0 ).

1-2-بيان مسئله
خانواده به عنوان كوچكترين واحد اجتماعي اساس تشكيل جامعه و حفظ روابط انساني را برعهده دارد. پيوندهاي درون خانواده ها مكان هايي براي شكل گيري الگوهاي رفتاري نوجوانان است كه آنان را در بسياري از تصميمات رفتاري و روابط اجتماعي راهنمايي مي كند (رايت و فيتزپاتريك،2006: 1386). خانواده داراي کارکردهاي مهمي از جمله : بازتوليد نيروي انساني، تامين نيازهاي عاطفي و سلامت رواني ، ارتقاي ظرفيت تحمل و مدارا، نقش سازنده در تامين يکپارچگي اجتماعي از طريق جامعه پذيري و تربيتي فرزندان و ارائه الگوها و هنجارهاي اخلاقي و رفتاري مي باشد. همگي اينها تضمين کننده نقش اجتماعي خانواده و رابطه اين نهاد مهم با “سرمايه اجتماعي” است؛ تا آنجا که مي توان از واقعيتي تحت عنوان “سرمايه خانواده” سخن گفت(روحاني، 1389: 14).
سرمايه اجتماعي به ارزش?ها و هنجارهايي مربوط است که از پيوندها و روابط متقابل گروهي و اجتماعي تفاهم شده مردم نشأت گرفته و به نوبه خود پديد?آورنده آن پيوندها و روابط نيز محسوب مي?شوند (سجادي،1388: 16). سرمايه اجتماعي شبكه هايي با هنجارهاي اعتماد و عمل متقابل است كه با ساختار روابط اجتماعي خاص بين كنشگران مشخص مي شود. بنابراين كيفيت خاصي به روابط اجتماعي مي بخشد و همبستگي جمعي را تقويت مي كند. سرمايه اجتماعي بين افراد و گروه هاي مختلف جامعه نوعي همكاري و اعتماد اجتماعي ايجاد مي كند و در افراد نوعي احساس تعلق و وابستگي به گروه و جامعه به وجود مي آورد. هم چنين سرمايه اجتماعي كيفيت خاصي از ساختار روابط اجتماعي افراد است كه كنش افراد را در موقعيت هاي مختلف تسهيل مي كند. سرمايه اجتماعي مي تواند نگرشها و طرز تلقي افراد نسبت به اقوام موجود در جامعه و مليت خود را تحت تاثير قرار دهد.اصولاً شرط برقراري ارتباط با ديگران در جوامع مدرن اين است كه افراد پيوندهاي خود را وراي اجتماعات محلي گسترش دهند و اين منوط به آن استكه بر خلاف آن چه در جوامع سنتي رايج است افراد كساني را كه دوست نيستند، دشمن نبينند و غريبه،دشمن تلقي نگردد و افراد يكديگر را به عنوان يك شخص منحصر به فرد كه داراي قابليت هاي خاص خود است ببينند و خاص گرايي در روابط جاي خود را به عام گرايي دهد (انعام ، 6:1381). رابرت پاتنام كه يکي از برجسته ترين نظريه پردازان سرمايه اجتماعي معتقد است که واژه سرمايه اجتماعي و نظريهسرمايه اجتماعي درواقع چارچوبي براي تفکر بسيار دقيق و حتي رياضيوار درباره روابط اجتماعي را ايجادميکند(پاتنام،1384: 118). اين مفهوم به افراد وگروه ها اين توانايي را مي دهد تا شبکه اي از روابط اجتماعي را نسبت به يکديگر حفظ و تداوم بخشند.
مطالعات مردم شناسان و جامعه شناسان بيانگر اثرات منفي مدرنيزم و ارتباط آن در تضعيف و تغيير اخلاق و سرمايه اجتماعي در خانواده هاي ايراني است . علايم اين بحران را مي توان در سست شدن روابط متقابل ميان خانواده هايي كه تحت عنوان يک شبكه خويشاوندي قرار داشتند و به وجود آمدن فرد گرايي منفي و غير عقلاني و رشد انواع آسيب هاي اجتماعي در جامعه ايران دريافت. كاهش مبادلات اجتماعي ميان خانواده ها و ضعف روابط خانوادگي خود آسيب هاي اجتماعي رواني فراواني خواهد داشت. تحقيقاتي كه در زمينه سنجش و مطالعه سرماية اجتماعي در ايران صورت گرفته ، نيز وضعيت سرماية اجتماعي را نامطلوب ارزيابي مي كنند كه حا كي از فضاي بي اعتمادي گسترده درسطح جامعه است(تاجبخش و همکاران، 1382؛ شارع پور، 1380).
در اين بين نقش رسانه هاي جمعي در ترويج سرمايه اجتماعي و سوق دادن آحاد جامعه به سمت مشاركت اجتماعي اهميت فراواني مي باشند. رسانه عبارت است از وسيله انتقال پيام، معلومات و اطلاعات به توده هاي مردم(اساس، 1385). به طور كلي، منظور آن دسته از وسايل ارتباطي است كه در تمدنهاي جديد به وجود آمده و مورد استفاد ه اند و ويژگي اصلي آن ها قدرت و توانايي زياد و شعاع عمل وسيع است. مي توان راديو ، تلويزيون، سينما، كاست، اينترنت و تلفن را در رديف رسانه هاي الكترونيك و روزنامه، مجله و كتاب را در رديف رسانه هاي چاپي قرار دارد(كازنو، 1367).
رسانه هاي جمعي با توجه به گستردگي و نفوذ خود در جامعه نقش خاصي در سرمايه اجتماعي دارند، کارکرد رسانه ها در اطلاع رساني و آگاه کردن افراد از واقعيت هاي محيط، آموزش هنجارها و ارزشها رايج و اجتماعي کردن افراد، ايجاد همدلي و انسجام اجتماعي در بين افراد را ميتوان از عوامل اصلي فرآيند جامعه پذيري دانست. رويکردها و رهيافت هاي متعدد نشان دهنده توانايي تاثير بسيار فراوان رسانه ها در فرايند زندگي افراد در جامعه مي باشند، علاوه بر آن، رسانه ها به اشکال متفاوت موجب شکل گيري سرمايه اجتماعي-افزايش يا کاهش- شده و به تصورات افراد از محيط شکل مي دهند. رسانه ها مي توانند با ارائه تصويري زشت يا زيبا از جامعه به شکل گيري الگوهاي کنش در بين مخاطبان کمک کنند- اين الگوهاي کنش به افراد کمک مي کنند- تا در موقعيتهاي متفاوت کنشهاي گوناگوني را که باعث شکل گيري اعتماد يا مشارکت مدني مي شود را از خود بروز دهند(حسين پور و معتمدنژاد، 1390: 131).
با توجه به اينکه تقويت سرمايه اجتماعي در هرخانواده و جامعه اي مي تواند موجب ايجاد و استحکام پيوندهاي اجتماعي شده و حس مشارکت و اعتماد اجتماعي را افزايش دهد، بررسي علل تقويت سرمايه اجتماعي از مسائل مهم در جوامع مي باشد. با عنايت به نقش قابل ملاحظه رسانه ها بر مولفه هاي سرمايه اجتماعي، در اين پژوهش ما برآنيم تا نقش رسانه هاي جمعي در وضعيت سرمايه اجتماعي خانواده هاي ساکن بندرعباس را مورد بررسي قرار دهيم.

1-3-اهميت و ضرورت پژوهش
سرمايه اجتماعي اصولاً يک مبحث اجتماعي است که به حوزه علوم اقتصادي و سياسي نيز کشيده شده است . جاي پاي اين مبحث را در تمامي روابط و گروههاي اجتماعي مي توان مشاهده كرد.گروه هاي اجتماعي از قبيل گروه هاي مذهبي( مسجد ،کليسا)، ورزشي (باشگاه ها) ، مدني ( انجمن ها ، اتحاديه ها ، احزاب و مطبوعات ) ، آموزشي و تربيتي ( انجمن او لياء و مربيان) با مفهوم سرمايه اجتماعي و کاربرد آن ارتباط دارند . لذا اين مفهوم در روابط همسايگي ، دوستانه ، شغلي و خانوادگي ديده مي شود .. اساس بحث اين است که روابط اجتماعي داراي ارزش براي افراد است . يعني در جامعه گنجي وجود دارد که افراد در اثر تعامل با يکديگر از اين گنج بهره برداري مي کنند. پيامدهاي مثبت افزايش سرمايه اجتماعي از سوي نظريه پردازان مورد تأكيد بوده و از جانب پژوهشگران در حوزه هاي مختلف به اثبات رسيده است ” در گزارشي كه سازمان همكاري هاي اقتصادي و توسعه او. اي. سي. دي در سال 2001 منتشر كرد ارتباط ميان سرمايه اجتماعي با مفاهيمي مانند : بهبود سلامت ، خشنودي بيشتر، مراقبت بهتر از كودكان، جرايم كمتر و برخورداري از حكومتي بهتر را مورد تاكيد قرار داده است” (فاتحي و ديگران،15:1383). بعلاوه سرمايه اجتماعي، به دليل قابليت تبديل به ديگر سرمايه ها و نقشي که در افزايش کارايي آن ها دارد و نيز قابليتي که در توضيح پيامدهاي متنوع اقتصادي، سياسي در ساخت هاي مشابه دارد، در تدوين شاخص هاي توسعه پايدار مورد توجه سازمان هاي بين المللي قرار گرفته است(ذکايي و روشن فکر، 1385: 8). افزون براين”پذيرش و محبوبيت سرمايه اجتماعي، به جهت کاربرد آن در سطوح مختلف(خرد، ميانه و کلان) در حوزه هاي مختلف زندگي اجتماعي و اقتصادي است. دولت ها با آگاهي از کاربرد سرمايه اجتماعي در فقرزدايي، به استفاده از آن در برنامه ها و سياستهاي اجتماعي خود مي پردازند”(شارع پور، 1386: 150). بنابراين مطالعه سرمايه اجتماعي در سطوح مختلف فردي، ساختاري(اجتماعي) و فرهنگي جامعه و عوامل موثر بر آن مي تواند به شناخت تحولات فرهنگي و اجتماعي جامعه و شرايط حفظ و تداوم ارزشهاي آن کمک شاياني بنمايد.

1-4- هدف کلي
– بررسي رابطه بين رسانه هاي ارتباط جمعي وسرمايه اجتماعي خانواده هاي ساکن شهر بندرعباس
1-4-1-اهداف جزيي
– شناسايي ميزان سرمايه اجتماعي خانواده ها ي ساکن بندرعباس
– بررسي رابطه بين ميزان استفاده از تلويزيون داخلي و اعتماد اجتماعي
– بررسي رابطه بين ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و اعتماد اجتماعي
– بررسي رابطه بين ميزان استفاده از اينترنت و اعتماد اجتماعي
– بررسي رابطه بين ميزان استفاده از تلويزيون داخلي و مشارکت اجتماعي
– بررسي رابطه بين ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و مشارکت اجتماعي
– بررسي رابطه بين ميزان استفاده از اينترنت و مشارکت اجتماعي
– بررسي رابطه بين ميزان استفاده از تلويزيون داخلي و شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي
– بررسي رابطه بين ميزان استفاده از تلويزيون خارج از کشور(ماهواره) و شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي
– بررسي رابطه بين ميزان استفاده از اينترنت و شبکه روابط و پيوندهاي خانوادگي

فصل دوم
مروري بر تحقيقات انجام شده
(ادبيات و مستندات ، چارچوب ها و مبناي ، سابقه و پيشينه تحقيق)

2-1-بخش اول: رسانه هاي جمعي
رسانه ها مهمترين و موثرترين ابزار انتقال اطلاعات و آگاهي ها در تحقق فرايند ارتباطات هستند. در فرهنگ فارسي “عميد” مقابل کلمه”رسانه” آمده است: ” هر وسيله که مطلب يا خبري را به اطلاع مردم برساند، مانند راديو و تلويزيون و روزنامه”. امروزه به مدد تکنولوژي جديد و رشد ابزارهاي انتقال اطلاعات و مبادله افکار و عقايد از طريق مطبوعات، راديو و تلويزيون ساختار رسانه هاي سنتي برهم خورده و جهان ارتباطات وارد مرحله جديدي از حيات خود شده است.
رسانه ها(راديو، تلويزيون، مطبوعات، سينما و …) وسايل شگرفي هستند که مظهر ارتقاي تکنولوژيک انسانند و پرتاب جوامع را به سوي آينده موجب شده اند. اين مسايل در چرايي عادات تازه، تکوين فرهنگ هاي جديد جهاني، تغيير در رفتار و خلق و خوي انسان ها و روشهاي زندگي و بالاخره کوچک شدن کره زمين و همسايگي ملل دوردست سهمي شگرف بر عهده گرفته اند. چنانکه برخي عصر حاضر را “عصر ارتباطات” خوانده و ميزان پيوند يک جامعه را با افق شگرف تغييرات نوين و ميزان تحرک آن در زمينه ارتباطات مي دانند( سيدمحسني،1389: 9-10).

2-1-1-انواع ارتباط
ارتباطات سه شکل اساسي دارد:
1-ارتباطات رودرو يا کنش متقابل رودرو که مشخصه آن تعويض جاي مخاطب و گوينده و تحقق آن در يک چارچوب مرجع فرهنگي واحد است يعني با يک بروز ناگفته و نانوشته اي ما مشترکاتي داريم که کلمات و پيامهاي همديگر را مي فهميم و آنچه که رد و بدل مي گردد صرفا کلمات نيست بلکه حرکات و چهره ها و ژستها و تن صدا و تعداد کلمات و جملات به کار گرفته شده است. که در فهم پيامها به افراد جامعه کمک مي کند. و فهم پيامها به افراد جامعه کمک مي کند. و همه اين مجموعه مستلزم داشتن يک چارچوپ مرجع فرهنگي واحد است، اين شکل مسلط در ارتباط گروههاي کوچک نظير خانواده بيشتر به چشم مي آيد. در آنجا ما از نظر زمان و مکان ارتباط، مشترک هستيم يا مقيد به زمان و مکان مشترکي مي باشيم(جهانبين، 1382: 97).
2- شکل ديگر، تعامل با واسطه است يعني ما به واسطه يک رسانه ارتباط برقرار مي کنيم. در اينجا اگر چه مکان مشترک نيست و حتي زمان هم مي توان مشترک نباشد ولي با زبان واحد و مشترک صحبت مي شود. از اينرو ما يک چارچوپ مرجع مشترک خواهيم داشت، بنابراين در اين حالت گاهي بين کسي که پيام مي فرستد و کسي که پيام را دريافت مي کند، ما شاهد چارچوپ فرهنگي مشترکي نيز مي باشيم. نوع ترکيب ارتباطات شامل طرق حرکات دست و صورت، ژستها و بالا و پايين آمدن تن صداهاست(همان).
3-شکل غالب ارتباط در دوران نوين شبه تعامل با واسطه است يعني ارتباط

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید