نتايج حاصل اين تحقيق، رابطه ي معناداري بين نگرش به اشتغال در بخش کشاورزي و ميزان مشارکت جوانان روستايي در زمينه ي پروژه هاي توسعه ي روستايي وجود دارد(اولجيد، 2008). وانر76(2002) معتقد است که جوامع بايد به نقش جوانان آگاه باشند چرا که جوانان بخش مهمي از بقاي جامعه محسوب مي شوند و هيچ کشوري نمي تواند مسائلش را بدون مشارکت جوانان حل کند(اسکندري و دين پناه،1385). از اين رو براي درک توسعه ي روستايي، توجه به نگرش جوانان روستايي و زمينه هاي وسيع اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، ارتباطي و آمايشي نقش سازنده اي دارد(ري77،2006). به همين دليل از مهمترين چالش هاي توسعه روستايي از ديدگاه توسعه پايدار در ايران را مهاجرت نيروي انساني از نواحي روستايي مي داند كه موجب تضعيف اقتصاد و فرهنگ روستايي و پيرتر شدن شاغلان كشاورزي شده و موجب شده است كه فضاهاي روستايي وضعيت ناپايداري را نشان دهند(تقديسي و احمدي شاپور آبادي،1391). بنابراين يکي از استراتژي هايي که براي دستيابي به توسعه ي کشاورزي و روستايي استفاده مي شود، ميزان و درجه مشارکت جوانان روستايي در برنامه هاي عمران روستايي به منظور ايجاد انگيزه در آن ها براي اشتغال در فعاليت هاي کشاورزي مي باشد از آن جايي که توسعه ي کشاورزي هر کشور متکي بر جوانان روستايي است، سياستگذاران بايد به نقش جوانان آگاه باشند و بر اساس نيازها و علايق آن ها برنامه ريزي کنند(اسکندري و دين پناه،1385).
يكي از عواملي كه باعث ناپايداري روستايي، عدم ماندگاري جوانان روستايي و جذابيت پايين محيط هاي روستايي مي شود، بهزيستي پايين در جوامع روستايي ايران است. شاخص هاي بهزيستي جامعه روستايي ايران در وضعيت پايين تري از جامعه ي شهري قرار دارد و همين امر سبب مي شود كه مناطق روستايي جذابيت هاي لازم را براي افراد نداشته باشند فاصله ي ميان مطلوبيت زندگي در جامعه ي روستايي و شهري و حتي مناطق مختلف جغرافيايي كشور، مهاجرت روستاييان به شهرها را به يكي از معضلات امروزي كشور بدل ساخته است. بالطبع اگر اين فاصله ها كم نشود و مطلوبيت ها و جذابيت هاي محيط هاي روستايي بالا نرود، روند مهاجرت شدت خواهد يافت. بنابراين مطلوبيت روستايي مي تواند باعث افزايش حس تعلق، مشاركت، سرمايه گذاري، سرزندگي، قابليت زيست و برگشت دوباره و حيات بخشي به روستا و محيط روستايي شود(رستمعلي زاده و سلياني، 1390).
قديري(2005) معتقد است که فعاليت هاي برجسته نقش جوانان روستايي در دستيابي به توسعه روستايي، شامل موارد زير است:
1) تاکيد بر تشکيل گروه هاي محلي، متشکل از جوانان روستايي براي تحليل نيازهاي واقعي خود و منافع و نگرش نسبت به توسعه روستايي ، به منظور پايه اي براي ساخت شغل در مناطق روستايي، و به منظور ترويج منافع مشارکت
2) سازمان و پياده سازي در مورد آموزش هاي مناسب به منظور بالا بردن سطح دانش و مهارت هاي حرفه اي جوانان روستايي در زمينه هاي مختلف روستايي
3) بررسي هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و حرفه اي عوامل موثر بر نگرش و انگيزه جوانان روستايي به سمت اشتغال در مناطق روستايي و تقويت تسهيل و کاهش موانع(موسايي و آرايش78،2011).

23-2 الگوهاي مطالعه تمايلات شغلي
رفتار جستجوي کار فکر مثبت مربوط به کيفيت اشتغال است، زيرا جستجوي کار به احتمال زياد منجر به فرصت هاي شغلي بيشتر مي شود و اجازه مي دهد که کارجو بهترين گزينه را انتخاب کند(وانبرگ و همکاران79،2002). از طرفي تمايل جستجوي کار نيز ارتباط مثبت و معناداري با رفتار جستجوي کار دارد. همچنين نگرش جستجوي کار نيز پيش بيني قابل توجهي از تمايل جستجوي کار است و تمايل به طور کامل با واسطه ي اثرات نگرشي بر رفتار هستند(هفت و همکاران80، 2000). در مورد رابطه بين نگرش و تمايلات رفتاري تئوري‌هاي مختلفي وجود دارد که در اين پژوهش براي سنجش تمايل رفتاري جوانان براي اشتغال در حرفه ي کشاورزي از دو تئوري رفتار برنامه ريزي شده و نظريه شغلي شناختي اجتماعي استفاده شده است. تئوري رفتار برنامه ريزي شده در واقع بسط يافته تئوري رفتار منطقي است (آجزن، 1991) اين تئوري اولين بار در سال 1967 توسط آجزن و فيش بين ارائه گرديد .هدف اين تئوري پيش بيني و درك عوامل تأثيرگذار انگيزشي بر رفتار فرد بود. بر طبق اين تئوري عامل تعيين كننده رفتار فرد، تمايل او براي انجام يا عدم انجام يك رفتار خاص است(آجزن و فيش بين 81، 2000). بر اساس اين مدل، تصميم گيري توسط يک ارزيابي منطقي از پيامدهاي رفتاري هدايت شده که در مجموع درک مثبت و منفي پيامدها، تعيين نگرش جهاني به سوي گزينه هاي رفتاري است(بامبرگ و موزر82، 2007).
از طرف ديگر هم عوامل محيطي بيرون از انسان و هم عوامل شناختي درون او در کنترل رفتار مؤثر است. به طور دقيق تر، فرآيندهاي شناختي، محيطي و رفتار شخص بر هم تاثير و تاثر متقابل دارند و هيچ کدام از اين سه جزء را نمي توان جدا از اجزاي ديگر به عنوان تعيين کننده رفتار انسان به حساب آورد(بندورا83،1977). به عبارت ديگر خصوصيات فردي و محيطي بر رفتار تاثير مي گذارند(گلنز و ويسوانت84،2008) و فرآيند انتخاب شغل، متغيرهاي محيطي و رفتاري را تحت تاثير قرار مي دهد(روگر و کريد85،2011). روانشناسان حرفه اي براي مدت طولاني مايل به دانستن اين مطلب بودند که چگونه موقعيت ادراکات و تفاوتهاي فردي نتايج شغلي را تحت تاثير قرار مي دهد و همچنين رابطه بين تفاوت هاي فردي، عوامل محيطي و رفتارها که با هم منافع و تمايل شغلي را توضيح مي دهند چگونه است؟(کونکلين و همکاران86،2012). به عبارت ديگر چگونه محيط شخصي و باورهاي فرهنگي انتخاب شغل و توسعه شغلي را تحت تاثير قرار مي دهند (تنگ و راس87، 2007). از اين رو از تئوري شغلي شناختي اجتماعي به عنوان تئوري دوم براي سنجش تمايل جوانان به اشتغال در حرفه کشاورزي استفاده شده است.
1-23-2 تئوري رفتار برنامه ريزي شده 88
توسعه و آزمون تئوري عمل منطقي مبني بر اين فرض است كه رفتارهاي مورد مطالعه تحت كنترل بوده و كاملا ارادي هستند. بنابراين تئوري عمل منطقي تنها محدود به پيش بيني رفتارهاي ارادي بود (آجزن،1999). در اوايل 1980 بود که بر اين مدل انتقاداتي وارد شد و باعث شد تا براي حذف محدوديت هاي تئوري عمل منطقي تدبيري انديشيده شود(يزدان پناه و همکاران89، 2011). سپس آيزن در سال 1988 با توجه به محدوديت هاي مدل مذکور در مورد رفتارهاي غير ارادي افراد، با اضافه کردن عامل کنترل رفتاري درک شده اين مدل را توسعه داد و تئوري رفتار برنامه ريزي شده را ايجاد نمود.(يزدان پناه و همکاران90، 2014). رابطه تمايل رفتاري با رفتار نشان مي دهد، افراد تمايل دارند در رفتارهايي درگير شوند که قصد انجام آن ها را دارند. بنابراين رفتار هميشه بعد از قصد رفتاري و متصل به آن است. اين تئوري بر اين فرض استوار است که رفتار منحصرا تحت کنترل تمايل رفتاري مي باشد. در نتيجه بيشترين کاربرد اين تئوري در رفتارهاي ارادي (رفتارهايي که براي انجام شدن، تنها نيازمند اراده و تمايل فرد مي باشند)(کانر و آرميتاژ91، 1998). تئوري رفتار برنامه ريزي شده يک تئوري شناختي اجتماعي است که به منظور درک و پيش بيني انجام يا عدم انجام رفتار انسان طراحي شده و تاثير سه عامل نگرش، هنجار ذهني و کنترل رفتاري درک شده بر قصد انجام رفتار را تعيين نمود (آجزن، 1999). به عبارت ديگر سه عامل مذکور مستقيما بر تمايل فرد تاثير مي گذارند تا يک رفتار را شکل دهند لذا تئوري رفتار برنامه ريزي شده مي تواند يک تئوري مؤثر به منظور مطالعه و درک تمايل هاي رفتاري باشد(مورئان و همکاران92،2011).
بنابراين در ادامه تئوري رفتار برنامه ريزي شده تشريح شده است:
1-1-23-2 قصد يا تمايل93
عامل اصلي تعيين رفتار در تئوري رفتار برنامه ريزي شده نيت فرد براي انجام آن رفتار است. نيات به عنوان عوامل انگيزشي هستند که رفتار را تحت تاثير قرار مي دهند. تمايلات نشان دهنده ي آن هستند که فرد چقدر تمايل دارد براي انجام رفتار تلاش کند. به عنوان يک قاعده ي کلي تمايل قوي تر براي انجام يک رفتار، بيشتر احتمال دارد عملي شود(آجزن، 1999). از اين رو سازه تمايل دلالت بر ميزان اشتياق و راغب بودن افراد براي سعي و تلاش و برنامه ريزي براي انجام رفتار مي باشد(کوک و فرينچ94، 2008). تمايل به طور کامل واسطه ي اثرات نگرشي و هنجار ذهني بر رفتار است( هفت و همکاران، 2000). به عقيده لنت و همکاران(1994) تئوري رفتار برنامه ريزي شده استدلال مي کند که بهترين پيش بيني کننده رفتار قصد به انجام رفتار است. به طور مشابه، نظريه شغلي شناختي اجتماعي نشان مي دهد که اهداف و مقاصد پيش بيني کننده مشارکت در فعاليت و رفتار هستند(زيکيک و ساک، 2009).
2-1-23-2 نگرش95
نگرش نسبت به رفتار اشاره دارد به درجه اي که يک فرد داراي ارزيابي مطلوب يا نامطلوب از رفتار مورد نظر است(نچيس96، 2012). به عبارت ديگر، نگرش احساس کلي افراد در مورد مطلوب بودن يا مطلوب نبودن يک موضوع يا رفتار خاص مي باشد(اليسون97، 2003) . همچنين نگرش فرد نسبت به پيامد آن رفتار، يعني باور فرد به اين كه آيا رفتار به پيامد مثبت يا منفي منجر مي گردد(فوروارد98،2006). در واقع نگرش، ارزشيابي مثبت يا منفي فرد به انجام يک رفتار است و ميزان آن به سنجش اعتقاد فرد نسبت به نتايج يک رفتار و ارزيابي ميزان مطلوبيت نتيجه آن رفتار تعيين مي‌شود (ساترلند99، 2011). نگرش به طور مستقيم رفتار را تعيين نمي‌کند بلکه به طور غير مستقيم و از طريق تمايل رفتاري بر رفتار اثر دارد (بامبرگ و موزر، 2007). به عبارت ديگر نگرش در نوع رفتار انسان نقشي تعيين کننده دارد و تمايل و تصميم انسان در انجام يا عدم انجام هر کاري بدان وابسته است (اسبورن و دير، 2000).
3-1-23-2 هنجار ذهني100
در چارچوب تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده، مفهوم هنجار ذهني در درجه اول فشار اجتماعي درک شده که افراد مرجع مهم، در انجام يا عدم انجام رفتار دارند، مي باشد(بامبرگ و موزر، 2007) و اشاره به برداشت فرد از نظرات افراد مهم براي انجام يا عدم انجام رفتار است (ديبار101، 2006). به عبارتي نشان‌دهنده ميزان اهميت به نظر ساير افراد درمورد رد يا پذيرش رفتار مورد نظر است(ساترلند، 2011). به طور کلي هنجارذهني اشاره به اين مسئله دارد كه فشارهاي اجتماعي درك شده ممكن است باعث شود فردي رفتار خاصي را انجام دهد يا ندهد (چتزيسارانتيس102،2011).
4-1-23-2 کنترل رفتاري درک شده103
کنترل رفتار درک شده، نقش مهمي در تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده دارد؛ در واقع تئوري رفتار برنامه‌ريزي شده با اضافه شدن کنترل رفتار درک شده است که از تئوري عمل منطقي متفاوت شده است (آجزن، 1999). سازه کنترل رفتاري درک شده به عنوان سومين عامل تعيين کننده قصد انجام رفتار به درک فرد از آساني و سختي انجام رفتار مربوط است(هرناندز و مازون104، 2007). به عبارت ديگر تخمين توانايي فرد براي انجام رفتار کنترل رفتار درک شده ناميده مي‌شود(بامبرگ و موزر، 2007). همچنين باور به وجود يا عدم وجود فاکتورهايي که عملکرد رفتار را تسهيل مي‌کند (ساترلند، 2011).
کنترل رفتاري درک شده در تئوري رفتار برنامه ريزي شده، ادراک از محدوديتهاي دروني و بيروني انجام رفتار را انعکاس مي دهد(چتزيسارانتيس، 2011). همچنين مي توان گفت كنترل رفتاري درك شده اشاره به درجه اي دارد كه يك فرد احساس مي كند انجام دادن يا ندادن يك رفتار تحت كنترل ارادي او مي باشد .اگر افراد معتقد باشند كه آنها منابع يا فرصت هايي براي انجام دادن رفتار مورد نظر در اختيار ندارند، احتمال انجام رفتار مورد نظر كمتر خواهد شد حتي اگر افراد نسبت به انجام رفتارمورد نظر

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید