نکرده است.
5-از بين آزمودني هاي پاسخگوي مورد بررسي وضعيت اشتغال317 نفر (8/82 درصد) شاغل ، 11 نفر (9/2 درصد) بيکار در جستجوي کار ، 29 نفر (6/7 درصد) خانه دار، 10 نفر (6/2 درصد) بازنشسته و 16 نفر (2/4 درصد) دانشجو هستند. در ضمن1 نفر از آزمودني ها وضعيت اشتغال خود را مشخص نکرده است.

5-1-2:نتايج توصيفي متغيرهاي تحقيق
1- از بين 384 آزمودني مورد بررسي ،2 نفر (5/0 درصد) نمره سرمايه اجتماعي آنها خيلي کم ،94 نفر (5/24 درصد) کم ،243 نفر (3/63 درصد) متوسط ،43 نفر (2/11 درصد) زياد و 2 نفر (5/0 درصد) نمره سرمايه اجتماعي آنها خيلي زياد است. که در مجموع 45 نفر (7/11 درصد) نمره سرمايه اجتماعي آنها مثبت (زياد و خيلي زياد) است.
2- از بين 384 آزمودني مورد بررسي ،15 نفر (9/3 درصد) نمره اعتماد اجتماعي آنها خيلي کم ،71 نفر (5/18 درصد) کم ،205 نفر (4/53 درصد) متوسط ،86 نفر (4/22 درصد) زياد و 7 نفر (8/1 درصد) نمره اعتماد اجتماعي آنها خيلي زياد است. که در مجموع 93 نفر (2/24 درصد) نمره اعتماد اجتماعي آنها مثبت (زياد و خيلي زياد) است.
3- از بين 384 آزمودني مورد بررسي ،22 نفر (7/5 درصد) نمره شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي آنها خيلي کم ،155 نفر (4/40 درصد) کم ،167 نفر (5/43 درصد) متوسط و 40 نفر (4/10 درصد) نمره شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي آنها زياد است. که در مجموع 40 نفر (4/10 درصد) نمره شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي آنها مثبت (زياد و خيلي زياد) است.
4- از بين 384 آزمودني مورد بررسي ،15 نفر (9/3 درصد) نمره تعامل اجتماعي آنها خيلي کم ،88 نفر (9/22 درصد) کم ،190 نفر (5/49 درصد) متوسط،73 نفر (0/19درصد) زياد و 18 نفر (7/4 درصد) نمره تعامل اجتماعي آنها خيلي زياد است. که در مجموع 91 نفر (7/23 درصد) نمره تعامل اجتماعي آنها مثبت (زياد و خيلي زياد) است.

5-1-3- نتايج فرضيه هاي اصلي
فرضيه اصلي اول: بين متوسط ميزان استفاده از اينترنت و سرمايه اجتماعي رابطه وجود دارد. رابطه بين متوسط ميزان استفاده از اينترنت و سرمايه اجتماعي با استفاده از آزمونهاي همبستگي پيرسون و اسپيرمن محاسبه شد و چون -p مقدار(P-value) محاسبه شده در هر دو آزمون (ضريب همبستگي تاوbکندال 020/0 و ضريب همبستگي اسپيرمن 033/0) بزرگتر از سطح معناداري 05/0 است لذا فرض صفر رد نمي شود. بنابراين بين متوسط ميزان استفاده از اينترنت و سرمايه اجتماعي رابطه معني داري وجود ندارد. همبستگي مثبت و ضعيفي بين دو متغير مشاهده مي شود که از نظر آماري معني دار نمي باشد.
فرضيه اصلي دوم: بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون داخل کشور و سرمايه اجتماعي رابطه وجود دارد. رابطه بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون داخل کشور و سرمايه اجتماعي با استفاده از آزمونهاي همبستگي تاوbکندال و اسپيرمن محاسبه شد و چون -p مقدار(P-value) محاسبه شده در آزمون(ضريب همبستگي اسپيرمن 118/0) کمتر از سطح معناداري 05/0 است لذا فرض صفر رد مي شود. بنابراين بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون داخل کشور و سرمايه اجتماعي رابطه معني داري وجود دارد. همبستگي مستقيم و مثبتي بين دو متغير وجود دارد. بدين معني که افزايش ميزان استفاده از تلويزيون داخل کشور، افزايش سرمايه اجتماعي را موجب مي شود و بالعکس.
فرضيه اصلي سوم: بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و سرمايه اجتماعي رابطه وجود دارد. رابطه بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و سرمايه اجتماعي با استفاده از آزمونهاي همبستگي تاوbکندال و اسپيرمن محاسبه شد و چون -p مقدار(P-value) محاسبه شده در هر دو آزمون(ضريب همبستگي تاوbکندال 068/0 – و ضريب همبستگي اسپيرمن 097/0-) بزرگتر از سطح معناداري 05/0 است لذا فرض صفر رد نمي شود. بنابراين بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و سرمايه اجتماعي رابطه معني داري وجود ندارد. همبستگي منفي و ضعيفي بين دو متغير مشاهده مي شود که از نظر آماري معني دار نمي باشد.

5-1-2-نتايج فرضيه‌هاي فرعي
فرضيه فرعي اول: بين متوسط ميزان استفاده از اينترنت و اعتماد اجتماعي رابطه وجود دارد. رابطه بين متوسط ميزان استفاده از اينترنت و اعتماد اجتماعي با استفاده از آزمونهاي همبستگي تاوbکندال و اسپيرمن محاسبه شد و چون -p مقدار(P-value) محاسبه شده در آزمون همبستگي (ضريب همبستگي تاوbکندال 072/0) کمتر از سطح معناداري 05/0 است لذا فرض صفر رد مي شود. بنابراين بين متوسط ميزان استفاده از اينترنت و اعتماد اجتماعي رابطه معني داري وجود دارد. همبستگي مستقيم و مثبتي بين دو متغير وجود دارد. بدين معني که افزايش ميزان استفاده از اينترنت، افزايش اعتماد اجتماعي را موجب مي شود و بالعکس.
فرضيه فرعي دوم: بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون داخل کشور و اعتماد اجتماعي رابطه وجود دارد. رابطه بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون داخل کشور و اعتماد اجتماعي با استفاده از آزمونهاي همبستگي تاوbکندال و اسپيرمن محاسبه شد و چون -p مقدار(P-value) محاسبه شده در هر دو آزمون(ضريب همبستگي تاوbکندال 130/0 و ضريب همبستگي اسپيرمن 185/0) کمتر از سطح معناداري 05/0 است لذا فرض صفر رد مي شود. بنابراين بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون داخل کشور و اعتماد اجتماعي رابطه معني داري وجود دارد. همبستگي مستقيم و مثبتي بين دو متغير وجود دارد. بدين معني که افزايش ميزان استفاده از تلويزيون داخل کشور، افزايش اعتماد اجتماعي را موجب مي شود و بالعکس.
فرضيه فرعي سوم: بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و اعتماد اجتماعي رابطه وجود دارد. رابطه بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و اعتماد اجتماعي با استفاده از آزمونهاي همبستگي تاوbکندال و اسپيرمن محاسبه شد و چون -p مقدار(P-value) محاسبه شده در هر دو آزمون(ضريب همبستگي تاوbکندال 076/0- و ضريب همبستگي اسپيرمن 107/0-) کمتر از سطح معناداري 05/0 است لذا فرض صفر رد مي شود. بنابراين بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و اعتماد اجتماعي رابطه معني داري وجود دارد. همبستگي منفي بين دو متغير وجود دارد. بدين معني که افزايش ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) ، کاهش اعتماد اجتماعي را موجب مي شود و بالعکس.
فرضيه فرعي چهارم: بين متوسط ميزان استفاده از اينترنت و مشارکت اجتماعي رابطه وجود دارد. رابطه بين متوسط ميزان استفاده از اينترنت و مشارکت اجتماعي با استفاده از آزمونهاي همبستگي تاوbکندال و اسپيرمن محاسبه شد و چون -p مقدار(P-value) محاسبه شده در هر دو آزمون(ضريب همبستگي تاوbکندال 064/0 – و ضريب همبستگي اسپيرمن 089/0-) بزرگتر از سطح معناداري 05/0 است لذا فرض صفر رد نمي شود. بنابراين بين متوسط ميزان استفاده از اينترنت و مشارکت اجتماعي رابطه معني داري وجود ندارد. همبستگي منفي و ضعيفي بين دو متغير مشاهده مي شود که از نظر آماري معني دار نمي باشد.
فرضيه فرعي پنجم: بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون داخل کشور و مشارکت اجتماعي رابطه وجود دارد. رابطه بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون داخل کشور و مشارکت اجتماعي با استفاده از آزمونهاي همبستگي تاوbکندال و اسپيرمن محاسبه شد و چون -p مقدار(P-value) محاسبه شده در هر دو آزمون(ضريب همبستگي تاوbکندال 001/0 و ضريب همبستگي اسپيرمن 001/0) بزرگتر از سطح معناداري 05/0 است لذا فرض صفر رد نمي شود. بنابراين بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون داخل کشور و مشارکت اجتماعي رابطه معني داري وجود ندارد.
فرضيه فرعي ششم: بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و مشارکت اجتماعي رابطه وجود دارد. رابطه بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و مشارکت اجتماعي با استفاده از آزمونهاي همبستگي تاوbکندال و اسپيرمن محاسبه شد و چون -p مقدار(P-value) محاسبه شده در هر دو آزمون(ضريب همبستگي تاوbکندال 096/0 – و ضريب همبستگي اسپيرمن 133/0-) کمتر از سطح معناداري 05/0 است لذا فرض صفر رد مي شود. بنابراين بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و مشارکت اجتماعي رابطه معني داري وجود دارد. همبستگي منفي بين دو متغير وجود دارد. بدين معني که افزايش ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) ، کاهش مشارکت اجتماعي را موجب مي شود و بالعکس.
فرضيه فرعي هفتم: بين متوسط ميزان استفاده از اينترنت و شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي رابطه وجود دارد. رابطه بين متوسط ميزان استفاده از اينترنت و شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي با استفاده از آزمونهاي همبستگي تاوbکندال و اسپيرمن محاسبه شد و چون -p مقدار(P-value) محاسبه شده در هر دو آزمون(ضريب همبستگي تاوbکندال 033/0 و ضريب همبستگي اسپيرمن 052/0) بزرگتر از سطح معناداري 05/0 است لذا فرض صفر رد نمي شود. بنابراين بين متوسط ميزان استفاده از اينترنت و شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي رابطه معني داري وجود ندارد.
فرضيه فرعي هشتم: بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون داخل کشور و شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي رابطه وجود دارد. رابطه بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون داخل کشور و شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي با استفاده از آزمونهاي همبستگي تاوbکندال و اسپيرمن محاسبه شد و چون -p مقدار(P-value) محاسبه شده در هر دو آزمون(ضريب همبستگي تاوbکندال 033/0 و ضريب همبستگي اسپيرمن 052/0) بزرگتر از سطح معناداري 05/0 است لذا فرض صفر رد نمي شود. بنابراين بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون داخل کشور و شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي رابطه معني داري وجود ندارد.
فرضيه فرعي نهم: بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي رابطه وجود دارد. رابطه بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي با استفاده از آزمونهاي همبستگي تاوbکندال و اسپيرمن محاسبه شد و چون -p مقدار(P-value) محاسبه شده در آزمون(ضريب همبستگي اسپيرمن 052/0) بزرگتر از سطح معناداري 05/0 است لذا فرض صفر رد نمي شود. بنابراين بين متوسط ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي رابطه معني داري وجود ندارد.

5-2- بحث و بررسي
رسانه هاي جمعي بي شک از پديده هاي بارز جهان معاصر به شمار مي روند، سهم آنها در تحول فرهنگي و اجتماعي جامعه بشري در صد سال گذشته به حدي بوده است که دوران کنوني را “عصر ارتباطات” ناميده اند. محققان معتقدند رسانه ها با ارائه اطلاعات گوناگون به مخاطبان، دانش و نگرش آنها را درباره موضوعات متفاوت تحت تاثير قرار مي دهند، و به شکل گيري الگوهاي کنش در بين مخاطبان کمک مي کنند تا در موقعيتهاي متفاوت دست به کنش بزنند(حسين پور، معتمدنژاد، 1390: 167). در اين بين تلويزيون و اينترنت به عنوان پر مخاطب ترين رسانه ها، تاثير بيشتري در شکل گيري عقايد، باورها و طرز فکر افراد در زمينه هاي گوناگون دارند و به موازات نهادهاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، آموزشي، مذهبي و خانوادگي جامعه، نقش مهمي در طرز فکر افراد جامعه دارند. از جمله حوزه هاي تاثيرپذير از رسانه ها را مي توان حوزه سرمايه اجتماعي در هر جامعه اي نام برد.
انديشمندان معتقدند که رسانه ها به عنوان منبع مهم اطلاعات و همچنين يکي از عوامل اصلي فرايند جامعه پذيري نقش موثري در شکل گيري سرمايه اجتماعي در جامعه دارند، و به اشکال متفاوت موجب افزايش يا کاهش شکل گيري سرمايه اجتماعي مي گردند. بورديو رسانه هاي جمعي را از طريق شرايط و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید