زندگي امروزي نمي دانند؛ زيرا رضايت بخشي درآمد کشاورزي را در حدي کم دانسته و اذعان مي دارند که هر چند، مي دانند کشاورزي شغلي با ارزش است و از اين راه، مي توان به جامعه خدمت کرد، اما نيازهاي اقتصادي آنها با انتخاب شغل کشاورزي کمتر برآورده مي شود (علي بيگي،1387). از طرفي كشاورزي از جايگاه ارزش شغلي مناسبي در جامعه برخوردار نيست (خوي نژاد و ميرزائي فيض آبادي، 1385).
7-2 عوامل محدود کننده ي حضور جوانان روستايي در کشاورزي
عوامل اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي در کاهش مشارکت جوانان روستايي در توليد محصولات کشاورزي نقش دارد. عوامل اقتصادي شامل ناکافي بودن تسهيلات اعتباري، کشاورزي کم سود، فقدان بيمه کشاورزان، سرمايه ي اوليه و نهاده هاي توليد، عوامل اجتماعي شامل درک عمومي در مورد کشاورزي و تاثير حرکت والدين از کشاورزي و مسائل زيست محيطي شامل زمين نامناسب، برداشت نامناسب محصول مداوم و تخريب خاک بود. اين يافته ها به طور عمده در توافق با نتايج به دست آمده از مصاحبه با رهبران جوان انتخاب شده به دست آمده بود و در مجموع محدوديت هاي اقتصادي از مهم ترين عوامل بود(آبوجا، 2010). در بررسي عوامل کاهنده ي ميزان انگيزه جوانان به اشتغال در حرفه کشاورزي مشخص شد که کم درآمد بودن، پرزحمت بودن و آينده ي شغلي نامطمئن حرفه ي کشاورزي مؤثرترين عوامل کاهنده ي انگيزه ي جوانان روستايي کلاردشت در اشتغال به حرفه ي کشاورزي محسوب مي شود(پورسينا و همکاران،1389).
در مورد علل عدم گرايش جوانان به حرفه ي کشاورزي، عدم سرمايه گذاري کافي در مناطق روستايي و کشاورزي، نبود جاذبه هاي چشمگير براي جوانان روستايي، سخت و طاقت فرسا بودن فعاليت هاي کشاورزي و نبود نظام تامين اجتماعي در روستا و بخش کشاورزي را که به ويژه در نتيجه ي آن نوعي احساس ناامني براي روستاييان و کشاورزان به وجود مي آيد را مي توان از مهم ترين عوامل برشمرد (رمضانيان،1380). بر اساس مطالعه ي سشتيني و همکاران50(1992) پيرامون ادراک جوانان روستايي استراليا در مورد شغل کشاورزي، تنها ? درصد افراد ابراز کردند که درآينده به شغل کشاورزي خواهند پرداخت و بقيه مشاغل صنعتي، تجاري و دولتي را انتخاب کرده بودند. مهم ترين ويژگي هاي يک شغل مناسب از نظر جوانان مورد مطالعه عبارت بود از ثبات و امنيت شغلي، امکان به کارگيري استعدادهاي ويژة خدادادي، و امکان نوآوري و ابتکار؛ در عين حال، به گفته ي آنها، اين ويژگي ها در شغل کشاورزي بسيار اندک است. آنها معتقد بودند که در کشاورزي، امنيت شغلي پايين و امکان نوآوري و ابتکار ناچيز است(علي بيگي،1387). بنابراين به نظر مي رسد وجود شرايط آموزشي مناسب، موقعيت اقتصادي مطلوب و گسترش فعاليت هاي اجتماعي در افزايش انگيزه جوانان روستايي جهت ماندن در مناطق روستايي و اشتغال در بخش كشاورزي ضروري باشد(باجما و همکاران51، 2002).
در حال حاضر بيکاري، مهاجرت جوانان از مناطق روستايي، پيري جمعيت مزرعه و روند خالي شدن جوامع روستايي بخش کشاورزي و روستايي را تهديد مي کنند، از طرف ديگر بايد راه حلي براي مشکلات اشتغال که نسل حاضر جوانان روستايي با آن مواجه هستند و چالش توسعه ي واقعي است پيدا شود(سامبرگ و همکاران52،2012). قديري(2003) بر اين باور است که نگرش سطح پايين جوانان روستايي در مورد فعاليت هاي کشاورزي خود اساس مهاجرت به مناطق شهري و تمايل به شغل هاي کاذب است(موسايي و عماني53،2011(. به همين دليل اين استدلال وجود دارد که سياست گذاري ها بايد توجه بيشتري به رابطه ي بين جوانان و کشاورزي داشته باشند که به طور کلي موارد زير را شامل مي شود:
– فقر روستايي در حال پيشرفت؛
– مهاجرت جوانان روستايي به مناطق شهري؛
– سطوح بالاي غير قابل قبول از بيکاري و بيکاري در ميان جوانان شهري و روستايي؛
– پيري جمعيت مزرعه؛
– بهره وري پايين کشاورزي (ويت،2012).
8-2 بيکاري جوانان روستايي
بيکاري به عنوان يکي از چالش هاي عمده اي است که باعث کاهش سرعت بهبود توسعه و همچنين پيشرفت هاي اقتصادي مي شود (عليا54، 2014). به گفته اوياو55 (2010) سطح بيکاري بازتابي از وضعيت اقتصاد يک کشور است(ايمه، 2012). با توجه به ادبيات، مشکل بيکاري در ميان جوانان نسبت به جمعيت بزرگسال در هر دو کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه بيشتر است (مسيگوا و کيپشا، 2013). همچنين نرخ بيکاري به طور فزاينده اي براي مناطق روستايي، 6/25 درصد و در مناطق شهري 1/16 درصد محاسبه شده است و بنا به گفته وايمي56 (2013) پايه نرخ بيکاري در گروه هاي سني 15-24 سن داراي بالاترين نرخ بيکاري يعني 7/37 درصد و گروه هاي 44-25 سال سن با نرخ بيکاري 4/22 درصد طبقه بندي شده است (تيجاني،2014). از اين رو تقريبا همه ي کشورهاي جهان با مشکلات جدي از جمله بيکاري جوانان و همچنين بيکاري با نرخ بالا روستايي نسبت به مناطق شهري روبرو هستند(ويت، 2012).
به گزارش بانک جهاني(2006) چيزي نزديک به نيمي از بيکاران جهان جوانان هستند و بسياري ديگر داري اشتغال ناقص يا داشتن کار ناکافي و يا اشتغال در بخش غير رسمي هستند (ويت، 2012). امروزه بيکاري در بسياري از کشورها از جمله کشورهاي پيشرفته صنعتي به عنوان يک مشکل اساسي مطرح و حل آن سياست گذاران غالب کشورها را با چالش هاي بزرگي روبه رو نموده است، به گونه اي که مي توان گفت سرنوشت برخي از دولت ها با حل بحران بيکاري به هم تنيده شده است(موسايي،عماني،1389) و يکي از چالش هاي بزرگ و رو به افزايش در هر دو کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه مي باشد. مشکل بيکاري جوانان به يک تهديد جدي براي ثبات اجتماعي، اقتصادي و سياسي در بسياري از کشورهاي در حال توسعه تبديل شده است(مسيگوا و کيپشا، 2013 ). به طور کلي، تفاوت معني داري بين دو جنس براي اشتغال وجود ندارد. نرخ بيکاري براي دختران جوان 5/12% و تنها کمي بالاتر از نرخ بيکاري پسران که 2/12% است مي باشد(دادورخاني و همکاران،1390). با اين وجود، تفاوت ها مي تواند در کشورهاي خاص و مناطق قوي تر به دلايل اقتصادي و فرهنگي باشد و ممکن است مداخلات خاص جنسيتي را توجيه کند. علاوه بر اين، زنان جوان بيشتر به دلايلي (خانواده، شخصي، باروري) که مشارکت آنها را در فعاليت هاي توليدي تحت تاثير قرارمي دهد مشغول اند(کونجارت، 2009). نرخ بيکاري جوانان تا حد زيادي در نواحي مختلف متفاوت است. براي مثال در جنوب آفريقا، نرخ بيکاري جوانان بيش از ده برابر بيشتر از کشور موزامبيک است. به طور کلي نرخ بيکاري جوانان در آمريکاي لاتين و شرق اروپا بالاتر از کشورهاي آفريقايي و آسيايي است(واندرگست، 2010). بنا به گفته سام و همکاران (2002) شواهد نشان داده است که بيکاري جوانان باعث سوء تغذيه، بيماري هاي رواني و از دست دادن اعتماد به نفس و در نتيجه افسردگي آنان شده و همچنين استرس بالا منجر به اقدام آنان به خودکشي، فقر سلامت جسمي و حمله قلبي در زندگي آنان شده است (مسيگوا و کيپشا، 2013). بنابراين مسئله بيکاري و اشتغال جوانان از ويژگي هاي برجسته در برنامه هاي توسعه بين المللي است (ماهندراديوي و ونکاتاناريانا، 2012).
9-2 ريشه ها و پيامدهاي بيکاري جوانان روستايي
بيکاري توسط تغييرات فناوري در روش هاي توليد ايجاد مي شود. تغييرات فني به طور مداوم در حال وقوع است که منجر به افزايش مکانيزاسيون فرآيند توليد مي شود و نتايج آن به طور طبيعي در جابه جايي نيروي کار است که منجر به بيکاري مي شود(اولادل57، 2011). بيکاري يک روند جهاني است، اما عمدتا در کشورهاي در حال توسعه با پيامدهاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و رواني رخ مي دهد(اکفور، 2011)
به دليل پيچيدگي پديده ي بيکاري، عوامل گوناگوني در به وجود آمدن آن تاثير دارند که با توجه به شرايط زماني و همچنين جغرافيايي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي هر کشور متفاوت مي باشد. علل بيکاري در دهه هاي اخير کشور را مي توان در موارد زير بيان نمود:
1) رشد روز افزون جمعيت
2) افزايش عرضه ي نيروي کار
3) پايين بودن ظرفيت هاي توليد
4) کمبود سرمايه گذاري
5) افزايش فارغ التحصيلان دانشگاه ها
6) افزايش نرخ مشارکت زنان در فعاليت هاي اقتصادي
7) پديده ي چند شغلي بودن نيروي کار شاغل
8) مکانيزه شدن کشاورزي و رها شدن نيروي انساني مازاد بخش کشاورزي و مهاجرت روستاييان به شهرها
9) کسب درآمد بيشتر در بخش هاي ديگر اقتصاد(صنعت و خدمات)نسبت به بخش کشاورزي
10) اشتغال به کار غير قانوني تعداد کثيري از اتباع خارجي در ايران
11) واردات بي رويه اجناس خارجي(صيدايي و همکاران،1390)
بيکاري جوانان، مهاجرت هاي قانوني و غير قانوني بين المللي را افزايش داده است. با اين تصور که مهاجرت اشتغال مناسب و معقول و همچنين زندگي بهتر را براي آن ها قادر مي سازد (مسيگوا و کيپشا، 2013 )
10-2 مهاجرت
مهاجرت به عنوان مهمترين صورت تحرك مکاني جمعيت در يک قلمرو جغرافيايي، حرکت يک فرد يا گروهي از افراد در امتداد مرزهاي يک واحد سکونتگاهي به واحدي ديگر براي اقامت دائم يا موقت در مکاني غير از زادگاه فرد است(کوتاري58،2002). بنا به گزارش سازمان ملل متحد(2002) مهاجرت يکي از مهم ترين مسائل در اقتصاد جهاني معاصر است و تخمين زده مي شود که بيش از 110 ميليون نفر در حال حاضر در خارج از کشور محل تولد خود زندگي مي کنند و اين به وضوح پيامدهاي اقتصادي و سياسي بزرگي براي هر دو کشورهاي مبدا و مقصد دارد(درينک واتر59،2003). مهاجرت داخلي، عمدتا متشکل از جوانان و فقرا هستند که به منزله بزرگترين جريان در کشورهاي در حال توسعه هستند(ديويد و هرا60،2013).
11-2 مهاجرت از روستا به شهر
هدف از اين مهاجرت متفاوت است. هدف برخي از مهاجرت به مراکز شهري جستجوي شغل، در حالي که برخي ديگر از مهاجرت ها به دليل لذت بردن از امکانات اوليه اي مي باشد که در مناطق روستايي وجود ندارد(پام، 2014). يافته ها تائيد کننده اين فرضيه است که مهاجرت از روستا به شهر تابعي مثبت از نسبت سرانه درآمد شهري به سرانه درآمد روستايي است(گلدسميت و همکاران61،2004). بيشتر و اکثر کشاورزان زادگاه خود را ترک و سعي مي کنند شغلي غير کشاورزي در مناطق شهري پيدا کنند(لاينگ62،2010). با دستيابي به علل مهاجرت روستا به شهر و سرمايه گذاري در روستاها در راستاي برقراري امکانات مي توان از مهاجرت بي رويه جلوگيري و توان هاي بالقوه انساني مهاجرت را در امور توليدي و کشاورزي به کارگرفت. از سويي ديگر، از تغيير کاربري اراضي کشاورزي و خارج شدن مرغوبترين زمين هاي زراعي از چرخه توليدات کشاورزي و به زير ساخت و ساز رفتن آن ها جلوگيري نمود. افزون بر آن، با اتخاذ سياست هايي درراستاي کاهش مهاجرت هاي روستا – شهري و حتي تشويق مهاجرت هاي معکوس مي توان از افت سطح آب هاي زيرزميني و کاهش آلودگي آب هاي زيرزميني و جاري، آلودگي هوا وخاک، کاهش فضاي سبز، سرمايه گذاري سنگين براي خدمات زيربنايي(آموزش، اشتغال، مسکن، بهداشت و درمان) جلوگيري به عمل آورد. مضافا آن که مشکلات و معضلات گوناگوني چون بيکاري، کمبود مسکن مناسب، ناهنجاري هاي اجتماعي و فرهنگي در شهرها را مي توان سامان بخشيد(قديري معصوم و جهان محمدي،1387).
12-2 مهاجرت جوانان روستايي
پديده مهاجرت جوانان روستايي به شهرها، يکي از مهم ترين دلايل عدم تحقق اهداف توسعه ي روستايي محسوب مي گردد. زيرا جوانان روستايي امروزه داراي تحصيلات دانشگاهي بوده و سرمايه انساني مناسبي براي روستاها محسوب مي شوند و با خروج آن ها از روستا، عملا توسعه روستايي با کندي مواجه مي گردد(پناهي و پيشرو،1390). مهاجرت روستا به شهر يکي از ويژگي هاي بسياري از کشورهاي در حال توسعه است. اغلب مناط

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید