اجتماعي ايده اي در جامعه، شامل حالت هاي رسمي و غير رسمي بهره برداري از جوامع، شبکه هاي تعامل شهروندان، ارزش ها، هنجارهاي اجتماعي و ديگر ساختارهاي اجتماعي که همه داراي اثر حياتي در توسعه اقتصاد و تشديد تحقق اهداف فردي است(پيکونن، 2006). به باور پوتنام69(2000) سرمايه ي انساني به توانايي هاي افراد و سرمايه ي اجتماعي نيز به ارتباطات ميان افراد گفته مي شود. شبكه هاي اجتماعي از روابط اجتماعي و پيوند افراد موجود در سازمان و جامعه ايجاد مي شود. اين افراد با تبادل اطلاعات و همكاري در حل مشكلات از روابط دوجانبه بهره مند مي شوند70(رينگ پردو، 2010).
از ديدگاه پوتنام (1993 ) سرمايه اجتماعي از طريق ايجاد سازمان هاي اجتماعي بر پايه اعتماد، هنجارها و روابط شبکه اي شکل مي گيرد که کارايي را از طريق تسهيل هماهنگي در اقدامات بهبود مي بخشد و ظرفيت هاي افراد گروه ها را بر دستيابي به اهداف نهايي تسهيل مي کند، بالعکس فقدان آن منجر به بروز محدوديت هايي در فرآيند توسعه در سطوح مختلف مي شود(خان71،2011). بنابراين اين را مي توان استدلال کرد که سرمايه اجتماعي باعث افزايش رفاه افراد و جوامع به دليل اعتماد شبکه ها و حمايت هاي اجتماعي و همچنين تسهيل فعاليت هاي مردم مي شود و زماني که مردم با هم در ارتباط هستند و به يکديگر اعتماد دارند، تعامل اجتماعي ساده تر ساخته شده و جريان اطلاعات بهبود مي يابد(پيکونن،2006). اما واقعيت آن است که علي رغم جمعيت زياد جوانان در روستا، جوانان روستايي از نظر قدرت سياسي و اجتماعي محدود شده اند و تمايل براي تسلط بر تصميم گيري در تمام سطوح در جوامع سنتي بر عهده ي افراد مسن و به خصوص مردان مسن تر است. در حال حاضر به طور گسترده اي پذيرفته شده که جوانان مي توانند نقش مهمي در بهبود مديريت در هر دو سطح ملي و محلي بازي کنند(بنل، 2007). سرمايه هاي اجتماعي و اقتصادي درون منطقه و اجتماعات محلي از عوامل موفقيت در نظرگرفته مي شوند، چراكه جوانان بنا دارند زندگي بزرگسالي و هويت خود را در همان اجتماع محلي و منطقه ي زادگاهشان بسازند(تيسن و همکاران،2012). توانمند سازي جوانان به عنوان مرحله مهمي در زندگي براي ساخت و ساز سرمايه انساني به رسميت شناخته شده است (ايمه،2012). از اين رو جوانان بايد بسيج شوند به طوري که آنها قادر به مشارکت کامل و به دست آوردن مالکيت بر توسعه را داشته باشند. استراتژي ها و سياست هاي سازمان هاي جوانان روستايي از هر نوع بايد به عنوان يک عنصر کليدي در بالا بردن ظرفيت سازماني براي فقرا تاسيس و تقويت شود (بنل، 2007).
19-2 سرمايه انساني – آموزش پايه
جوانان روستايي در مقايسه با جوانان شهري تمايل نسبتا ضعيفي به تحصيل دارند(بنل، 2007). بسياري از مناطق روستايي يا فاقد مدارس هستند و يا مدارس آن ها فاقد آموزش و يادگيري مستمر، امکانات اساسي و معلمان واجد شرايط است (پام، 2014). نزديک به 140 ميليون جوان در کشورهاي در حال توسعه به عنوان بي سواد طبقه بندي شده. به طور کلي، آماده سازي جوانان روستايي براي کار مولد ضعيف است. به گزارش جهاني توسعه 2007، با توجه به شرايط در حال تغيير نياز است که توجه بيشتري به سرمايه هاي انساني داده شود (بنل، 2007). بنا به گفته کرمي دهکردي(1377) با وجود اينکه کشاورزي در جامعه روستايي مهمترين رکن زندگي است و مسائل مربوط به آن به عنو ان اساسي ترين نيازهاي مردم محسوب مي گردد، ليکن در نظام آموزش براي اين مناطق، جايگاه خاصي براي برنامه هاي آموزش کشاورزي وجود ندارد(قنبري و برقي،1388). فيري نظام اجتماعي، خانواده و مدرسه را در ايجاد انگيزه و شرايط فکري لازم براي جذب جوانان روستايي به فعاليت هاي کشاورزي داراي نقشي سازنده مي داند(فيري72، 2006).
گوبلي (1996) جوانان بهره برداران آينده ي منابع توليد بوده و براي بهره برداري پايدار از اين منابع به آموزش هاي گوناگون نياز دارند. با آموزش جوانان، مي توان به داشتن روستايياني آگاه و توانمند براي نيل به اهداف توسعه ي روستايي اميدوار بود، برنامه هاي توسعه ي جوانان روستايي وسيله اي با اهداف تامين نيازهاي اساسي، اجتماعي و نيز فراهم سازي زمينه ي کسب مهارت ها و صلاحيت هاي فردي است که آن ها احساس مي کنند براي ورود موفقيت آميز به دوره ي بزرگسالي بدان نياز دازند(تاجري مقدم و همکاران،1392). از آن جايي که اکثريت جوانان روستايي به امور کشاورزي اشتغال دارند و کشاورزي علمي است که بايد با عمل باشد. يکي از راههاي موفقيت در اين بخش، متحول ساختن روحيه ي جوانان روستايي و سوق دادن آن ها به کارهاي عملي کشاورزي با استفاده از فنون(تکنيک) جديد توليد است. نظر به اينکه جوانان نسبت به بزرگسالان تجربه ي کاري کمتري داشته و روش هاي سنتي و کم بازده ي توليد در ذهن آن ها نقش بسته است، در آموزش کمتر با مشکل روبرو مي شوند به خصوص جواناني که باسواد بوده و تونايي استفاده ي بهتر و بيشتر از نتايج تجربه هاي علمي و تحقيقي را در زمينه هاي مختلف کشاورزي را دارا باشند اين جوانان ثابت نموده اند چنان چه آموزش هاي مناسبي ببينند و از حمايت سازمان هاي مربوطه برخوردار شوند، نيروي کارآمد محسوب شده و در بخش هاي مختلف حرکت هاي اصولي و سازنده اي را به وجود خواهند آورد. لذا توجه به امر آموزش و پرورش جوانان روستايي به عنوان مولدين آينده ي محصولات کشاورزي و منبع عظيم انتقال تکنولوژي به نسل هاي آينده، لازم و ضروري به نظر مي رسد(محبوبي قمي و ميردامادي،1382).
به گزارش فائو و يونسکو (2005) و بر طبق نظريه ي سرمايه ي انساني، سطح آموزش نيروي کار کشاورزي، بر بهره وري کشاورزي تاثير مي گذارد، اين ارتباط ممکن است به سه شکل باشد:
– آموزش مي تواند کيفيت کار کشاورزي را از طريق توانمندسازي آنان براي توليد بيشتر با استفاده از عوامل توليد موجود بالا ببرد(غير از کار)
– آموزش مي تواند ميزان کارآيي منابع تخصيص يافته را بالا ببرد
– آموزش مي تواند به کشاورزان کمک کند تا با استفاده از متون جديد، راه هاي اثربخش تر توليد را انتخاب کند(عسکري بزايه و مجيب حق قدم،1390).
سوانسون و همکاران(1991) بر اين باورند که نقش برنامه هاي آموزشي در ايجاد انگيزه در جوانان براي اشتغال در بخش کشاورزي و کاهش مهاجرت جوانان روستايي و دستيابي به ثبات پايدار روستايي شامل عوامل متعددي است که مهم ترين آنها به شرح زير است:
1) ايجاد مهارت هاي لازم جهت اشتغال مناسب
2) ايجاد و رشد روحيه ي خلاقانه
3) تقويت هويت و تعلق شهروندي (موسايي و عماني، 2011) بنابراين مي توان گفت يادگيري مستمر در کشاورزي مدرن براي موفقيت اين برنامه حياتي است(اودهيمبو، 2006).
20-2 سرمايه انساني- آموزش مهارت
عماني و چيذري معتقدند كه جوانان روستايي در كشورهاي در حال توسعه با چالش هاي مختلفي نظير شرايط نامناسب كار و فرصت هاي محدود آموزشي مواجه هستند. بنابراين، ارزيابي دقيق نيازهاي آموزشي و فراهم آوردن شرايط مناسب در اين زمينه مي تواند از مهاجرت بي رويه ي جوانان جلوگيري نمايد(عماني و چيذري73، 2006). مطالعات مختلف نشان داده اند، چگونه آموزش را به عنوان تمريني در حال حاضر(به خصوص آموزش متوسطه) به کار گيريم براي کمک به روند ساختن جوانان روستايي که در مهارت هاي کشاورزي ناديده گرفته شده و کشاورزي خود را به عنوان يک شغل کاهش داده است(کرافورد، 2011). نيروي انساني ماهر و کارآمد از مهمترين اولويت ها براي دستيابي به توسعه روستايي و کشاورزي است. براي رسيدن به اين مهم، آموزش شرط لازم براي بالابردن کارآيي و بهره وري اين نيرو مي باشد. از آنجا که بخش عظيمي از جمعيت کشور در مناطق روستايي ساکن هستند و اکثر آنان نيز در بخش کشاورزي مشغول فعاليت مي باشند، ايجاد ساختار و استراتژي مشخصي براي کارآمد کردن اين افراد در زمينه هاي مختلف شغلي خودشان)(بخش کشاورزي) بسيار ضروري به نظر مي رسد(قنبري و برقي،1388). به گفته لي(1993) البته مطلب مهم در اين زمينه اين است که نبايد فکر کنيم که هر نوع آموزش و يا نظام آموزشي به تنهايي مي تواند طلايه دار دگرگوني در روستاها و يا بخش کشاورزي باشد. بلکه آموزش در مناطق روستايي بايد با ظرافت خاصي بتواند روستائيان را نسبت به مسائل کشاورزي و روستايي حساس نمايد و آنها را در زمينه هاي ايجاد اشتغال، درآمد، رفاه و … در مناطق روستايي خودشان آگاه نمايد)قنبري و برقي،1388).
21-2 توسعه روستايي
توسعه فرآيندي همه جانبه است که در نتيجه آن، جامعه به سمت از ميان برداشتن عوامل توسعه نيافتگي نظير گرسنگي، فقر، بيماري، آسيب پذيري اجتماعي و بيکاري، حرکت مي کند .در واقع هدف از توسعه تجديد سازمان نظام اجتماعي و اقتصادي است، به نحوي که در اين فرايند، علاوه بر بهبود سطح زندگي دگرگوني هاي اساسي در نهادها، زيربناهاي اجتماعي، مديريت و نهايتا در رفتار انسان ها پديدار مي گردد(خاتون آبادي،1384). توسعه روستايي، به عنوان مفهومي تلقي شده است که قصد ارتقاي استانداردهاي زندگي افراد را دارد و به عنوان پيش زمينه اي براي کاهش فقر روستايي قلمداد مي شود (تورجمان74،2000). از اين رو توسعه ي روستايي يک مفهوم جامع و چند بعدي است که هم در برگيرنده ي توسعه ي کشاورزي و فعاليت هاي وابسته بدان است و هم زيربناهاي اقتصادي، خدمات اجتماعي، فرهنگي و توسعه ي انساني را در بر مي گيرد. بدين ترتيب مفهوم توسعه ي روستايي عبارت است از بازخوردي از عوامل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، نهادي و کالبدي. به طور کلي توسعه ي روستايي اصولا به معني تغيير شکل اساسي در همه ي ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و روابط انساني در روستاهاست که به تدريج شرايط زندگي روستاييان را بهبود بخشيده، عامه مردم روستاها از مواهب آن بهره مند مي شوند(بهرامي، 1383). هدف اصلي از اجراي برنامه هاي مختلف در نواحي روستايي، رسيدن به توسعه ي روستايي است و يكي از اهداف كلان توسعه نيز كاهش بيكاري، ايجاد و افزايش فرصت هاي شغلي است. بيكاري و كمبود فرصت هاي شغلي، نتيجه ي نابرابري بين عرضه و تقاضاي نيروي كار و يا بازار كار در روستاهاست. از سوي ديگر، كاهش رشد بخش كشاورزي درنواحي روستايي و نيز كاهش شاغلان آن، اين واقعيت را نشان مي دهد كه در آينده، افزايش اشتغال در نواحي روستايي بيشتر در گروِ توسعه ي بخش هاي صنعت و خدمات است (رضواني،1387). تاجري مقدم و همکاران به نقل از محبوبي اظهار مي دارند جوانان روستايي اعم از دختر و پسر، با توجه به توانمندي هاي خود، سهمي به سزا در رشد و نمو روستاها دارند، اين در حالي است که روستاها به صورت مستقيم در حوزه هاي کشاورزي، صنعت و دامداري براي هر کشوري تاثير گذارند و بدين دليل، توجه به جوانان روستايي تحصيل کرده، خلاق و مبتکر مي تواند بيش از پيش در پيشرفت و توسعه ي روستاها و حتي شهرها مهم باشد. جوانان روستايي بخشي از مخاطبان اصلي نظام آموزش ترويج، از توان هاي بالقوه و ارزشمند در راه دستيابي به اهداف توسعه ي روستايي به شمار مي روند(تاجري مقدم و همکاران، 1392).

22-2 مشارکت جوانان در کشاورزي و توسعه روستايي
جوانان مي بايست نقشي اساسي و مهم در جهت رسيدن به توسعه ي کشور ايفا کنند، چرا که آنان مي خواهند در جامعه ادامه حيات داده و زندگي کنند(اودهيمبو75، 2000). از طرفي نيز پايداري و پويايي توسعه ي كشاورزي و عمران روستايي در ايران، مستلزم بهره مندي كشور از سرمايه هاي انساني ماهر و متخصص در زمينه هاي توليد و تبديل محصولات كشاورزي مي باشد(شهبازي و علي بيگي،1385). اولجيد در تحقيقي با عنوان نگرش جوانان روستايي در زمينه ي پروژه ي توسعه، نقش جوانان روستايي را در کشاورزي بسيار مهم ارزيابي مي کند بر اساس

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید