با خودکارآمدي و نتيجه انتظارات خود سازگار باشد( همان). در مقابل، افراد با علاقه کمتر (و يا حتي به سمت دوست نداشتن) فعاليت ها براي آنها با خودکارآمدي کم و نتيجه انتظارات منفي همراه است. علايق، به نوبه خود همراه با خودکارآمدي و نتيجه انتظارات افراد در توسعه اهداف براي مشارکت فعاليت هاي آينده است، از جمله هدف اينکه به دنبال يک مسير شغلي است که سازگار با علاقه خود است(لنت و همکاران، 2010). در مقابل، عدم علاقه، يا تنفر از فعاليت ها و حوزه هاي خاص است. زماني که مردم به طور جدي به توانايي هاي خود شک مي کنند و همچنين زماني که آنها نتايج منفي براي حضور در آن فعاليت پيش بيني مي کنند(شو و همکاران، 2010).
5-2-23-2 حمايت ها و موانع151
متغير هاي محيطي، مانند حمايت ها و موانع نيز به عنوان داشتن پتانسيل و يا محدوديت در انتخاب گزينه هاي خاص براي افراد ديده مي شود. همچنين تنظيم و پيگيري اهداف شغلي نيز به انواع حمايت ها و موانع که مردم از محيط خود دريافت مي کنند مرتبط است. با توجه به نظريه ي شغلي شناختي اجتماعي، حمايت ها و موانع هر دو به طور مستقيم و از طريق راه هاي ديگر مي تواند اهداف افراد را تحت تاثير قرار دهند(لنت و همکاران، 2010). حمايت ها منابع محيطي خاص هدف(مانند مواد و ابزارها يا حمايت احساسي و اجتماعي) مي توانند از طريق فراهم آوردن بازخورد، تقويت منفي يا مثبت يا فراهم ساختن تجربه جانشيني بر حس خودكارآمدي و تلاش براي رسيدن به هدف تاثير گذاشته و به دنبال آنها بر رضايت شغلي نيز مؤثر واقع شوند(دافي و لنت152،2009). اين سازه، به محدوديت ها و تسهيلاتي كه بافت يا محيط، براي احساس خودكارآمدي و رشد آن يا رسيدن به اهداف شخصي ايجاد مي كند، اشاره دارد(لنت و براون،2006). بنابراين رفتارهاي انتخاب حرفه با متغيرهاي زمينه اي مانند حمايت(به عنوان مثال حمايت مالي از خانواده) و موانع (به عنوان مثال، نياز به ترک خانه براي آموزش بيشتر) همراه است. بنابراين متغيرهاي شناختي اجتماعي باعث تحريک اقدامات انتخاب شغل و يا رفتارهاي حرفه اي از قبيل برنامه ريزي شغلي و کشف حرفه اي که لازم است فرد جوان براي پيشرفت به سوي اهداف شغلي شناخته شود، مي شوند(روگر و کريد،2013).
6-2-23-2 درک رفتار ديگران153
از ديگر سازه هاي اضافه شده به نظريه شغلي شناختي اجتماعي مي توان درک رفتار ديگران را نام برد. بدين معني که افراد نه تنها از تجارب شخصي خود ياد مي گيرند، بلکه از طريق تماشاي درک رفتار و نتايج رفتار ديگران نيز مي آموزند( تورگسن و گرونهيچ،2010) و اشاره دارد به ذهنيت فرد نسبت به اينكه چقدر ديگران (افراد مهم در زندگي) آن رفتار خاص را انجام مي دهند(فوروارد،2006).

24-2 پيش بيني تمايل : پيشينه پژوهشي در مورد تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده
دانستن و همکاران154i(2013) براي شناسايي عوامل مؤثر بر آينده و انتظارات شغل کارکنان از تئوري رفتار برنامه ريزي شده استفاده نموده، نتايج حاکي از آن بود که نگرش، هنجار ذهني و کنترل رفتاري درک شده قادرند 76% از واريانس تمايل بر آينده شغلي کارکنان را پيش بيني کند. همچنين يزدان‌پناه و همکاران (2011) در مطالعه‌اي به بررسي رفتار و تمايلات رفتاري کارکنان سازمان‌هاي جهاد کشاورزي نسبت به حفاظت آب، از تئوري تکامل ‌يافته رفتار برنامه‌ريزي شده استفاده نموده، متغيرهاي هنجار اخلاقي، مفهوم خود، درک از ريسک و اسطوره‌هاي ذهني به عنوان متغيرهاي اضافي به تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده اضافه شده است. نتايج نشان داد، تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده قادر به پيش‌بيني رفتار و تمايلات رفتاري افراد مورد مطالعه مي‌باشد. همچنين متغيرهاي هنجار اخلاقي، کنترل رفتار درک شده و هنجار ذهني قادرند 64 درصد از تغييرات متغير وابسته تمايلات رفتاري را پيش‌بيني کنند. آن دسته از کارکناني که درک و تعهد بيشتري در رابطه‌ با حفاظت آب احساس مي‌کرده‌اند، تمايلات رفتاري بيشتري براي درگير شدن در چنين فعاليت‌هايي از خود نشان داده‌اند.
هيدي و وايت155 (2013) در مطالعه اي به بررسي تمايلات رفتاري جوانان، براي پيوستن مغز استخوان رجيستري دهنده از تئوري تکامل ‌يافته رفتار برنامه‌ريزي شده استفاده نموده، متغيرهاي هنجار اخلاقي و مفهوم خود به عنوان متغيرهاي اضافي به تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده اضافه شده است. نتايج نشان داد، تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده قادر به پيش‌بيني رفتار و تمايلات رفتاري افراد مورد مطالعه مي‌باشد. همچنين متغيرهاي نگرش، هنجار ذهني، کنترل رفتاري درک شده، هنجار اخلاقي و هويت قادرند 2/67 درصد از تغييرات متغير وابسته تمايلات رفتاري را پيش‌بيني کنند. ساترلند (2011) در يک تحقيق کيفي 12 کشاورز در انگلستان را براي شناسايي گروهي از کشاورزان که کشاورزي خود را به عنوان”کشاورزي ارگانيک” يا “کشاورزي نيمه ارگانيگ” تعريف مي‌کنند، مورد بررسي قرار داد. براي اين منظور تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده به عنوان چارچوب بکار گرفته شد و اين تئوري را به عنوان يک چارچوب مفهومي محکم براي تحقيقات کمي و کيفي جهت شناسايي اهداف تصميم‌گيري استراتژيک معرفي مي‌کند. محقق در اين پژوهش علاوه بر ساز‌هاي اصلي تئوري رفتار برنامه ريزي شده (نگرش، هنجار ذهني و کنترل رفتار درک‌شده) سازه‌ي “مفهوم خود” را نيز به تئوري اضافه کرده است. همچنين زلوگر و همکاران156(2010) نيز در مطالعه اي با عنوان تمايلات انتخاب شغلي دانشجويان با توجه به خاستگاه اقتصادي اقدام به استفاده از تئوري رفتار برنامه ريزي نموده، نتايج حاکي از آن بود که تمايلات شغلي دانشجويان به ميزان خودکارآمدي و انگيزه استقلال آن ها بستگي دارد. همچنين سطوح بالاي کنترل رفتاري درک شده با تمايل شغلي به استخدام ارتباط دارد.
رحمانيان کوشکي و همکاران(1391) در مطالعه اي با عنوان بررسي عوامل اثرگذار بر قصد کارآفرينانه دانشجويان کشاورزي دانشگاه آزاد ايلام با استفاده از تئوري رفتار برنامه ريزي شده، نشان داد خودکارآمدي، هنجار ذهني و حمايت خانواده رابطه مثبت و معني داري با تمايل به کارآفريني دانشجويان دارد. يارمحمدي و همکاران(1390) در يک تحقيق با عنوان بررسي عوامل پيش بيني كننده رفتار دانش آموزان دبيرستاني اصفهان در خصوص مصرف فست فود با استفاده از تئوري رفتار برنامه ريزي شده بيان مي دارند که سازه هاي تئوري رفتار برنامه ريزي نگرش، هنجارذهني و كنترل رفتاري درك شده با هم توانسته بودند 7/25 درصد از تمايل را پيش بيني كنند. در اين ميان نقش نگرش در پيش بيني تمايل بيشتر از ساير سازه ها بود. همچنين بشيريان و همکاران(1390) در مطالعه‌اي به بررسي تمايلات جوانان بر سوء مصرف مواد، از تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده جهت پيش بيني فاکتورهاي مؤثر بر سوء مصرف مواد استفاده نموده نتايج حاکي از آن بود که كه نگرش،هنجارهاي ذهني و كنترل رفتاري درك شده پيش بيني كننده هاي قوي براي تمايل مصرف مواد مخدر در جوانان مي باشد. طبيبي و هاشميان(1392) در مطالعه‌اي به بررسي تمايلات رفتاري عامل هاي شناختي- اجتماعي تاثيرگذار بر رفتار رانندگي با سرعت غيرمجاز، از تئوري تکامل ‌يافته رفتار برنامه‌ريزي شده استفاده نموده، متغيرهاي هنجار اخلاقي و هنجار توصيفي به عنوان متغيرهاي اضافي به تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده اضافه شده است. نتايج نشان داد، تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده قادر به پيش‌بيني تمايلات رفتاري افراد مورد مطالعه مي‌باشد. همچنين متغيرهاي نگرش، هنجار ذهني، کنترل رفتاري درک شده، هنجار اخلاقي و هنجار توصيفي بر تمايل تاثير دارند و قادرند تغييرات متغير وابسته تمايلات رفتاري را پيش‌بيني کنند.
طاووسي و همکاران( 1389) در مطالعه اي با عنوان توسعه نظريه عمل منطقي با سازه خودكارآمدي و مقايسه برازش و پيش بيني كنندگي آن با نسخه اوليه اين نظريه با روش تحليل مسير، براي پيشگيري از سوءمصرف موادمخدر در نوجوانان بيان مي دارد که نگرش، هنجار ذهني و خودکارآمدي بر تمايل تاثير دارند و با اضافه شدن سازه خودكارآمدي به اين نظريه قدرت پيش بيني كنندگي آن نسبت به نسخه اصلي آن ارتقاء يافت. همچنين خودكارآمدي به عنوان سازه مؤثر در برازش الگو و همچنين قويترين پيش بيني كننده تمايل رفتار در اين مطالعه شناخته شد. همچنين عليپوردرويشي ودولت آبادي(1391) در مطالعه اي با عنوان عوامل مؤثر بر تسهيم دانش پزشکان بر اساس تئوري رفتار برنامه ريزي شده، تاثير نگرش بر تمايل تسهيم دانش پزشکان را تاييد کرد اما در اين زمينه هنجار ذهني و کنترل رفتاري درک شده معنادار نشد. لگزيان و همکاران(1391) در مطالعه اي با عنوان بررسي ادراك دانشجويان از خدمات الكترونيكي كتابخانه هاي دانشگاهي بر مبناي نظريه رفتار برنامه ريزي شده، نقش و تاثير نگرش بر تمايل دانشجويان را تائيد کرد. طاووسي و همکاران(1391) در بررسي عوامل مرتبط با سوء مصرف مواد در نوجوانان در چارچوب نظريه رفتار برنامه ريزي شده، بيان داشتند سازه هاي نظريه ي رفتار برنامه ريزي به جز كنترل رفتاري در ك شده تمايل رفتاري را پيش بيني مي كند. همچنين سليماني و زرافشاني (1390). در مطالعه اي با عنوان تبيين پيشگوکننده هاي نيت کارآفرينانه در بين هنرجويان هنرستان کشاورزي در استان کرمانشاه نشان دادند که بين تمايل به کارآفريني با نگرش نسبت به کارآفريني و خودکارآمدي رابطه مثبت و معني دار وجود دارد. اما بين هنجار ذهني و تمايل به کارآفريني رابطه معني داري وجود نداردو همچنين تحليل رگرسيون نيز بيانگر آن بود که 54 درصد از تغييرات متغير تمايل به کارآفريني را مي توان از طريق نگرش و خودکارآمدي تبيين نمود.
25-2 پيش بيني تمايل : پيشينه پژوهشي در مورد نظريه شغلي شناختي اجتماعي
شو و همکاران(2010) در مطالعه اي به دنبال عواملي که اهداف و انتخاب هاي آموزشي و فني و حرفه اي را تحت تاثير قرار مي دهد از مدل شناختي اجتماعي استفاده نموده و به اين نتيجه رسيدند که نتيجه انتظارات، خودکارآمدي و علاقه بر اهداف و مقاصد تاثير داشته و مي تواند انتخاب هاي آموزشي و حرفه اي را تحت تاثير قرار دهد. همچنين کيم و سو(2014) در مطالعه اي به بررسي کاربرد تئوري حرفه اي شناختي اجتماعي در يک محيط چند فرهنگي، با بررسي روابط بين متغيرهاي شناختي اجتماعي دانشجويان مهندسي براي تبيين اهداف و تمايلات انتخاب رشته اصلي دانشگاه پرداختند. نتايج نشان داد که خودکارآمدي، علاقه، موانع و حمايت ها بر اهداف و تمايلات دانشجويان براي انتخاب رشته تاثير داشته است. لنت و براون(2013) در مفهوم و بررسي تئوري شغلي شناختي اجتماعي در تحقيقات شغلي بيان مي دارند که خودکارآمدي، نتيجه انتظارات و علاقه بر تمايلات شغلي مؤثر مي باشد.
لنت و همکاران(2010) در پيش بيني علاقه و انتخاب آرمان هاي شغلي دانش آموزان دبيرستاني پرتغالي با استفاده از نظريه شغلي شناختي اجتماعي، نقش حمايت ها و موانع را براي رسيدن به اهداف شغلي مؤثر مي داند. همچنين تورگسن و گرونهيچ (2010) با استفاده از نظريه شناختي اجتماعي بندورا به بررسي تمايلات رفتاري صرفه جويي در مصرف برق نموده و نتايج نشان داد که خودکارآمدي و نتيجه انتظارات در پيش بيني تمايل براي صرفه جويي مؤثر بوده که در اين ميان نقش نتيجه انتظارات مهمتر ارزيابي شده است. سگا و بورگيا (2007) نيز در آموزش کارآفريني با استفاده از نظريه شغلي شناختي اجتماعي بيان مي دارند فعاليت هاي آموزشي که موجب افزايش علاقه دانش آموزان به کارآفريني و اهداف براي حرفه هاي کارآفريني مي شود خودکارآمدي و نتيجه انتظارات است. لنت و همکاران157(2014) در مطالعه اي با عنوان پيش بيني رفاه و رضايت از زندگي در بين دانشجويان

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید