ق روستايي براي زندگي بهتر روستا را رها و در شهر اقامت مي کنند که اين امر منجر به حذف ادامه از پتانسيل رهبري منابع انساني از بخش توليد اوليه از کشاورزي به مناطق ديگر مي شود(اولجيد و يدو، 2012). به گفته ي توراي63 (2006) تخمين زده مي شود که 15درصد (حدود 26 ميليون نفر ) از جمعيت مهاجر جوانان هستند(مين هاريس64،2010).
نرخ بيکاري جوانان در سطح جهان در سال 2010، 6/12% در مقايسه با 8/4% نرخ بيکاري بزرگسالان با توجه به سازمان ملل متحد (2011) رتبه بندي شده و جوانان اين پتانسيل را دارند که اقدام به مهاجرت به خصوص به مراکز شهري و فراتر از اين عمل جايي براي دسترسي به فرصت هاي شغلي که وسوسه انگيز است کنند (مسيگوا و کيپشا، 2013). مهاجرت نه تنها يک مکانيسم مقابله اي براي فرار از فقر بلکه يک فرصت براي جوانان روستايي براي کسب احساس غرور، احترام به خود و به عنوان رهبران در درون خانواده ها و مشاهده خود در يک جامعه وسيع تر است(مين هاريس،2010). ورود به بازار كار نيز يكي ديگر از انگيزه هاي مهم در زمان تصميم گيري براي ترك يا ماندن است. فرصت هاي اشتغال به ويژه براي افراد با تحصيلات عالي در بسياري از مناطق روستايي كمياب است(تيسن و همکاران65،2012). التزام كشورهاي در حال توسعه به حفظ جوانان روستايي در روستا و اشتغال آنها به حرفه ي كشاورزي فرصت هايي محدود را براي اشتغال جوانان روستايي به وجود مي آورد و اين در حالي است كه عواملي چون تحصيلات، رسانه ها و گردشگري روستايي به ارتقاي سطح آرزوها و تمايلات جوانان روستايي و افزايش فاصله ي آن با فرصت هاي موجود براي اشتغال آنها منجر مي شود كه سرانجام، به ترك هر چه سريعتر روستا و مهاجرت به كلان شهرها خواهد انجاميد(سامبرگ66، 2006). مالاتست مطالعه اي در زمينه مهاجرت جوانان روستايي كانادا انجام داده است و بيان مي كند كه فرصت هاي اقتصادي براي جوانان روستايي نسبت به هم نوعان شهري آن ها بسيار کمتر است. او نتيجه گرفت كه افزايش فرصت هاي اشتغال براي جوانان روستايي به عنوان مهم ترين عامل کليدي براي بهبود زندگي جوانان در روستاست. وي عوامل بهبود زندگي در روستا را از ديدگاه جوانان روستايي به صورت زير اولويت بندي نمود: بهبود فرصت هاي اشتغال؛ فراهم كردن فرصت هاي تجربه كاري؛ بهبود فرصت هاي آموزشي پس از دبيرستان؛ بهبود فرصت هايي براي فعاليت هاي اجتماعي(مالاتست67، 2002)
13-2 عوامل موثر بر مهاجرت از روستا به شهر
بوگ دو گروه از عوامل شامل عوامل جاذبه و عوامل دافعه را در مهاجرت هاي جوانان روستايي تعريف مي کند. به اعتقاد وي، جاذبه ها عمدتا فرصتهاي شغلي بهتر، وجود مراکز تفريحي، فعاليتهاي فرهنگي، شرايط خوب محيط کار و زندگي همانند مسکن و خدمات رفاهي و فرصت هاي کسب آموزش هاي حرفه اي را شامل مي شود که بيشتر در شهرها متمرکزند و پاره اي دافعه ها نيز که در محيط روستايي وجود دارد، سبب جدايي جمعيت از آنها و جذب در شهرها مي گردد ; عواملي چون کاهش منابع مالي و کم توجهي به بخش کشاورزي، مکانيزه شدن کشاورزي و در نتيجه محدوديت هاي شغلي در اين بخش، نبود بستر مناسب براي رشد خلاقيت هاي فردي و اجتماعي، حوادث طبيعي مستمر از آن جمله اند(اذاني و بوستاني،1390).
14-2 پيامدهاي مهاجرت از روستا به شهر
با توجه به اينكه جوانان بيشتر از هر گروه سني ديگر تن به مهاجرت مي دهند، اين موضوع در بلندمدت براي جوامع روستايي حائز اهميت خواهد بود؛ چراكه با مهاجرت آنان، توليد نسل در جوامع روستايي كاهش مي يابد و به دنبال آن جمعيت پويا در روستاها كاهش مي يابد و توليد محصول و اقتصاد روستايي نيز كاسته مي شود و همچنين از نظر اجتماعي و فرهنگي نيز روستاها دچار ايستايي مي شوند(قاسمي سياني،1386). بنابراين مساله ي اشتغال جوانان به طور اعم و جوانان روستايي به طور اخص و مهاجرت آن ها به ساير کشورها در سطح کلان و از روستاها به شهرها در سطح ملي از جمله مشکلاتي است که با داشتن پيامدهاي منفي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مسئولان کشور را به گونه هاي مختلف به چالش کشانده است(موسايي و عماني،1389).

1-14-2 پيامدهاي اقتصادي
از عمده ترين پيامدهاي اقتصادي مهاجرت ها تفاوت دستمزدها و شرايط کاري مهاجران با کارگران بومي است. که نوعي دوگانگي بازار کار را پيش مي آورد. در برخي از کشورها امکان کار و فعاليت براي همه مهاجران يکسان نيست و اين تفاوت هر چه قدمت مهاجرتي افزايش يابد رو به کاهش مي گذارد. مهاجرت همان طور که نحوه ي زندگي مهاجران را تغيير مي دهد الگوهاي اشتغال و فعاليت آنان را نيز دگرگون مي کند(کاظمي پور،1382)
2-14-2 پيامدهاي اجتماعي
با توجه به اينكه جوانان، گروه اصلي مهاجران هستند، پيامدهاي اجتماعي مهاجرت آنان به صورتي حادتر نمود خواهد يافت، چراكه روحيه تنوع طلبي جوان از طرفي وهويت طلبي از طرف ديگر، پيامدهاي اجتماعي را تشديد خواهد كرد. وقتي جوان روستايي به شهر مي آيد در اثر همنشيني و رفت آمد با شهروندان آگاهي او افزايش يافته و جوان از حقوق و مطالبات خود آگاه شده و همين آگاهي منجر به بي اعتمادي و عدم پايبندي به تعهدات شهروندي و حتي در مواردي خرابكاري شده است. از طرف ديگر با جدا شدن جوان از خانواده، حامي خود كه والدين باشند را از دست مي دهد و با توجه به عدم نظارت والدين بر اعمال او و كاهش اقتدار والدين جوان ، پيامد هاي حاد اجتماعي بروز خواهد كرد:
همچنين با وجود خرده فرهنگ هاي متفاوت در داخل اجتماعات شهري و ضعف اعتقادات و كنترل هاي غير رسمي، انحرافات اجتماعي افزايش خواهد يافت(قاسمي سياني، 1386). بررسي ها نشان مي دهد كه پيامدهاي اجتماعي فرهنگي مهاجرت بسيار بيشترخواهد بود و داراي دو بعد مثبت و منفي است. مهم ترين پيامد مثبت مهاجرت روستا شهري را مي توان در سهولت و آسايش در زندگي، دسترسي بهتر به وضعيت بهداشتي، بهبود عادات غذايي، گذران اوقات فراغت و اميد به زندگي بيان كرد. جوانان روستا درپي يافتن زندگي بهتر مهاجرت از روستا به شهر را آغاز مي كنند و تحرك اجتماعي باعث بالا بردن ظرفيت هاي گوناگون اجتماعي در ميان آنها خواهد شد(همان)

3-14-2 پيامدهاي فرهنگي
تغيير زبان، تغيير گروههاي مرجع، هويت نامشخص، مارک خورن به عنوان گروه هاي حاشيه اي و نقش جانبي داشتن، در بسياري از موارد نداشتن پايان نامه تحصيلي،عدم اشراف به فرهنگ، هنجارها و قوانين جامعه مقصد، عدم توانايي در تشخيص هويت افراد و جذب گرو هاي منحرف و خلافکار شدن و سوق پيدا کردن به سمت اعتياد و اعمال انحرافي از جمله مهمترين مشکلات جوانان مهاجر به شهر و به خصوص شهرهاي بزرگ است(کاظمي پور،1382)
15-2 آثار و پيامدهاي سالخوردگي جمعيت در بخش كشاورزي
سالخوردگي جمعيت در بخش كشاورزي، داراي آثار و پيامدهاي متعددي است كه مهمترين پيامدهاي منفي آن در ذيل بررسي مي گردد :
1)محافظه كاري و مقاومت در برابر تغيير روش هاي توليد
2)عدم خّلاقيت و نوآوري و عدم توسعه توليد
3)كاهش بهره وري
4)كاهش باروري و دور تسلسل سالخوردگي جمعيت روستايي
5)عدم استفاده از زمين هاي محدود كشاورزي
6)تهديد امنيت اقتصادي(تقديسي و احمدي شاپورآبادي،1391).
16-2 کشاورزي و بحران اشتغال
از آنجا كه كشاورزي مهمترين زمينه ي تامين معاش روستاييان فقير است و علاوه بر آن، نقشي مهم در توليد و اشتغال مولد دارد، در شرايط كنوني اقتصاد ايران با ويژگي هايي بارز همچون بيكاري، عدم تحرك و محدوديت سرمايه گذاري، مديريت تحرك بخشي و سرمايه گذاري، اهميت اين رسالت دو چندان مي شود (رکن الدين افتخاري و همکاران،1389). بخش كشاورزي داراي پتانسيل هاي افزايشي غيرقابل مقايسه با ديگر بخش هاي اقتصادي است و مي تواند به عنوان بخش مهمي در اشتغال زايي ايفاي نقش كند(کراني و همکاران، 1391). بنابراين کشاورزي مي تواند به عنوان حل کننده مسئله بيکاري باشد(عبدالله و همکاران68، 2012). کشاورزي به دليل اقتصادي تر بودن ايجاد اشتغال آن نسبت به صنعت، سهولت بيشتر ادغام دربازارهاي جهاني، قابليت ارتقاي كيفي نظام توليد كشاورزي در سطح امكانات موجود كشور، نگهداري جمعيت روستايي در روستاها از طريق توسعه اشتغال كشاورزي و كم شدن هزينه هاي هنگفت تأمين خدمات شهري داراي مزيت اشتغال زايي بيشتري نسبت به صنعت مي باشد(کراني و همکاران، 1391). نورسيدا (2007) در مطالعه خود نشان داد که اگر چه جوانان نگرش منفي نسبت به بخش کشاورزي دارند اما آنها هنوز هم اعتقاد دارند که اين بخش مي تواند منبع درآمد با تلاش هاي مستمر و کار سخت باشد(عبدالله و همکاران، 2012). همچنين بخش کشاورزي يکي از مهم ترين بخش هايي است که مي تواند در ايجاد اشتغال براي نيروهاي جوان و فعال روستايي از نظر تامين و ايجاد امنيت غذايي در کشور نقش مهمي را به خود اختصاص دهد. آمار موجود در خصوص پتانسيل هاي بالقوه و بالفعل کشور بيانگر آن هست که هنوز منابع بالقوه ي زيادي در کشور وجود داشته و دارد که در صورت برنامه ريزي صحيح، بخش عظيمي از نگراني هاي فوق را مرتفع مي کند آمار نشان مي دهد که در حال حاضر، نيمي از پتانسيل هاي موجود در بخش هاي آب و خاک و منابع طبيعي تجديد شوند، که شرط اصلي توسعه ي اقتصادي کشور مي باشد، مورد استفاده قرار نگرفته است(محبوبي قمي و ميردامادي،1382). از اين رو همان طور که مطالعات نيز نشان مي دهد بخش کشاورزي مي تواند، موقتا و دست کم تا زمان حل قطعي بحران اشتغال، قسمت مهمي از فرصت هاي اشتغال مورد نياز جوامع در حال توسعه را تامين کند و وظيفه اشتغال آفريني براي بخش مهمي از بيکاران جامعه را به عهده گيرد. واقعيت اين است که بخش کشاورزي ايران، دست کم براي تعديل موضعي و موقتي بحران اشتغال و بيکاري، از مزيت هاي نسبي درخور توجهي براي اشتغالزايي موقت تا زمان حل عقلاني و فراگير اين مسئله، برخوردار است .اهم مزيت هاي نسبي بخش کشاورزي در زمينه اشتغالزايي و کارآفريني از اين قرار است :
1 (سازگاري توسعه اشتغال کشاورزي با پراکندگي توزيع جمعيت روستايي
2) اقتصادي تر بودن ايجاد اشتغال در بخش کشاورزي نسبت به صنعت
3) سهولت بيشتر ادغام بخش کشاورزي در بازارهاي جهاني
4) قابليت ارتقاي کيفي نظام توليد کشاورزي در سطح امکانات موجود کشور
5) نياز به نسبت کمتر شاغلان کشاورزي به آموزش هاي حرفه اي و تخصصي
6) نگهداري جمعيت روستايي در روستاها
7) قابليت تکاثري کارآفريني واشتغالزايي در بخش کشاورزي(زاهدي مازندراني،1383)
17-2 توسعه ي کشاورزي
به گزارش فائو(2009) نرخ بالاي مهاجرت از روستا به شهر، سطح بالايي از بيکاري جوانان، پيري جمعيت هاي کشاورز و وابستگي به افزايش واردات مواد غذايي نگراني براي توسعه کشاورزي به ويژه در کشورهاي در حال توسعه مي باشد(مسيگوا و کيپشا، 2013). گسترش دانش، ترويج و بهبود روش ها در کشاورزي، ايجاد صنايع تبديلي و مكمل، تحقيقات مسايل کشاورزي و آب و خاك، مشارکت بخش صنعت در حوزه بخش کشاورزي را منعكس مي کند. لذا به حاشيه راندن کشاورزي(با وجود نقش مؤثري که مي تواند در روند توسعه داشته باشد) و يا تاکيد بيش ازحد بر آن بدون در نظر گرفتن ساير بخش ها به هيچ وجه در نظريه و عمل قابل تاييد نيست(شاکري،1383).
کشاورزي هسته فعاليت هاي اقتصادي در اکثر مناطق روستايي کشورهاي در حال توسعه مي باشد بنابراين نوسازي کشاورزي نقطه ي آغاز ضروري براي کاهش فقر در بسياري از جوامعي است که شديدا بر کشاورزي متکي هستند گذشته از اين کشاورزي مهمترين سيستم تامين اجتماعي در کشورهاي در حال توسعه مي باشد(عسکري بزايه و مجيب حق قدم،1390).

18-2 سرمايه اجتماعي و توانمند سازي جوانان
سرمايه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید