پاتنام نيز با اتخاذ موضعي مشابه معتقد است روابط افقي اجتماعي تأثير بيشتري در ايجاد سرمايه اجتماعي دارند تا روابط نيرومند دوستانه يا خانوادگي(پاتنام، 1993).
اما در رابطه با موضوع مورد بحث، دو رويکرد عمده براي بررسي رابطه سرمايه اجتماعي و زندگي خانوادگي مورد استفاده قرار گرفته است . رويکرد اول به بررسي ساخت سرمايه اجتماعي در چارچوب شبکه هاي خانوادگي و اهميت اين موضوع براي رشد فرزندان مي پردازد . با استفاده از تعريف چند بعدي پاتنام از سرمايه اجتماعي، تمرکز بيشتري بر سرمايه اجتماعي در چارچوب ارتباطات غيررسمي، قوي، پايدار و چهره به چهره خانوا ده شده که در نتيجه آن خانواده حالتي خصوصي يافته است. رويکرد دوم به نقش خانواده در ساخت سرمايه اجتماعي خارج از چارچوب شبکه هاي خانوادگي اشاره مي کند. حالتي که در آن، سرمايه خانواده، باعث ايجاد نوعي ارتباط با شبکه هاي ماوراي خانواده، حوزههاي اقتصادي غيررسمي و رسمي، نظام سياسي و اجتماعي مي شود که طي آن افراد غريبه مورد اعتماد قرار مي گيرند و نتيجه آن دستيابي به حوزه ي عمومي است. مورد دوم، مضمون اصلي ادبيات مربوط به سرمايه اجتماعي است و فرضيه تلويحي آن، اين است که داشتن اجتماعات نيرومند، مرهون وجود خانواد ه هاي نيرومند است (روحاني، 1389: 15).

2-2-6-1- سرمايه اجتماعي درون خانواده
در اين رويکرد، سرمايه خانواده با توجه به قدرت روابط بين والدين و فرزند ان سنجيده مي شود. گفته مي شود که اين موضوع به حضور فيزيکي والدين در خانواده و توجهي که آنها به فرزندان مي نمايند، بستگي دارد. براي سنجش قدرت هنجارهاي همکاري در چارچوب خانواده، کلمن اقدام به انداز ه گيري کيفيت تعامل بين والدين و فرزند مي نمايد(کلمن، 1988: 110). سرماية اجتماعي خانواده، روابطي است كه بين بچه‌ها و اولياي آنان(و اگر خانواده شامل اعضاي ديگري نيز باشد، بين آنان و بچه‌هاي خانواده) برقرار است. سرماية اجتماعي موجود در درون خانواده كه باعث مي‌شود سرماية انساني بزرگ‌ترها در دسترس كودك قرار گيرد، هم به حضور بزرگ‌ترها در خانواده و هم به توجه آنان به كودك بستگي دارد. غيبت بزرگ‌ترها كمبودي ساختاري در سرماية اجتماعي خانواده است. برجسته‌ترين مصداق كمبود ساختاري در خانواده‌هاي مدرن، خانوادة تك‌سرپرست است. البته خانواده هسته‌اي كه در آن يك نفر يا هردو در خارج از خانه كار مي‌كنند نيز مي‌تواند به لحاظ ساختاري ناقص باشد زيرا سرماية اجتماعي را كه با حضور والدين در خانه به هنگام روز، يا با حضور پدربزرگ‌ها يا مادربزرگ‌ها يا عمه‌ها و خاله‌ها و عموها و دايي‌ها در داخل خانه يا در نزديكي آن شكل مي‌گيرد، فاقد است. حتي وقتي كه بزرگ‌ترها حضور داشته باشند، اگر روابط قوي بين كودكان و پدر و مادر وجود نداشته باشد، باز هم خانواده فاقد سرماية اجتماعي است(شارع پور، 1384: 130).
در نظريه کلمن دو عنصر کليدي سرمايه اجتماعي خانواده، يکي شبکه هاست که يک عنصر عيني مي باشد و ديگري هنجارها که يک عنصر ذهني است. وي سه مکانيسم را ذکر کرده که از طريق آن خانواده سرمايه اجتماعي را انتقال مي دهند: 1) از طريق تلاش و زماني که توسط والدين صرف مي شود. 2) از طريق پيوندهاي موثر بين والدين و فرزندان. 3) از طريق رهنون هاي روشن و مفصلي که با رفتارها سروکار دارد و قابل قبول يا غير قابل قبول به نظر مي رسد. وي در تحليلهايش مثالهايي را از اينکه چگونه شدت کنش متقابل والدين و بچه ها مي تواند به رشد ذهني و اجتماعي بچه کمک کند فراهم آورده است(رايت و همکارانش، 2001: 8).

2-2-6-2-سرمايه اجتماعي فراسوي خانواده
كُلمن، سرمايه اجتماعي موجود در خارج از خانواده را نيز حائز اهميت زيادي در تربيت نيروي انساني مي‌داند. آن سرمايه اجتماعي كه براي رشد يك جوان داراي ارزش است، منحصر به روابط درونِ خانواده نمي‌شود. روابط حاكم در جامعه كه بر رفتار والدين تأثيرگذار است و هم‌چنين ميزان ارتباط والدين با نهادهاي موجود در جامعه، باعث مي‌شود تا سرمايه اجتماعي درون جامعه نيز بر خلق سرمايه انساني تأثيرگذار باشد(همان، 131).
به عبارتي رويکرد دوم، توجه به آن بخش از سرمايه خانواد ه است که وظيفه بازتوليد سرمايه اجتماعي را داشته و باعث تقويت اين سرمايه در چارچوب جامعه مدني مي شود ، يعني کدام الگوهاي زندگي خانوادگي باعث تقويت هر چه بيشتر هنجارهاي اعتماد و عمل متقابل در چارچوب هاي اجتماعي فراسوي خانواده مي شود. پاتنام در کارهاي اوليه خود فرض را بر اين مي گذارد که تغيير در ماهيت و الگوي زندگي خانوادگي کليد درك علت کاهش سرمايه اجتماعي است. از ديدگاه او، خانواده بنيادي ترين شکل سرمايه اجتماعي است و شواهد بسياري مبتني بر سست شدن پيوندهاي درون خانواده وجود دارد(پاتنام، 1995: 73).
پاتنام متوجه شد که “سطح تحصيلات از موارد اصلي شرايط خانوادگي يا فردي است که با افزايش سرمايه اجتماعي همراه است . حتي زماني که تأثيرات درآمد و شأن اجتماعي بر عضويت در گروه مد نظر قرار داده مي شود، تحصيلات باز هم عامل اصلي است . افراد تحصيلکرده به احتمال بسيار بيشتري به گروه پيوسته و مورد اعتماد قرار مي گيرند که بخشي از آن به علت وضعيت اقتصادي بهتر آنها مي باشد. ولي علت مهم تر، برخورداري از مهار ت ها، منابع و تمايلاتي است که در خانه و مدرسه کسب کرد ه اند(پاتنام، 1996: 4-5).
پاتنام دريافت که از نظر اهميت ازدواج براي تشکيل سرمايه اجتماعي و با لحا ظ کردن اختلافات تحصيلي، سني و نژادي، مردان و زنان متأهل يک سوم بيشتر از مردان و زنان مجرد قابل اعتماد بوده و 15 تا 25 درصد بيشتر از آنها عضو گرو ههاي مختلف مي شوند . وي نتيجه مي گيرد که ازدواج موفق، به خصوص در صورتي که فرزنداني نيز در خانواده وجود داشته باشند، از نظر آماري با افزايش اعتماد و فعاليت هاي اجتماعي همراه است(پاتنام، 1996: 8).
پاتنام در راستاي يافتن ريشه هاي کاهش سرمايه اجتماعي، انگشت بر تلويزيون مي گذارد و مي گويد: “محتواي برنامه هاي تلويزيون باعث افزايش بدبيني نسبت به ماهيت انساني شده و اعتماد مبتني بر زمينه هاي مشترك را تضعيف مي نمايد. در اين حالت، ساير شرايط خانوادگي که ملازم افزايش يا کاهش سرمايه اجتماعي هستند، در مقايسه با تماشاي تلويزيون رنگ مي بازند. در مقايسه با ميزان تحصيلات، درآمد، سن، نژاد، محل زندگي، وضعيت کاري و جنسيت، تماشاي تلويزيون ارتباط نيرومند و منفي با اعتماد اجتماعي و عضويت در گرو ه ها دارد”(پاتنام، 1996: 1).

2-3- بخش سوم: چارچوب نظري تحقيق
رسانه ها نقش موثري بر شکل گيري نگرش افراد نسبت به محيط و افراد حاضر در آن دارند، رسانه ها به تصورات افراد از محيط شکل مي دهند، آنها مي توانند با ارائه تصويري خوب يا بد از جامعه ميزان اعتماد در بين مخاطبان خود را افزايش و کاهش دهند. رسانه ها به شکل گيري الگوهاي کنش در بين مخاطبان کمک مي کنند و اين الگوهاي کنش به افراد کمک مي کنند تا در موقعيت هاي متفاوت دست به کنش بزنند. و نهايتا اينکه رسانه هاي ارتباط جمعي به عنوان يکي از عوامل جامعه پذيري نقش موثري در نهادينه کردن ارزشها، هنجارها و اعتماد و انسجام اجتماعي در بين مخاطبان خود دارند و در مجموع موجب افزايش سرمايه اجتماعي مي شوند(حسين پور و معتمدنژاد، 1390: 146 و 147).در واقع، تاثير رسانه ها بر سرمايه اجتماعي ارتباط مستقيم با ميزان استفاده افراد از رسانه دارد.
نوريس30 معتقد است که بين ميزان تماشاي تلويزيون و مشارکت افراد رابطه مثبتي وجود دارد و کساني که ساعات زيادي را صرف تماشاي تلويزيون مي نمايند کمتر در مسائل سياسي، ملي و محلي مشارکت نموده و علاقه کمتري به شرکت در بحثهاي سياسي داشتهاند. او عوامل زمينهاي مانند: تحصيلات، جنسيت، وضعيت شغلي، نژاد، سن و درآمد خانوادگي را در ميزان مشارکت افراد موثر دانسته و نوع برنامه هاي گوناگون را نيز در ميزان گرايش به مشارکت افراد، موثر ارزيابي مي نمايد. لازم به ذکر است که بسياري از محققين مطالعات ارتباطات، براي ضرورت توجه به نوع برنامههايي که مردم تماشا مي کنند را در کنار ميزان تماشاي تلويزيون، مورد نظر قرار دادهاند(نوريس، 1996).
برم و ران31 خواندن روزنامه را عامل مؤثري در شكل گيري انجمن هاي داوطلبانه مي دانند و از طريق روزنامه خواندن افراد با مسايل و ايده هاي مشترك آشنا شده و با ديگران مرتبط مي شوند. آن ها در اين تحقيق به بررسي اعتماد بين فردي و عمومي و متغيرها و عناصر تأثيرگذار بر آن را نيز بررسي كردند. آن ها نقش دو نوع رسانه بر اعتماد را نيز بررسي كردند از جمله تلويزيون كه رابطه معناداري نداشت و خواندن روزنامه از طريق آگاهي دادن به مردم پيرامون اجتماع خود باعث افزايش اعتماد گرديده است(محمدي، 1384: 133).
برخي ديگر از صاحبنظران معتقدند که رسانه ها باعث ايجاد همبستگي اجتماعي مي شوند که نقش موثري در فرايند اعتماد و سرمايه اجتماعي دارد. مک کوايل کارکرد ايجاد همبستگي اجتماعي رسانه ها را به اين ترتيب توضيح مي دهد: پيدا کردن بينش راجع به اوضاع و احوال ديگران، همدلي اجتماعي، همذات پنداري به ديگران و کسب احساس تعلق، يافتن مبنايي براي گفتگو، تعامل اجتماعي، پر کردن جاي يک همرا واقعي در زندگي، کمک به اجراي نقش هاي اجتماعي و توانا ساختن فرد به ايجاد پيوند با خانواده، دوستان و جامعه(مک کوائيل، 1382: 112). با اين مضمون رسانه ها موجب کاهش انزواي اجتماعي شده و نوعي احساس مشترک و همدردي با جامعه را در بين افراد ايجاد مي کنند که خود موجب شکل گيري نوعي احساس تعلق شده و در نتيجه تعهد عمومي تقويت مي شود که در نهايت موجب افزايش مولفه هاي سرمايه اجتماعي خواهد گرديد.
اوسلز32 از نظريه پردازان سرمايه اجتماعي اعتقاد دارد که اعتماد پيش از آن که وابسته به تاثير عوامل اجتماعي مانند تلويزيون باشد وابسته به تاثير عوامل رواني و کاملا فردي از جمله خوشبيني افراد مي باشد، خوشبيني نسبت به آينده جهان ريشه در رضايت و خشنودي فرد از زندگي شخصي دارد و موقعيت مالي، تحصيلات و ارزشهاي فردي در اين نگرش موثر هستند.
اوسلز در ادعايي کاملا مخالف پاتنام معتقد است که رسانه هاي ارتباط جمعي در اين مورد موثر نبوده و اگر دنيا را زشت مي بينيم به دليل اين است که واقعا زشت است و ربطي به تلويزيون ندارد. اومعتقد است نوع برنامه هاي تلويزيون در ميزان خوشبيني افراد موثر است. بنابر نظر او برنامه هاي عمومي تلويزيون رابطه مثبتي با ميزان خوشبيني بينندگان دارند و تماشاي زياد اين برنامه موجب تقويت اعتماد در بين بينندگان آن شود. اما تماشاي برنامه هاي درام و سريالهاي تلويزيوني موجب کاهش اعتماد مخاطبان مي گردد. او معتقد است رابطه ضعيفي بين برداشت مردم از دنياي تلويزيون با برداشت آنان از دنياي واقعي وجود دارد و تصور افراد از محيط پيرامون خود بيشتر مبتني بر واقعيت هاي عيني محيط است(اوسلز، 1998: 447).
نظريه رابرت پاتنام33
تفاوت عمده بين پاتنام با كلمن و بورديو در اين است كه پاتنام مفهوم سرمايه اجتماعي را فراتر از سطح فردي و در سطح ملي بكار گرفته است. به اعتقاد پاتنام، شبكه‌هاي مشاركت مدني(نظير انجمن‌هاي شكل گرفته در نظام همسايگي، تعاوني‌ها، باشگاه‌هاي ورزشي و نظيرآن‌ها)از اشكال اساسي‌سرمايه‌اجتماعي محسوب‌مي‌شوند. اين‌شبكه‌ها، هنجارمعامله به‌مثل را درجامعه‌تقويت مي‌كنند(شارعپور، 1384: 83).
پاتنام وجود اشکال مختلف سرمايه اجتماعي و ابعاد چندگانه آن را مورد تاکيد قرار داده و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید