گوناگوني مصاديق سرمايه اجتماعي را در نزد نظريه پردازان سرمايه اجتماعي امري عادي مي داند. او براي فهم و ارزيابي سرمايه اجتماعي به چهار وجه تمايز اشاره دارد. پاتنام در اين رابطه سرمايه اجتماعي رسمي را در مقابل غير رسمي(انجمن ها يا مهماني هاي دوره اي)، سرمايه اجتماعي متراکم در مقابل سرمايه اجتماعي پراکنده و ضعيف، سرمايه اجتماعي درونگر در مقابل برونگر(برحسب اختصاص منافع افراد عضو يا عموم مردم) ونهايتا سرمايه اجتماعي پيوند زننده34 در مقابل پل زننده35، مطرح مي سازد. سرمايه اجتماعي پيوند زننده نوعي از سرمايه اجتماعي است که مردمي را که از جهات مهمي مثل قوميت، سن، جنسيت، طبقه اجتماعي و نظاير آن شبيه به هم هستند، به يکديگر پيوند مي دهد. اين شکل از سرمايه هاي اجتماعي در گروه هاي همگون ديده مي شود که مي تواند منجر به شکل گيري هويت هاي انحصاري36 و تنگ نظر37 گردد. در مقابل، سرمايه اجتماعي اتصالي بر شبکه هاي اجتماعي اشاره دارد که افراد غير مشابه از بخش هاي گوناگون جامعه را به يکديگر مرتبط مي کند و مي تواند هويت هاي باز و فارغ از تعصب را موجب گردد، اين نوع سرمايه از طرفي همياريهاي تعميم يافته را بر مي انگيزد و از طرف ديگر دستيابي به منابع موجود در شبکه هاي وسيع تر انتشار اطلاعات را ممکن مي کند. بنابراين آثار بيروني مثبت سرمايه اجتماعي بيشتر در اين نوع محتمل است. اما سرمايه اجتماعي پيوند زننده ضمن اينکه موجب همبستگي در ميان اعضاي گروه مي شود و حمايت هاي اجتماعي- رواني مهمي را براي اعضا فرام مي سازد، ممکن است با ايجاد وفاداري هاي قوي درون گروهي موجب ضديتهاي برون گروهي نيز بشود. لذا آثار بيروني منفي بيشتر احتمال دارد در اين نوع سرمايه اجتماعي بروز يابد و اگر چه در بيشتر شرايط هر دو نوع سرمايه مي توانند تاثيرات قوي و مثبت اجتماعي را به دنبال داشته باشند. اما در صورت ضعف سرمايه اجتماعي پل زننده يعني ضعف ارتباط گروههاي و بخش هاي مختلف با يکديگر، انسجام اجتماعي جامعه در معرض خطر بوده و مي تواند در برخي موارد موجب از هم گسيختگي جامعه گردد(پاتنام، 2000: 23).
مطالعه اصلي و بنيادي پاتنام در باب سرمايه اجتماعي در سال 1993 با نام “فعال سازي دموکراسي” است. اين اثر در مورد عواملي ميباشد که نهادهاي سياسي را کارآمد ميسازد، بدين منظور به بررسي تطبيقي کارآمدي دولت در ايتاليا ميپردازد. وي از تفاوتهاي منطقهاي در ايتاليا دريافت که تفاوتهاي بزرگ در کارايي دولتهاي مناطق شمالي و جنوبي ايتاليا وجود دارد که توسط منابع يا ساختارشان توضيح داده نمي شود، بلکه با تفاوتهاي منطقهاي در سرمايه اجتماعي مشخص مي شود. او دريافت که مناطق شمالي مديريت کارآمد و پاسخگو دارند و شهروندان نيز بالاترين سطح رضايت را داشتند. در حالي که در مناطق جنوبي اين شرايط کاملاً برعکس بود. از نظر پاتنام اين شرايط ريشه در فعاليت مدني دارد. به بيان ديگر، در مناطق شمالي، مردم تمايل زيادي به مشارکت در انجمنها (مانند باشگاههاي ادبي، باشگاههاي فوتبال و…) و علاقه زيادي به امور عمومي دارند که به شکل مطالعه روزنامه و گردهمآييهاي انتخاباتي نمود مييابد. اما در مناطق جنوبي، حيات اجتماعي به شدت مورد بياعتنايي قرار داشته و از فعاليت سياسي به عوامفريبي و فساد تعبير ميشود(آرمان، 1390: 38).
او سپس در کتاب “بولينگ به تنهايي” در 1995 به مطالعه جامعه امريکا ميپردازد. پاتنام دريافت که مشارکت سياسي، عضويتهاي همکاري، مشارکتهاي مذهبي، فعاليتهاي داوطلبانه، خيريهها، انجمنهاي کاري، شبکههاي اجتماعي غير رسمي، همگي با کاهش نرخي هماهنگ با يکديگر مواجه بودهاند. وي همچنين نشان ميدهد که معيار صداقت و اعتماد نسبت به 1960 کاهش يافته است. از طرفي ديگر، اين تغييرات با رشد سريع جرائم همراه است (پاتنام، 2000: 143). از نظر پاتنام نميتوان يک علت دقيق براي زوال سرمايه اجتماعي پيدا کرد. وي چهار عامل اصلي را به عنوان علل اين زوال برميشمرد: 1. دو شغله بودن والدين و به خصوص مادران که حضور آنها را در خانواده به شدت کاهش پيدا کرده است. 2. کلان شهرها که، روابط و امکان ديد و بازديد و دور هم جمع شدن افراد را به لحاظ بعد مسافت و شلوغي راههاي ارتباطي، محدود و روابط را تضعيف کرده است. 3. تلويزيون و گسترش دامنه استفاده از آن در خانوادهها، باعث کاهش حوزه زندگي مدني شده و افراد وقت کمتري را صرف معاشرت با دوستان و حتي اعضاي خانواده ميکنند. 4. و نهايتاً تغيير نسل، به نظر پاتنام کساني که در دهه 1920 متولد شدهاند تقريباً دو برابر نوههاي خود در دهه 1960، مشارکت در انجمنهاي متعدد و تمايل به راي دهي داشتند (پاتنام، 2000).
وي، يکي از مهمترين نظريه پردازان تاثير رسانه هاي جمعي بر سرمايه اجتماعي است که بويژه تلويزيون و روزنامه ها را در نوشته هاي خود مورد توجه قرار داده است(نوريس، 2003: 74). پاتنام تلويزيون را يکي از مظاهر دوران پست مدرن و از عوامل تضعيف روحيه شهروندي فعال و سرمايه اجتماعي است، مي داند(جعفرنيا، 1389: 149). دلايل پاتنام عليه تلويزيون بر دو پايه استوار يافته است، اولين يافته مربوط به ميزان زماني است که افراد به تلويزيون اختصاص مي دهند. او معتقد است برنامه هاي تلويزيوني زمان را به خود اختصاص مي دهند و موجب کاهش مشارکت افراد در مسائل اجتماعي مي شوند، دومين يافته مربوط به اثر تلويزيون بر روي شخصيت افراد و به ويژه نقش اين رسانه در فرايند اجتماعي کردن افراد است. او معتقد است که نمايشهاي تلويزيوني شخصيت انسان را تخريب مي کند. افرادي که زياد تلويزيون تماشا مي کنند ممکن است باور کنند که دنيا ي زشتي که تلويزيون از جهان بيرون نشان مي دهد، به واقعيت نزديک است. بنا بر نظريه پاتنام مردمي که خيلي تلويزيون نگاه مي کنند رتبه پاييني در سرمايه اجتماعي دارند(گربنر، 1998: 78). پاتنام مي گويد: تلويزيون به دو شيوه مردم را بسوي عدم مشارکت در ارتباطاتشان رهنمون مي کند. الف: بطور مستقيم از طريق از بين بردن زمان ب: غير مستقيم با بوجود آوردن عدم اعتماد(پاتنام، 1998: 78).
به نظر پاتنام اوقات فراغتي که شهروندان صرف بودن با همسايگان خود و يا در انجمنها و مشارکتهاي مدني مي نمودند، در حال حاضر به تماشاي تلويزيون مي گذارد. او در اين رابطه مي نويسد: واقعيات بسياري نشان دهنده اين هستند که انواع تکنولوژي ارتباطي بطور جدي به دنبال خصوصي کردن اوقات فراغت و در نتيجه جلوگيري از شکل گيري سرمايه اجتماعي هستند، او مهمترين ابزارها را تلويزيون مي داند. تحقيقات دهه 1960 نشان مي دهد که رشد زمان تماشاي تلويزيون ساير شکل هاي زندگي افراد در روز و شب متاثر از خود نموده است(پاتنام، 1995: 74).
پاتنام در توضيح اين رابطه، از داده هايي نظير سن، جنسيت، تحصيل، محل زندگي و نژاد استفاده مي کند، ولي مشاهده مي کند که تاثير منفي تلويزيون بر تعهد مدني و اعتماد همچنان ثابت باقي مي ماند. پاتنام معتقد است خواندن روزنامه يکي از مشخصه ها و ملاک هاي مشارکت مدني است و از اينرو روزنامه خواندن با اعتماد اجتماعي رابطه مثبت دارد(پاتنام، 1998: موي، 2000).
از نظر پاتنام هر چند كه اينترنت موانع ارتباطي را از بين مي برد و شبكه هاي جديدي براي روابط جديد ايجاد مي كند، اما نسبت به تأثير ات آن هم بدبين است . به باور وي روابط اينترنتي خيلي اتفاقي و فاقد بازخوردهايي است كه در روابط چهره به چهره ، افراد به دست مي آورند. اينترنت تعامل را تضعيف و احتمال فريب را تقويت مي كند. كساني که وارد اينترنت مي شوند، تمايل دارند تا با گروه كوچكي از افراد كه مثل خودشان فكر كنند و علايق شبيه خودشان دارند ارتباط برقرار كنند و نسبت به كساني كه به گونه اي ديگر فكر مي كنند اصلا تحمل و مدارا نشان نمي دهند . اينترنت فرصت هاي زيادي براي سرگرمي هاي شخصي بي تحرك و منفي در اختيار فرد قرار مي دهد(محمدي، 1383).
در واقع چارچوب نظري اين تحقيق نظريه سرمايه اجتماعي پاتنام است و ادعاي ما در اين پژوهش اين است که استفاده از رسانه ها مي تواند عاملي بر تغيير سرمايه اجتماعي افراد باشد. در اين پژوهش رسانه ها شامل تلويزيون ، ماهواره و اينترنت در نظر گرفته شده و سرمايه اجتماعي در سه بعد اعتماد اجتماعي، مشارکت اجتماعي و شبکه هاي اجتماعي مورد بررسي قرار مي گيرند و رابطه مصرف هر يک از رسانه ها با هر يک از مولفه هاي سرمايه اجتماعي مورد آزمون قرار مي گيرد.

نمودار شماره 2: مدل تجربي تحقيق

2-4- بخش چهارم: پيشينه تجربي تحقيق
بررسي پيشينه تحقيق بخش اساسي از هر پروژه تحقيقاتي است. به عبارتي، بررسي کارهاي صورت گرفته در زمينه پژوهش چه به صورت خاص در مورد آن موضوع و چه در محور اطراف آن سبب خواهد شد تا محقق با گام هايي استوارتر، مسير اصلي را پيش ببرد. بدين منظور به برخي از پژوهش هاي انجام شده در داخل و خارج کشور اشاره مي شود:

2-4-1- پژوهشهاي انجام شده در داخل کشور
حسين پور و معتمدنژاد(1390) در تحقيقي با به ” بررسي رابطه ميزان مصرف رسانه ها و ميزان سرمايه اجتماعي شهروندان تهراني” پرداختند. مساله اصلي اين مقاله شناخت اين مهم بوده است که آيا تماشاي تلويزيون و مطالعه روزنامه عاملي در تغيير سرمايه اجتماعي مي باشد. جامعه آماري اين تحقيق شهروندان بالاي 15 سال باسواد تهراني بودهاند که نمونهاي 600 نفري از بين آنها به روش احتمالي انتخاب و مورد بررسي قرار گرفتهاند. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد که تلويزيون موجب گرد آمدن افراد در کنار هم و عاملي براي تقويت شبکه روابط و تعاملات بين افراد خانواده شده است. اعتماد به روزنامه و تلويزيون عاملي در جذب مخاطبان به اين رسانه ها و تاثيرپذيري از پيامهاي آنها در جهت تقويت سرمايه اجتماعي مي باشد. نتايج همچنين نشان مي دهد که بين مصرف رسانه ها و سرمايه اجتماعي رابطه وجود دارد، بدين معني که هر چه ميزان استفاده از رسانه ها توسط افراد افزايش مي يابد، سرمايه اجتماعي آنان نيز افزايش مي يابد. درنهايت تلويزيون به اصلي ترين رسانه کشور با پوشش بالاي خود مي تواند از طريق برنامه هاي متفاوت تاثيرات مثبتي را بر سرمايه اجتماعي و مولفه هاي آن بگذارد.
رسولي و پاک طينت(1390) در پژوهشي به “بررسي نقش رسانههاي جمعي در شکل گيري سرمايه اجتماعي در بين شهروندان شهر يزد” پرداختند. حجم نمونه اين پژوهش شامل 370 نفر از شهروندان شهر يزد است. يافتههاي پژوهش نشان مي دهد بين ميزان استفاده از رسانههاي جمعي و سرمايه اجتماعي همبستگي وجود دارد و از آنجايي که هر دو متغير يعني رسانههاي جمعي و سرمايه اجتماعي، در سطح فاصلهاي اندازه گيري شده اند از ضريب همبستگي پيرسون بهره گرفته شده است. همچنين نتايج مويد آن است که همبستگي مستقيمي بين متغير مستقل تحقيق يعني ميزان استفاده از رسانه هاي جمعي با سرمايه اجتماعي و ابعاد آن(اعتماد اجتماعي، مشارکت اجتماعي و هنجار اجتماعي) وجود دارد.
جعفرنيا(1389) در تحقيقي به بررسي “رابطه استفاده از رسانه هاي جمعي با سرمايه اجتماعي سرپرستان خانوار در شهر خور موج” پرداخت. هدف اصلي اين مقاله، سنجش نقش رسانههاي جمعي در افزايش سرمايه اجتماعي در ميان سرپرستان خانوار شهر خورموج مي باشد. نمونه آماري اين تحقيق شامل 400 نفر از سرپرستان خانوار شهر خورموج که با استفاده از جدول نمونه گيري لين و به روش نمونه گيري تصادفي سيستماتيک انتخاب شدند. براي گرد آوري داده از روش پيمايش و ابزار پرسشنامه و مصاحبه حضوري استفاده شده است. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان مي دهد که متغير رسانه در دو بعد رسانه هاي چاپي و الکترونيکي با چهار بعد سرمايه اجتماعي(اعتماد و قابليت اعتماد،، نوع هنجارها، عضويت در شبکههاي اجتماعي و آگاهي و توجه به

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید