي که منجر مي شد پاسخگويان زمان بيشتري به تماشاي تلويزيون و گوش دادن به راديو سپري کنند، با کاهش مشارکت در سازمانهاي اجتماعي و کاهش اعتماد همراه است. بعلاوه، پاتنام تلويزيون را از مظاهر دوران پست مدرن و از عوامل تضعيف روحيه شهروندي فعال و سرمايه اجتماعي مي داند. تلويزيون و گسترش دامنه استفاده از آن در خانواده ها باعث کاهش دامنه زندگي اجتماعي و مدني شده و افراد کم تر وقتي را صرف دوستان و حتي خانواده مي کنند و در سازمانهاي اجتماعي و امور عمومي تر کمتر مشارکت مي کنند؛ همچنين باعث خصوصي شدن اوقات فراغت مي شود. او تلويزيون را بزرگترين علت زوال سرمايه اجتماعي در امريکا مي داند، به اين علت که مردم به جاي معاشرت، خانه نشين مي شوند و حالت انفعالي، بي حالي و رخوت ايجاد مي کند و فعاليت مردم را مي کاهد. در ضمن محتواي بسياري از نمايشهاي تلويزيوني را عليه معاشرت و شهروند فعال بودن مي داند.
در توضيح رابطه مستقيم تماشاي تلويزيون داخلي با اعتماد اجتماعي در مقايسه با رابطه معکوس تماشاي تلويزيون ماهواره اي شايسته است يک نکته مورد توجه قرار گيرد. اول آنکه از آنجا که در ايران امر مديريت و نظارت بر تلويزيون بر عهده مقامات دولتي است، بنابراين سوي گيري پيامها معطوف به تقويت و حمايت نهادهاي داخلي است و سعي مي شود با ارائه يک تصوير مثبت از عملکرد آنها اعتماد مردم نسبت به آنها افزايش يابد و در نتيجه يکپارچگي مخاطبان با نظام سياسي تثبيت شود. اما در مورد تلويزيون ماهواره اي شرايط ديگري وجود دارد، به اين معنا که به طور کلي تلويزيون هاي ماهواره اي برون مرزي که خارج از دايره نظارت دولتي عمل مي کنند و هم برخي از آنها داراي سوي گيري منفي نسبت به نظام جمهوري اسلامي هستند، سوگيري پيامها معطوف به تضعيف نهادهاي داخلي مي باشد و در نتيجه بي اعتمادي در جامعه تشديد مي شود. ديدگاه هارولدلاسول نظر فوق را تاييد مي کند.” او به وجود يک رابطه مستقيم ميان اهداف صاحبان رسانه و اثرات رسانه قائل است. از نظر او در مطالعه تاثير رسانه ها شايسته است به نقش صاحبان رسانه توجه شود. چي هربرت التشول هم اظهار مي دارد که وسايل ارتباط جمعي در هر سيستم اجتماعي نمايندگان قدرتهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي موجود هستند”(سورين و تانکارد، 1381: 447-450).
بر اساس يافته هاي اين تحقيق بين ميزان استفاده از اينترنت با سرمايه اجتماعي رابطه معني داري وجود ندارد. همچنين بر اساس نتايج اين پژوهش در خصوص رابطه ميزان استفاده از اينترنت با ابعاد سرمايه اجتماعي، تنها در بخش اعتماد اجتماعي رابطه معناداري مشاهده شد و در بخش هاي شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي و مشارکت اجتماعي با ميزان تماشاي تلويزيون داخلي رابطه معناداري وجود ندارد. اين يافته با نتايج تحقيق محمدي و همکاران(1389)؛ چريستوفر(2008) همخواني دارد. چريستوفر(2008) معتقد است که تاثير اينترنت بر اعتماد بين فردي به واسطه تاثير استفاده از اينترنت و دريافت اطلاعات زياد است. در حالي که با نتايج تحقيق فرلندر(2003)، جواهري و باقري(1386) همخواني ندارد. نتايج تحقيق فرلندر(2003) نشان داد که استفاده از اينترنت باعث افزايش ارتباطات اجتماعي و حس تعلق اجتماعي مي شود.
اطلاعات اين پژوهش ضمن آنکه برخي از فرضيات تحقيق در شکل کلي آن تاييد مي کند، نشان مي دهد که رابطه بين رسانه و سرمايه اجتماعي پيچيده و چند وجهي است؛ زيرا نوع رسانه مورد استفاده با برخي و نه همه ابعاد سرمايه اجتماعي ارتباط دارد. نهايتا مي توان چنين استنتاج نمود که هر چند که در دنياي معاصر رسانه ها يکي از ارکان لايتغير زندگي اجتماعي به شمار مي روند و در پيريزي بخش عمده اي از نگرش هاي و گرايشهاي مردم مشارکت دارند، اما به منظور تعيين دقيق آثار آن لازم است پيچيدگيها و تنوعات آن مدنظر پژوهشگران قرار گيرد.

5-3-محدوديتهاي پژوهش
محققان در تحقيقات علوم انساني به دليل اينکه انسانها مورد مطالعه قرار مي گيرند با محدوديتهاي مواجه مي شوند. تحقيق حاضر نيز از اين قاعده مستثني نيست. محقق با دقت وتلاش هاي فراوان سعي كرده است تا حدي اين محدوديت ها و تاثيرات آنها را كاهش دهد، با اين حال عواملي وجود داشته اند كه قابل كنترل نبوده اند اين عوامل عبارتند از:
– با توجه به اينکه در مطالعات پيمايشي همبستگي هاي موجود بين متغيرها احتمالا خود معلول وجود رابطه اي ميان هر يک از متغيرها با متغير سومي باشد، لذا اين مورد را مي توان به عنوان محدوديت در اين گونه تحقيقات ذکر نمود. محققان بايستي با استفاده از همبستگي هاي جزئي و يا با استفاده از تحليل واريانس اين مشکل را حل نمود.
– ابزار جمع آوري اطلاعات فقط پرسشنامه بوده است و ساير ابزار گردآوري اطلاعات نظير مشاهده يا مصاحبه با افراد استفاده نشده است.
– احتمال تكميل تعدادي از پرسشنامه ها بدون فكر و تامل كافي .
– كمبود منابع فارسي و مطالعات داخلي در زمينه مورد پژوهش.

5-4-پيشنهادات پژوهش
5-4-1-پيشنهادات کاربردي:
با توجه به اينکه يکي از نتايج اصلي اين پژوهش وجود همبستگي مستقيم و معناداري بين ميزان استفاده از تلويزيون داخلي با سرمايه اجتماعي است. يعني با بالا رفتن ميزان استفاده از رسانه هاي جمعي، سرمايه اجتماعي نيز افزايش مي يابد. لذا پيشنهاد مي شود رسانه هاي جمعي به خصوص تلويزيون تلاش بيشتري براي جذب مخاطبين به عمل آورند و در ايجاد نگرش مثبت در ذهن مخاطبين، نسبت به خود اهتمام ورزند. يکي از راهکارهاي نيل به اين سمت و سو نمايش تصوير کامل و دقيقي از واقعيتهاي اجتماعي است. چرا که انتشار به موقع، درست و جامع اخبار و عدم سانسور اطلاعات و اخبار، مي تواند دامنه اعتماد اجتماعي را در جامعه گسترش دهد. از طرفي رسانه ها بايد با بازخواني و باز انديشي در شکل و محتواي برنامه هاي خود به مضامين تقويت و گسترش ابعاد سرمايه اجتماعي بپردازند. همچنين بايد خواسته ها و نيازهاي اقشار مختلف جامعه را به مسئولان اعلام نمايند و از طرفي فعاليتهاي دولت را اطلاع رساني کنند تا بدين وسيله به توليد سرمايه اجتماعي بپردازند. همچنين رسانه ها مي توانند با آموزش و تبليغ ارزشها و هنجارهاي رسمي کشور نيز زمينه هاي لازم براي انجام توافقات اساسي بين اقشار مختلف مردم رامحقق کنند و زمينه هاي ايجاد و افزايش سرمايه اجتماعي را مهيا سازند.

5-4-2-پيشنهادات پژوهشي
– از آنجا که برخي مدلهاي نظري تعاريف سرمايه اجتماعي به تنهايي(مانند، اعتماد يا مشارکت) مي پردازند؛ بنابراين براي بررسي همه عناصر مفهومي سرمايه اجتماعي استفاده از ترکيب مدلهاي نظري پيشنهاد مي گردد.
– از آنجائيکه رابطه بين رسانه و سرمايه اجتماعي پيچيده و چند وجهي است، لذا پيشنهاد ميشود تحقيقات ديگري در زمينه رابطه انواع رسانه هاي گروهي(تلويزيون، روزنامه، راديو، اينترنت و…) با ابعاد مختلف سرمايه اجتماعي انجام شود.
– پيشنهاد مي شود تحقيقي در زمينه رابطه بين سرمايه اجتماعي خانواده و رسانه هاي جمعي انجام شود.
– پيشنهاد مي شود تحقيقي در زمينه رابطه بين سرمايه اجتماعي و رسانه هاي جمعي با در نظر گرفتن نقش متغير ميانجي طبقه اقتصادي- اجتماعي انجام شود.

فهرست منابع

منابع فارسي
کتاب:
اميرتيموري، محمدحسن(1377). رسانه هاس آموزشي، شيراز: انتشارات ساسان.
بنت، اندي(1386). فرهنگ و زندگي روزمره، ترجمه: ليلا جوافشاني و حسن چاوشيان، تهران: نشر اختران.
بهرامي کميل، نظام(1388). نظريه رسانه ها، تهران: انتشارات کوير.
بورديو، پير(1384). شکلهاي سرمايه چاپ شده در سرمايه اجتماعي(اعتماد، دموکراسي و توسعه)، گردآوردنده کيان تاجبخش و مترجمان افشين خاکباز و حسن پويان، تهران: نشر شيرازه.
پانتام، رابرت (1384) سرمايه اجتماعي: اعتماد، دموکراسي و توسعه، ترجمه افشين خاکباز و حسن پويان، تهران: انتشارات شيراز.
تونکيس، فران(1387). اعتماد، سرمايه اجتماعي و اقتصاد چاپ شده در اعتماد و سرمايه اجتماعي، لزلي همس و فران تونکيس ترجمه محمدتقي دلفروز، تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگي و اجتماعي.
جنکينز، ريچارد(1385). پيير بورديو، ترجمه ليلا جوافشاني و حسن چاوشيان، تهران: نشر ني.
جوادي يگانه، محمدرضا، ستاره فروزان و علي قنبري(1384). سرمايه اجتماعي و نقش رسانه ها در تقويت آن، مجموعه مقاله هاي نخستين سمپوزيوم سرمايه اجتماعي و رفاه اجتماعي، چاپ اول، انتشارات دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، 135-155.
دادگران، محمد؛ مباني ارتباطات جمعي، تهران، مرواريد، 1385، چاپ نهم.
ساروخاني باقر(1375). جامعه شناسي ارتباطات، تهران: انتشارات اطلاعات.
سورين، ورنر، تانکارد، جميز(1381). نظريه هاي ارتباطات، ترجمه عليرضا دهقان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
سيدمحسني، سيدشهاب(1389). ارتباطات رسانه اي در روابط عمومي، تهران:

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید